| صبح نو: آمریکا که با وجود ماهها درگیری از مقابله با ایران عاجز مانده، حالا قصد دارد به اهرم فشار دیگری -ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل- متوسل شود تا به ظن خود، ایران را وادار به تسلیم کند. بلومبرگ گزارش داده که ایالات متحده قصد دارد موضوع برنامه هستهای ایران را به دلیل آنچه «عدم همکاری تهران با کارشناسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)» خوانده شده، در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کند. این قطعنامه از ایران میخواهد که «فوراً عدم پایبندی خود را جبران کند» و به بازرسان اجازه دسترسی بدهد تا تأیید کنند که مواد هستهای منحصراً برای اهداف صلحآمیز استفاده میشوند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، هم روز گذشته تلاش کرد با برجستهسازی «عدم همکاری ایران» و اشاره به یک سال بلاتکلیفی درباره ذخایر اورانیوم در تأسیسات آسیبدیده، فضا را برای قطعنامه جدید مهیا کند. با این حال، او از اشاره به علت اصلی این عدم همکاری – یعنی حملات نظامی به مراکز تحت نظارت آژانس – خودداری ورزید و تأکید کرد که این روند عدم دسترسی آژانس به تأسیسات هستهای ایران باید به صورت «فوری» اصلاح شود. آژانس دائما از عدم همکاری ایران سخن می گوید اما نمی گویند چرا ایران اجازه بازرسی از مراکز آسیبدیده را نمیدهد؟ آژانس به عنوان نهاد فنی، باید از تأسیسات هستهای همه کشورها در برابر هرگونه تعرض محافظت کند. اما آژانس، بمباران سایت های هسته ای ایران که تحت نظارت این نهاد بودند را نه تنها محکوم نکرد حالا به دنبال صدور قطعنامه نیز هست و به جای محکومیت عاملان، از قربانی میخواهد که «همکاری سازنده» بیشتری داشته باشد. از نظر ایران، پس از حمله، شرایط امنیتی منطقه به کلی دگرگون شده و ادامه بازرسیها با همان روال سابق، نه ممکن و نه عاقلانه است و هرگونه همکاری جدید، منوط به توقف تهدیدات و محکومیت صریح اقدامات تجاوزکارانه از سوی شورای حکام و آژانس است. درواقع «امنیت تأسیسات هستهای» پیششرط «بازرسی مؤثر» است. وقتی تأسیساتی هدف بمباران قرار میگیرد، اطلاعات طبقهبندی شده، وضعیت تجهیزات و حتی جان کارکنان در معرض خطر قرار میگیرد، طبیعی است که کشور میزبان سطح دسترسی را کاهش دهد. نمایندگی ایران در آژانس نیز در واکنش به اظهارات گروسی اعلام کرد: «مدیرکل آژانس برای اجرای پادمان در ایران از متجاوزان - ایالات متحده و رژیم اسراییل - بخواهد که حمله یا تهدید به حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز تحت پادمان را متوقف کنند تا زمینههای ضروری برای اجرای پادمانهای آژانس فراهم شود.» اما آنچه این طرح را با چالش مواجه میکند، پایانیافتن رسمی قطعنامه 2231 در اکتبر 2025 و مخالفت آشکار روسیه و چین با هرگونه تفسیر جدید از آن است. به عبارتی، آمریکا برای موفقیت در شورای امنیت، نه تنها به رأی مثبت اعضای دائم، بلکه به حداقلسازی مخالفتهای سیاسی نیاز دارد – امری که در فضای کنونی بسیار بعید به نظر میرسد. اگر آمریکا بتواند قطعنامه مطلوب خود را در شورای حکام تصویب کند (که با توجه به نفوذ اروپا محتمل است)، پرونده به شورای امنیت خواهد رفت. اما در آنجا، وتوی روسیه یا چین مانع از صدور قطعنامه الزامآور خواهد شد و در نهایت، قطعنامهای غیرالزامآور با بار سیاسی صادر میشود. با مخالفت روسیه و چین، آمریکا در ارجاع پرونده ناکام میماند و در عوض، به تحریمهای یکجانبه و فشارهای اقتصادی خارج از چارچوب سازمان ملل متوسل میشود – روندی که در سالهای گذشته نیز کارایی چندانی نداشته است. رویکرد فعلی آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دچار یک «نقص بنیادین» است: تلاش برای حل بحرانی که خود از طریق اقدام نظامی ایجاد کردهاند، بدون پرداختن به ریشههای آن. تا زمانی که شورای حکام از محکوم کردن حملات به تأسیسات هستهای تحت نظارت خود خودداری کند، درخواست همکاری از ایران، نه تنها بیاثر، بلکه ضدِعملکردی خواهد بود. آنچه غرب نیاز دارد، بازنگری در تعریف «همکاری» است؛ یعنی پذیرش این واقعیت که بازرسی، در شرایط جنگ یا تهدید جنگی، مفهومی متفاوت از زمان صلح دارد. در غیر این صورت، ارجاع پرونده به شورای امنیت نیز، همچون حملات نظامی، به نتیجهای جز تشدید بنبست منجر نخواهد شد. |