| تبلیغات بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در گفت وگویی ضمن تحلیل اعتراضات دانشجویی گفت: متاسفانه نیروهایی که باید به حل مساله کمک می کردند، دامنه شکاف را دایم افزایش می دادند. در این سال ها، بخشی از جامعه نادیده انگاشته شده و هیچ افقی در زندگی مادی ندارد. مشروح این گفت وگو را در ادامه بخوانید: از روز شنبه بعد از حدود 50 روز تعطیلی دانشگاه ها، ترم دوم تحصیلی با کلاس های حضوری آغاز شد اما دانشجویان چند دانشگاه در شهر تهران و دانشگاه فردوسی مشهد که قصد برگزاری مراسم عزاداری برای جانباختگان دی ماه داشتند، در یک تقابل اعتقادی با یکدیگر درگیر شدند. مسوولان دانشگاه ها تلاش کردند که اعتراضات دانشجویان در فضای دانشگاه محبوس بماند ولی اتفاقاتی در این اعتراضات رخ داد که درنهایت، روز دوشنبه هم وزیر علوم را به واکنش واداشت و شورای انضباطی دانشگاه ها مشغول رسیدگی به پرونده دانشجویان متخلف شد اما همچنان تعداد دانشگاه های محل اعتراضات دانشجویان هم در حال افزایش بود. روند اعتراضات دانشجویی در این 4 روز را چطور تحلیل می کنید؟ عوامل بسیار متعددی در این شرایط دخیل است که یکی از این عوامل، بعضی مواجهه های نادرست با اتفاقات است. مهم ترین مساله این است که ما با یک ترومای اجتماعی تاریخی تمدنی مواجهیم و جامعه به وضع دوقطبی رسیده که این هم صرفا یک امر سیاسی نیست، بلکه یک امر تمدنی است. در حال حاضر، ملت ایران به دو بخش تقسیم شده؛ بخشی که به سنت ها وفادار است و بخشی که می خواهد خود را به عنوان شهروند جهانی و غربی ببیند. در طول سال های بعد از انقلاب 1357، ما با این ترومای فرهنگی اجتماعی تاریخی تمدنی، به جای مواجهه درست، مواجهه پلیسی و امنیتی داشتیم و بخشی از جامعه نادیده انگاشته شده که چنین برخوردی، نادرست ترین شیوه برخورد با این تروماست. حالا این زخم سر باز کرده و البته رسانه های خارجی هم در بدخیم شدن این زخم دخیل بودند و فضای جهانی هم از این وضع حمایت کرد. بخش دیگری از مساله این است که در حوادث دی ماه، علاوه بر حضور نیروهای تروریستی، خشونتی در جامعه ما ظهور پیدا کرد که پیش از این، سابقه نداشت و این خشونت هم در ذهن و احساس این جوانان بازتاب داشت. سرمایه گذاری های زیادی هم بر این شرایط صورت گرفت و درنهایت، عوامل زیادی در ظهور آنچه امروز در بعضی دانشگاه های کشور شاهدیم، دخالت داشت. این زخم را باید با خرد و آگاهی بسیار، التیام بخشید. ما نیازمند بازنگری های اساسی هستیم. منظور از بازنگری های اساسی هم به هیچ وجه به معنای تسلیم شدن به غرب نیست، بلکه برای حفظ از جهت گیری ضد استعماری انقلاب و استقلال ملی و حاکمیت به بازنگری های اساسی نیازمندیم و این بازنگری باید در نظام دانش، در فضای عمومی، در سیاست گذاری های عمومی و در مواجهه با رسانه ها صورت بگیرد. ما به شدت در تمام حوزه ها، جامعه را امنیتی کرده ایم و با غیرامنیتی ترین مسائل، مواجهه امنیتی داشتیم. حوادث امروز، حاصل دیروز و پریروز نیست، بلکه انباشتی از مسائل است. متاسفانه نیروهایی که باید به حل مساله کمک می کردند، دامنه شکاف را دایم افزایش می دادند. در این سال ها، بخشی از جامعه نادیده انگاشته شده و هیچ افقی در زندگی مادی ندارد. نمی دانم چند میلیون مجرد مطلق داریم ولی کشور، توسط بخش اندکی الیگارش به گروگان گرفته شده است. یک جامعه بی افق بی امید داریم که این ناامیدی هم بسیار بسیار خطرناک است. در این شرایط، یا باید سیاست های کنونی را ادامه دهیم که در این صورت، شاهد ظهور خشونت های بیشتری خواهیم بود و خون و خون ریزی بیشتر خواهد شد و هر خونی که ریخته می شود به خون ریزی های بعدی منتهی می شود یا باید دست به یک تجدید ساختار اجتماعی بزنیم و بازنگری های اساسی داشته باشیم به خصوص در شرایط کنونی که در جنگ رو در رو با امریکایی ها و اسراییلی ها قرار گرفته ایم. در چنین شرایطی، نیاز به خرد اجتماعی و خرد سیاسی داریم تا بتوانیم از این شرایط عبور کنیم. حدود دو ماه قبل وقتی اعتراضات بازار شروع شد، دانشجویان هم در چند دانشگاه شهر تهران نسبت به وضعیت مالی معیشتی معترض شدند. به نظر می رسد که ذات دانشجو بودن ایجاب می کند که خودش را با مشکلات جامعه همراه بداند ولی ظاهرا تحمل در برابر اعتراض و انتقاد، بیش از دو، سه روز نیست. مثلا شنبه این هفته، معاون اول رییس جمهور با نمایندگان دانشجویان