به گزارش "ورزش سه"، مرینو به مرور نیمفصل دوم سال گذشته پرداخته است؛ روزهایی که با مصدومیت شدید پا آغاز شد، با قهرمانی در لیگ برتر انگلیس همراه بود و در نهایت به فتح جام جهانی ۲۰۲۶ در نیوجرسی ختم گردید. مرینو یادداشت خود را با اشاره به لحظات سخت مصدومیتش شروع میکند: «فوریه گذشته مجبور شدم افسردهکنندهترین فایل پاورپوینت زندگیام را تماشا کنم.» پزشکان به او اعلام کردند چهار ماه پیش از جام جهانی، باید شش ماه دور از میدانها باشد و به او گفتند: «میکل، شرمندهام. این کار غیرممکن است.» با این حال، او با همراهی همسر باردارش لولا، مراحل سخت درمانی را طی کرد و تسلیم نشد.  مرینو همچنین به حادثه تکاندهنده سال ۲۰۱۷ اشاره کرد که دیدگاه او را به زندگی تغییر داد: «خوششانسم که زندهام. ۲۰ ساله بودم و در دورتموند بازی میکردم که در راه رفتن به بازی لیگ قهرمانان اروپا با سه بمب به اتوبوس ما حمله شد. صدای کرکنندهای آمد و اتوبوس نزدیک بود واژگون شود. به پشت سرم نگاه کردم و روی زمین خون دیدم. دودی غلیظ و صدای فریاد به گوش میرسید. همان شب در بیمارستان منتظر مارک بارترا بودم که مچ دستش خرد شده بود. روز بعد فردی به من گفت تکه بزرگی از ترکش بمب در پشتی صندلی کنار بارترا فرو رفته بود؛ صندلی همیشگی من. اما آن روز آن صندلی خالی بود، چون پاهایم کمی خسته بود و صندلیهای جلویی خم میشدند. برای همین آنجا نشستم و شاید همین تصمیم جانم را نجات داد.» با وجود آنکه مرینو چهار ماه بازی نکرده بود، مدام آمارهای عملکردی خود را برای دلافوئنته فرستاد تا در نهایت نامش در فهرست جام جهانی قرار گرفت: «صفر دقیقه بازی در چهار ماه؛ چطور میخواهی چنین بازیکنی را دعوت کنی؟ ناگهان روی صفحه اسمم درآمد: میکل مرینو! لولا را بغل کردم و مارکو را بوسیدم. گوشیم از شدت پیامها داغ کرده بود. من به جام جهانی میرفتم.»  او در مسابقات نقش کلیدی داشت؛ از گلزنی برابر پرتغال گرفته تا فینال مقابل آرژانتین و بلوکه کردن شوت لیونل مسی: «در یک لحظه مسی پشت محوطه جریمه آماده شوتزنی شد و من با خودم گفتم: نه، او نه. به سمتش یورش بردم. محکم شوت زد؛ درست به صورت من خورد. مثل این بود که تیر خورده باشم زمین خوردم. آنقدر محکم خورد که تا پایان بازی یکی از چشمهایم نمیدید. برای لحظهای واقعاً نگران شدم، اما وقتی صفیر پایان بازی زده شد، فقط احساس آرامش کردم.» مرینو در پایان از خانوادهاش قدردانی کرد و نوشت: «هنوز هم باورم نمیشود همه این اتفاقات رخ داده است. تنها میتوانم بگویم متشکرم.» |