| یک کارشناس مسائل منطقه توصیه کرد: امارات تا دیر نشده از این تحول درس بگیرد و به آغوش منطقه بازگردد. توسعه روابط با رژیم صهیونیستی چیزی جز فرورفتن بیشتر در باتلاق وابستگی به اسراییل نیست. کشورهای اسلامی هم به بازگشت امارات کمک و این امکان را برای این کشور فراهم کنند که از دام اسراییل و این مخمصه مرگبار رها شود و گذشته ها را جبران کند. این به نفع همه کشورهای اسلامی و موجب شکست طرح های اسراییل در منطقه است. به گزارش جماران، عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران گفت: افشاگری خبر سفر نتانیاهو به امارات از سوی دفتر وی در این شرایط حساس و پرتنش، چیزی جز یک خنجر خونین در قلب امارات نیست و این بهای دوستی با اسراییل است. هادی برهانی با اشاره به خبر سفر نتانیاهو به امارات در حین جنگ علیه ایران که اخیرا از سوی دفتر نخست وزیر اسراییل افشا شد، اظهار کرد: اصرار دفتر نتانیاهو بر انجام این سفر و افشای جزییات بیشتری از آن پس از تکذیب رسمی امارات، نشان می دهد این افشاگری اقدامی آگاهانه، عمدی و حساب شده برای رسیدن به اهداف مشخصی بوده است. همچنین افشاگری سفیر آمریکا در اسراییل درباره ارسال سامانه گنبد آهنین و تعدادی نیروی عملیاتی از اسراییل به امارات نیز در همین رابطه قابل ارزیابی است. اسراییل و نتانیاهو به خوبی می دانند این اخبار موقعیت امارات را در جهان اسلام و جهان عرب متزلزل می کند و بدبینی و بی اعتمادی به آن را افزایش می دهد و امارات را متحد و همدست اسراییل در منطقه معرفی می کند. وی با بیان اینکه همچنین قابل پیش بینی بود ایران از این خبر برای فشار تبلیغاتی بر امارات و توجیه حملات موشکی و پهپادی خود به آن استفاده کند، افزود: علاوه بر این، با افشای این خبر، امارات به یک هدف اصلی در حملات بعدی ایران تبدیل خواهد شد. در درگیری های آتی، ایران توجیه مشخص و دست بازتری برای حمله و هدف قراردادن امارات خواهد داشت و این برای امارات که همه تأسیسات مهم آن در کنار آب های خلیج فارس و در تیررس نیروهای نظامی ایران قرار دارد، می تواند فاجعه بار باشد. به دلایل جغرافیایی و ژئوپولیتیکی، اقتصاد و امنیت امارات و تمامی دارایی های این کشور در برابر حملات ایران بسیار آسیب پذیر است. این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: اکنون سوال مهم این است که با توجه به این تبعات وحشتناک برای امارات، چرا اسراییل با افشای این خبر، امارات یا در واقع مهم ترین هم پیمان خود در منطقه را در معرض چنین مخاطره ای قرار داده است؟ پاسخ این سوال در منافع اسراییل از این اقدام نهفته است. اسراییل با این اقدام خود موقعیت امارات را در جهان عرب و اسلام در معرض نابودی قرار داد و به این ترتیب برای این کشور چاره ای جز همراهی و تبعیت از اسراییل باقی نگذاشت. امارات در عین رابطه با اسراییل، تلاش داشت روابط با منطقه و ایران را در حدی حفظ کند و نوعی توازن در روابط منطقه ای خود داشته باشد. اما اسراییل با این افشاگری تلاش کرد پل روابط امارات با منطقه را تخریب کند و برای امارات گزینه ای جز همکاری با خود باقی نگذارد و در واقع امارات را در وضعیت وابستگی امنیتی به اسراییل قفل کند، حتی اگر این نزدیکی و وابستگی به نابودی و هزینه های هنگفت برای امارات تبدیل شود. برهانی اضافه کرد: با این اقدام و افزایش بدبینی کشورهای منطقه به ابوظبی، بازگشت امارات به منطقه و عقب نشینی از همکاری با اسراییل سخت تر یا حتی غیرممکن می شود و امارات مجبور خواهد شد از بازی دوگانه ای که یک سر آن تعامل با کشورهای اسلامی و یک سر آن تعامل با اسراییل بود، فاصله گرفته و تمام تخم مرغ های خود را در سبد اسراییل بگذارد. در واقع به این ترتیب اسراییل امارات را به خود نزدیک تر و وابسته تر می کند؛ به گونه ای که احتمال دوری این کشور از اسراییل بسیار ضعیف شود، زیرا امارات دیگر در نزد کشورهای منطقه جایگاه قابل اعتمادی نداشته و به عنوان مزدور اسراییل شناخته می شود. وی افزود: علاوه بر این، محاسبات اسراییل می تواند موضوع مهم دیگری را در نظر گرفته باشد. اگر در درگیری نظامی آتی امارات به هدف اصلی ایران تبدیل شود و موشک ها و پهپادهای ایران به سوی امارات روانه گردد، فشار بر صهیونیست ها کمتر شده و اسراییل ضربات موشکی و پهپادی کمتری دریافت خواهد کرد. در واقع سهولت دستاوردسازی در جبهه امارات می