| روزنامه جوان نوشت: وقتی دائماً به مردم القا شود که مسئولان کشور یا ناتوانند یا نفوذی یا مرعوب، نتیجه ای جز گسترش بدبینی، بی اعتمادی و فرسایش انسجام ملی نخواهد داشت. جامعه ای که اعتمادش تخریب شود، در برابر هر بحران خارجی و هر عملیات روانی دشمن آسیب پذیرتر خواهد شد. تبیین واقعی، آن گونه که در ادبیات انقلاب اسلامی مطرح شده، به معنای روشنگری مسئولانه، امیدآفرینی، تقویت عقلانیت عمومی و حفظ انسجام ملی است؛ نه تبدیل هر اختلاف کارشناسی به پروژه ای برای تخریب همه ارکان کشور. سؤال اساسی اینجاست: تا چه زمانی قرار است برخی افراد، برای کسب هیجان سیاسی یا محبوبیت رسانه ای، موتور نفرت و سوءظن را روشن نگه دارند؟ تا چه زمان باید با تحلیل های ناروا، جامعه را نسبت به همه نهادهای داخلی بدبین کرد؟ کشوری که درگیر جنگ روایت ها و فشارهای پیچیده خارجی است، بیش از هر زمان دیگری به نقد منصفانه، عقلانیت، مسئولیت پذیری و حفظ سرمایه اجتماعی نیاز دارد؛ نه به بازتولید دائمی خشم، تفرقه و بی اعتمادی. منتقدان اگر حقیقتاً دغدغه کشور، انقلاب و آینده جامعه را دارند، بهتر است چند اصل را سرلوحه نقدهای خود قرار دهند: نخست آنکه میان نقد عملکرد و تخریب مشروعیت تفاوت قائل شوند؛ نقد سیاست ها حق طبیعی هر جریان سیاسی است، اما زیر سؤال بردن مداوم اصل سلامت و وفاداری همه نهادها، جامعه را به سمت بی ثباتی ذهنی سوق می دهد. دوم آنکه پیش از انتشار هر تحلیل یا ادعا، دقت و صحت اطلاعات را بر هیجان رسانه ای ترجیح دهند، زیرا هر خبر غلط یا تحلیل شتابزده می تواند به افزایش شکاف اجتماعی و تقویت عملیات روانی دشمن منجر شود. سوم آنکه به جای تولید خشم و یأس، راه حل، پیشنهاد و روایت های امیدبخش ارائه کنند، چراکه جامعه در شرایط پیچیده، بیش از هر چیز به آرامش، عقلانیت و افق روشن نیاز دارد؛ و در نهایت، اگر هدف جهاد تبیین است، باید دانست که تبیین واقعی با انصاف، صداقت، مسئولیت پذیری و حفظ وحدت ملی معنا پیدا می کند؛ نه با برچسب زنی، تخریب مستمر و بازتولید نفرت در افکار عمومی. |