| امیرعباس میرزاخانی، کارشناس تعلیم و تربیت در یادداشتی در عصر ایران نوشت: آنچه در روزهای اخیر در برخی دانشگاه های کشور رخ داد و نوع شعارهایی که در تجمعات دانشجویی شنیده شد، بیش از آنکه نشانه بازگشت به یک گرایش تاریخی مشخص باشد، علامتی روشن از بحران مرجعیت رسانه ای و ضعف آگاهی تاریخی در میان بخشی از نسل دانشجو است. تحلیل این پدیده اگر صرفاً به ظاهر شعارها محدود شود، ناگزیر به خطا خواهد رفت؛ چرا که این شعارها بیش از آنکه حامل یک برنامه سیاسی یا تاریخی باشند، زبان نمادین اعتراض به وضعیت موجود هستند. بخش قابل توجهی از دانشجویان امروز، هیچ تجربه زیسته ای از دوره های تاریخی پیشین ندارند و شناخت آنان از تاریخ معاصر ایران عمدتاً از مسیر رسانه ها و شبکه های اجتماعی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، گذشته نه به عنوان مقصد بازگشت، بلکه به مثابه ابزاری برای نقد اکنون و بیان نارضایتی از دشواری های اقتصادی، اجتماعی و احساس بی افقی سیاسی احضار می شود. از این رو، دلالت اصلی این شعارها نه در محتوای تاریخی شان، بلکه در کارکرد اعتراضی آن هاست. در این میان، نمی توان از نقش کمرنگ شده مرجعیت رسانه ای رسمی غافل شد. صدا و سیما، در سال های اخیر نتوانسته نقش یک رسانه فراگیر، مورد اعتماد و گفت وگومحور را ایفا کند. هنگامی که رسانه رسمی عملاً تنها با بخش محدودی از جامعه سخن می گوید و زبان نسل جوان را نمی فهمد، طبیعی است که این نسل برای فهم گذشته و تفسیر حال به منابع بدیل رسانه ای روی آورد؛ منابعی که اگرچه جذاب و حرفه ای اند، اما الزاماً متعهد به روایت جامع، متوازن و مسئولانه از تاریخ و واقعیت اجتماعی ایران نیستند. در چنین فضایی، مسئولیت دانشگاه به عنوان نهاد مرجع تولید آگاهی و معنا اهمیتی دوچندان پیدا می کند. دانشگاه و دانشجویان باید در خط مقدم جهاد تبیین تاریخی و رسانه ای قرار گیرند؛ جهادی که هدف آن افزایش قدرت تحلیل، مقابله با آگاهی های سطحی و جلوگیری از مصادره تاریخ به نفع روایت های سیاسی و رسانه ای است. با این حال، واقعیت آن است که دانشگاه های کشور در سال های اخیر خود با نوعی فرسایش نهادی مواجه شده اند. تضعیف یا تعطیلی کرسی های آزاداندیشی، نبود مناظرات علمی، سیاسی و تاریخی، محدود شدن فعالیت تشکل های دانشجویی و کاهش گفت وگوی آزاد در محیط های دانشگاهی، سبب شده است که دانشگاه از نقش تاریخی خود به عنوان میدان تضارب آرا و تربیت عقلانیت انتقادی فاصله بگیرد. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت برگزاری کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها تأکید کرده و آن را شرط رشد فکری، پویایی علمی و مصون سازی نسل جوان در برابر انحرافات فکری دانسته اند. کرسی آزاداندیشی قرار است محل گفت وگوی واقعی، نقد مستند و مواجهه عقلانی با مسائل تاریخی و اجتماعی باشد، نه یک برنامه صوری و تشریفاتی. وقتی چنین فضاهایی در دانشگاه غایب باشد، اعتراض دانشجویی به جای آنکه در قالب بحث های عمیق و صورت بندی های نظری بروز کند، ناگزیر به سطح شعارهای نمادین و بعضاً ساختارشکنانه تقلیل می یابد. این وضعیت نه نشانه پویایی دانشگاه، بلکه نشانه ضعف آن در ایفای نقش تبیینی و تربیت ذهن تحلیلی است. آنچه امروز در برخی دانشگاه ها مشاهده می شود، حاصل تلاقی ضعف مرجعیت رسانه ای، فقر آموزش تحلیلی تاریخ و کژکارکردی دانشگاه در حوزه گفت وگوی آزاد است. نبود کرسی های آزاداندیشی و مناظرات علمی، دانشگاه را از جایگاه مرجعیت فکری تهی کرده و میدان را به روایت های سطحی و رسانه ای واگذار کرده است. تداوم این روند می تواند به سردرگمی تاریخی، رادیکالیسم نمادین و فرسایش سرمایه اجتماعی دانشگاه بینجامد. احیای گفت وگوی علمی، بازگشایی واقعی کرسی های آزاداندیشی و بازتعریف نقش دانشگاه در جهاد تبیین، ضرورتی انکارناپذیر برای عبور از این وضعیت و هدایت انرژی نسل جوان به مسیرهای سازنده و مدنی است. |