تواند ایران را از جبهه اسراییل که دستاوردسازی در آن سخت تر است، دور یا منحرف کرده و به سوی هدف گیری امارات ترغیب کند. عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با بیان اینکه این امر تحول مهمی در شناخت منطقه و ماهیت بازیگری اسراییل است، عنوان کرد: اسراییل در تاریخ خود نشان داده تنها و تنها به منافع نامشروع خود اهمیت می دهد و منافع دیگران در این مسیر ارزشی برای آن ندارد. اسراییل ابتدا از کشورهای منطقه استفاده و پس از مدتی، آنها را رها می کند. قبلا این مدل از رفتار اسراییل، در رابطه با مصر و اردن و ساف (سازمان آزادی بخش فلسطین) دیده شده بود. امارات فکر می کرد بازیگر متفاوت و زیرک تری است و می تواند به موجب رابطه با اسراییل، به موقعیت بهتری در منطقه دست یابد، اما اینک زمان روشن شدن حقیقت در روابط امارات و اسراییل فرارسیده و این کشور به سرنوشت مصر و اردن مبتلا شده است و نه راه پیش دارد و نه راه پس. برهانی با بیان اینکه اسراییل در نهایت بی رحمی و منفعت طلبی با سرنوشت امارات و منافع آن بازی می کند و این کشور توان اعتراض یا بازگشت را ندارد، اظهار کرد: امارات حتما در جریان درگیری های جاری خلیج فارس، یکی از زیان کاران خواهد بود و هزینه گزافی خواهد داد. امارات اینک میان دو بازیگر قدرتمند اسراییل و ایران گیر کرده و به دلیل دسیسه های اسراییل، قدرت مانور خود را از دست داده است. افشاگری خبر سفر نتانیاهو به امارات از سوی دفتر وی در این شرایط حساس و پرتنش، چیزی جز یک خنجر خونین در قلب امارات نیست و این بهای دوستی با اسراییل است. این کارشناس مسائل منطقه توصیه کرد: امارات تا دیر نشده از این تحول درس بگیرد و به آغوش منطقه بازگردد. توسعه روابط با رژیم صهیونیستی چیزی جز فرورفتن بیشتر در باتلاق وابستگی به اسراییل نیست. کشورهای اسلامی هم به بازگشت امارات کمک و این امکان را برای این کشور فراهم کنند که از دام اسراییل و این مخمصه مرگبار رها شود و گذشته ها را جبران کند. این به نفع همه کشورهای اسلامی و موجب شکست طرح های اسراییل در منطقه است. وی همچنین با اشاره به خبر اخیر رویترز مبنی بر حملات محرمانه عربستان به ایران در میانه جنگ اخیر، بیان کرد: اسراییل در جریان جنگ غزه و جنایاتی که علیه خاورمیانه مرتکب شد، کشورهای منطقه را نسبت به خود منفی و بدبین تر از گذشته کرد و این کشورها پس از سال ها، مجددا در اینکه اسراییل خطر اول منطقه است، متفق شدند و پیمان صلح ابراهیم که برای شکاف و جدایی در منطقه طراحی شده بود، در معرض اضمحلال قرار گرفت. این برای اسراییل می توانست یک فاجعه راهبردی در پی داشته باشد. اسراییل هر چه قدر هم که قدرت داشته باشد و از هر نفوذی در جهان و آمریکا برخوردار باشد، تا وقتی از سوی کشورهای منطقه و محیط پیرامونی خود مورد پذیرش قرار نگیرد، آینده مجهولی دارد و امنیت واقعی را درک نخواهد کرد. این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: برای اسراییل مهم بود که روابط نزدیک بین کشورهای خاورمیانه و به ویژه قدرت های منطقه شامل ترکیه، ایران، مصر و عربستان که اخیرا سرعت گرفته بود، متوقف و مختل شود و یکی از اهداف اسراییل از حمله 40 روزه به کشورمان و پیامدهای آن نیز رسیدن به همین هدف بود. در این راستا دوری ایران و کشورهای عرب خلیج فارس به ویژه عربستان برای اسراییل دستاوردی راهبردی به حساب می آید. این هدف هم از طریق جنگ نظامی و هم از طریق جنگ تبلیغاتی و رسانه ای دنبال می شود. به نظر می رسد بسیاری از خبرپراکنی ها در مورد اوضاع منطقه و به ویژه نوع تعاملات ایران و عربستان، با این هدف تولید و منتشر می شود. برهانی تاکید کرد: هدف اسراییل این است که نهایتا کشورهای اسلامی و به ویژه قدرت های اسلامی و به خصوص ایران و عربستان را به جان یکدیگر بیاندازد. اگر این هدف محقق شود اسراییل به هدف اصلی خود از این جنگ رسیده و برنده اصلی این جنگ به حساب می آید. استراتژیست های ایران و عربستان و کشورهای منطقه باید به اهداف راهبردی اسراییل توجه کنند و بدانند این رژیم چه خوابی برای منطقه دیده است و در تصمیم گیری های خود، اسیر احساسات و شرایط نشوند و اهداف راهبردی و آینده منطقه و نقشه های رژیم را مدنظر داشته باشند. پیروزی اسراییل در این نبرد شکستی برای همه کشورهای منطقه از جمله ایران و عربستان است و دود آن به چشم همه خواهد رفت. |