جلسه گذاشت و روز یکشنبه هم دانشگاه تهران دو مجوز تجمع داد و روز دوشنبه هم رییس دانشگاه صنعتی شریف در جمع دانشجویان معترض صحبت کرد ولی روز سه شنبه، دادستان گفت باید به تجمعات دانشجویی وارد شویم و کمیسیون آموزش مجلس از وزیر علوم بابت تجمعات دانشجویی توضیح می خواهد. به نظر می رسد چندان تحمل و سعه صدر بالایی در قبال اعتراض دانشجوها وجود ندارد حتی اگر این اعتراض در محیط بسته دانشگاه مطرح شود. به هر حال در شرایط جنگی هستیم و البته در این اعتراضات حرکت های ساختارشکنانه هم صورت گرفت. من بی آنکه بخواهم سرکوب را توجیه کنم، ولی می خواهم بگویم که طرف مقابل این تجمعات هم نگران امر ملی است آن هم در شرایطی که امر ملی به شدت در خطر است. فروپاشی اجتماعی و فروپاشی حاکمیت ملی به فجایع بزرگی منتهی می شود. بنابراین، دو طرف نزاع باید به نحوی این آتش را بخوابانند. اگر خواهان اصلاح اجتماعی هستیم، دانشجویانمان باید بدانند که با این شیوه ها جز تشدید خشونت به جایی نمی رسیم و البته گروهی هم می خواهند که خشونت تشدید شود. دانشجویان، باید دنبال راهی برای اصلاحات گسترده تر در جامعه باشند. ما واقعا نیازمند تغییریم و تغییر، خواست ملی است اما با خطرات بیرونی هم مواجهیم. لذا ما یک نگاه همه جانبه نگر می خواهیم؛ نگاهی که چشمی به خیابان و چشمی به مشکلات معیشتی مردم و چشمی به مشکلات فرهنگی دارد. به این اعتبار، من در کنار دانشجویان و جوانان هستم. تغییر امری ضروری و اجتناب ناپذیر است، اما ازسوی دیگر آنچه من را از دانشجویان جدا می کند این است که ما الان با خطرات بیرونی هم مواجه هستیم. ما زیر چکمه های سربازان امریکایی و اسراییلی نمی توانیم به مطالباتمان دست پیدا کنیم بلکه همه چیز نابود می شود و متاسفانه دانشجوی معترض ما، الان این نگرش را ندارد در حالی که جنبش دانشجویی ما، همیشه وجه ضد استعماری هم داشته ولی متاسفانه، به دلایل گوناگون تاریخی و اجتماعی، امروز به شدت این وجه مبارزه ضداستعماری در دانشجویان ما تضعیف شده و همین، پاشنه آشیل تجمعات دانشجویی است. به نظر من دانشجویان می توانند به مطالباتشان ادامه دهند و این مطالبات به حق است منوط به اینکه خطرات امنیتی و ژئوپلیتیکی کشور را به رسمیت بشناسند و شرایط تضعیف امر ملی در برابر نظام سلطه را فراهم نکنند. اگر به چنین نگاه جامعی برسند، اعتراضاتشان مشروع است و می تواند از طرف جامعه نخبگان و بازاریان و توده ها حمایت شود اما اگر به این مساله توجه نکنند، بی تردید شکست خواهند خورد و بی تردید زمینه های خشونت را بیشتر در جامعه فراهم خواهند کرد و بی تردید سرکوب خواهند شد. چند هفته قبل معاون سازمان بهزیستی این هشدار را به دولت داد که اگر مطالبات جامعه مورد توجه قرار نگیرد، فاصله اعتراضات کوتاه تر خواهد شد. شما هم این اشاره را داشتید که اعتراضات ادامه خواهد داشت. این برای همه مشخص است منتها دو نکته را باید تمیز بدهیم. آیا مطالبات جوانان و دانشجویان به رسمیت شناخته می شود یا خیر؟ آیا مطالبات را می توان پاسخ مناسب داد یا خیر؟ به نظر من صدای جوانان شنیده شد و محل نزاع در این نیست که گروهی می خواهند صدای جوانان شنیده نشود، بلکه به نظر من دولت و حاکمیت، به خصوص بعد از حوادث دی ماه، صدای جوانان را شنیده. مساله این است که الان در شرایطی نیست که بخواهد پاسخ بدهد. من به دانشجویان پیشنهاد می دهم که خطرات امنیتی و ژئوپلیتیکی کشور را بپذیرند و در برابر سلطه بیگانه و در برابر حملات بیگانه، در کنار حاکمیت باشند اما از حاکمیت بخواهند که کشور را از اسارت گروه اقلیت الیگارش نجات دهد. این مسیر درست است و اگر می خواهند جنبش دانشجویی شان مشروعیت داشته باشد، باید بدانند راه نجات کشور از درون مرزهای کشور می گذرد. ما باید روی پای خودمان بایستیم. به هیچ وجه نمی توانیم به نیروهای بیرون از مرزها امید داشته باشیم چون این، بدترین نوع امید است و تاریخ به گذشته برنمی گردد. ما باید سعی کنیم با کمترین هزینه، افق جدیدی برای جامعه ایجاد کنیم. من از دانشجویان عزیز و فرزندانم می خواهم که خطای محاسباتی نکنند و جنبش اجتماعی شان را تضعیف نکنند و رو به نابودی نبرند. سعی کنند برای جنبش دانشجویی از طریق مردم مشروعیت کسب کنند نه اینکه این جنبش، با جهت گیری غلط، خیزش کوری باشد که بعد از مدتی، یا نابود می شود یا ممکن است به خشونت کشیده شود. |