| نعمت الله ایزدی، آخرین سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحاد جماهیر شوروی، بر این باور است که با وجود پیچیدگی و شدت بحران های کنونی و علی رغم سنگینی سایه تهدید جنگ، هنوز می توان به دیپلماسی دل بست و امیدوار بود مذاکرات ژنو به نتایجی هرچند محدود و موقت، منجر شود. به گزارش شرق، آخرین سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحاد جماهیر شوروی تأکید می کند در هر شرایطی، دیپلماسی همواره راهی برای حل مسائل باقی می گذارد و حتی اگر جنگی آغاز شود، سرانجام باید از طریق گفت وگو و راهکارهای دیپلماتیک به آن پایان داد. آنچه در ادامه می خوانید، مشروح و دقیق دیدگاه های اولین سفیر ایران در فدراسیون روسیه در زمینه معادلات پیش رو در حوزه مذاکرات هسته ای است. آیا آن گونه که برخی برداشت می کنند، مذاکرات پنجشنبه ژنو فرصت آخر دیپلماسی به شمار می رود که اگر به شکست رسید باید مهیای جنگ شد؟ خیر، برداشت من چنین نیست. واقعیت این است که حتی در شرایط بسیار حساس و بحرانی کنونی، طرفین مذاکره هنوز اراده ای حداقلی برای حل مسئله دارند. احساس من این است که اگر افراطی ها و فشارهای افراطی در دو سوی معادله اجازه دهند، امکان دستیابی به توافقی، ولو کوتاه مدت و مرحله ای همچنان وجود دارد و دیپلماسی می تواند مسیر خود را ادامه دهد. البته همه چیز بستگی به تحولات روزهای پیش رو دارد؛ از جمله باید دید که آیا سفر آقای لاریجانی طبق خبرها به عمان انجام شده است یا خیر و پس از آن، در نشست روز پنجشنبه چه تغییرات و تحرکاتی رخ خواهد داد. مگر سفر قبلی لاریجانی به عمان و قطر کاری از پیش برد که این سفر حتی در صورت انجام بتواند معادلات را تغییر دهد؟ ما که از پشت پرده های مذاکرات خبر نداریم. اصلا نمی دانیم که سفر قبلی آقای لاریجانی به عمان و قطر بی حاصل بوده است یا نه. بنابراین، اگرچه فضای مذاکرات پرچالش و پرتنش است، اما نباید از هم اکنون به این نتیجه برسیم که عدم توافق به معنای قطعی آغاز جنگ است یا هر سفر و تحرک دیپلماتیک ما بی نتیجه است. عدم توافق صرفا به معنای ادامه گفت وگوها و تلاش برای یافتن راه حل های عملی و محدود است و لزوما به درگیری نظامی منتهی نمی شود. شما همواره، چه در مصاحبه با ما و چه در رسانه های دیگر تأکید کرده اید درِ دیپلماسی هیچ گاه بسته نیست و نباید از آن ناامید شد، اما اکنون بسیاری معتقدند به نقطه ای رسیده ایم که دیپلماسی دیگر پاسخ گو نیست؛ غیر از این است؟ خیر، واقعیت این است که اگر دیپلماسی نتواند پاسخ گو باشد، هیچ جایگزین مؤثر و پایدار دیگری وجود ندارد. حتی جنگ هم راه حلی دائمی و نهایی برای بحران ها نیست، زیرا هرگونه درگیری نظامی نهایتا باید به پای میز مذاکره بازگردد و با دیپلماسی حل وفصل شود. دیپلماسی در واقع کلیدی است که برای بازکردن همه قفل ها و گره های پیچیده سیاست بین الملل طراحی شده و بدون آن، هیچ مسیر دیگری برای مدیریت بحران وجود ندارد. حتی اگر رویارویی نظامی رخ دهد، مادام العمر نخواهد بود و در نهایت باز هم به ابزارهای گفت وگو و سازش نیاز خواهد بود. تکرار می کنم احساس من این است که در شرایط فعلی، هنوز امکان دستیابی به توافق، ولو مقطعی و مرحله ای وجود دارد و طرفین با وجود فضای پرتنش، در تلاش هستند در همین مرحله یک چارچوب توافق اولیه را شکل دهند و سپس بحث ها و مذاکرات تکمیلی را برای مراحل بعدی حفظ کنند. باور و تحلیلتان قدری خوش بینانه نیست؟ چون حداقل گزینه جنگ محدود برای فشار بیشتر روی میز ترامپ است. شاید موضوع اقدامات محدود و حتی حملات مقطعی مطرح باشد که من منکرش نیستم، اما تجربه جنگ 12روزه نشان داده پیامدهای آن بسیار سنگین و هزینه زاست. بنابراین طرفین به شدت از تکرار چنین رویارویی هایی احتراز می کنند و انگیزه ای برای تشدید آن ندارند. پس اگرچه شاید نگاه من خوش بینانه به نظر بیاید، اما از دل یک واقعیت برآمده است. چه واقعیتی؟ اینکه دیپلماسی همچنان محور اصلی حل بحران است و حتی اقدامات نظامی مقطعی نیز در چارچوب مدیریت فشار و پیشبرد گفت وگوها قابل فهم است. این نشان می دهد با وجود تهدیدها و فشارهای متقابل، گفت وگو و توافق، شاید به شکل یک توافق موقت و محدود، هنوز گزینه اصلی و محتمل برای جلوگیری از گسترش تنش و هرگونه درگیری گسترده باقی مانده است. اما بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه گفته اصلا چیزی به نام توافق موقت در دستور تهران کار نیست. شما با طرفی سخن می گویید که بخش عمده رفتارش در قبال ایران، رفتار تبلیغاتی و پروپاگاندایی است. نمی شود طرف هرچه دلش خواست بگوید و ما هیچ پاسخی نداشته باشیم. بنابراین مواضع ما هم در این برهه، شاید بخشی از دیپلماسی ما باشد. به هر حال ما باید با دنیا سخن بگوییم. اراده خودمان را برای مذاکره، صلح و توافق نشان دهیم و در عین حال صراحتا هم بیان کنیم که خواهان چه هستیم. بنابراین بخشی از این اظهارات بقایی و دیگران در چارچوب دیپلماسی انجام می شود. پس باید پرسید که از دید نعمت الله ایزدی صحنه معادلات ما را به سمت توافق موقت در جهت فریزکردن بحران در نقطه فعلی می برد؟ به لحاظ محتوایی، اگر فرض بر این باشد که آیا توافق، هرچند به شکل موقت و محدود رخ خواهد داد یا خیر، برداشت من این است که طرفین تا این لحظه اراده دارند این مشکل را با دیپلماسی حل کنند؛ حتی ترامپ نیز همین ایده را مطرح کرده و بر آن تأکید ورزیده است. اتفاقا ویتکاف و کوشنر نیز همین را می گویند. می گویند باید به دیپلماسی فرصت داد، این خط تحلیل شما را تأیید می کند. اما تا کی طرفین می خواهند به دیپلماسی فرصت دهند؟ به هر حال، دیپلماسی ذاتا زمان بر و پیچیده است و نمی توان انتظار داشت که یک فرایند حساس و چندوجهی در کوتاه مدت به نتیجه قطعی برسد. آنچه در این مرحله اهمیت دارد، رفتار طرفین است؛ اگر هریک از طرفین اقداماتی انجام دهند که مسیر دیپلماسی را مسدود کند یا فضا را به سمت بن بست سوق دهد، امکان پیشرفت به شدت کاهش می یابد. حتی اقدامات یا اظهاراتی که به ظاهر بی اثر یا نمادین هستند، می توانند دورنمای گفت وگوها را مبهم و ناپایدار کنند. برداشت من این است که در وضعیت فعلی، همچنان دیپلماسی محور اصلی و غالب روندهاست و حتی با وجود اینکه جنگ و تنش نظامی به عنوان یک گزینه بالقوه مدنظر است، اولویت واقعی و ملموس طرفین حفظ گفت وگو و جست وجوی راه حل های سیاسی است، نه ورود به درگیری مستقیم. شما گفتید دیپلماسی ذاتا زمان بر و پیچیده است و نمی توان انتظار داشت که یک فرایند حساس و چندوجهی در کوتاه مدت به نتیجه قطعی برسد. این گزاره روی کاغذ درست است، اما در صحنه عمل متهم نمی شویم که داریم مذاکره برای مذاکره می کنیم یا مذاکرات را فرسایشی می کنیم یا برای خود وقت می خریم؟ متهم از سوی چه کسی؟ از سوی آمریکا… این گونه نیست؛ زیرا اگر آمریکا احساس می کرد که چنین است، دیگر برای پنجشنبه با ما در ژنو قرار نمی گذاشت. پس ترامپ هم تا اکنون به این نتیجه رسیده که دیپلماسی را ادامه دهد؛ هرگاه به این نتیجه رسید و اعلام کرد تهران در حال وقت کشی است، آن زمان باید درباره اش سخن گفت. اما خودمان نباید خودمان را متهم کنیم. نکته ای که حائز اهمیت است، این است که بر فرض محال هرچه مذاکرات جدی تر و تلاش ها برای توافق عمیق تر شود، آیا احتمال مداخله یا کارشکنی اسراییل افزایش نمی یابد؟ و با توجه به مشغله روسیه در اوکراین، آیا ممکن است مسکو در کنار اسراییل برای توقف مذاکرات همسو شود؟ ببینید، همکاری این دو (روسیه و اسراییل) در قبال ایران را در حال حاضر بسیار بعید می دانم. منظورم به شکل ائتلافی نیست، بلکه به شکل موازی و مستقل از هم است؟ بله، در این شرایط پیچیده، رفتار بازیگران بین المللی نمی تواند صرفا به صورت خطی و ساده تحلیل شود. هریک از کشورها بر اساس منافع و اهداف خاص خود، ممکن است اقداماتی انجام دهند که از دید ناظران، کارشکنانه یا مزاحم روند مذاکرات به نظر برسد. در این میان، اسراییل نقش ویژه ای دارد؛ همان گونه که پیش تر اشاره شد، افراطی های دو طرف و در رأس آن ها اسراییل و حامیانش همواره در تلاش اند تا بر روند مذاکرات ایران و آمریکا تأثیر بگذارند. با افزایش جدیت و نزدیکی مذاکرات به یک توافق احتمالی، طبیعی است که این بازیگران تلاش کنند با مداخلات سیاسی، رسانه ای یا دیپلماتیک، زمینه را برای تغییر یا تأخیر مسیر توافق فراهم کنند، به ویژه وقتی پای منافع استراتژیک و امنیت ملی خود در میان باشد. در مقابل، وضعیت روسیه کاملا متفاوت است. مسکو درگیر بحرانی پیچیده و تمام عیار در اوکراین است و منابع، تمرکز و توان تصمیم گیری محدود شده است. این مسئله باعث شده روسیه در تعامل با پرونده ایران، رویکردی محتاطانه و بی طرفانه اتخاذ کند. ترجیح مسکو سکوت نسبی و حفظ تعادل است؛ هرچند ممکن است بیانیه هایی در قالب ابراز نگرانی یا اعلام آمادگی برای کمک ارائه شود، اما اقدامات عملی و مؤثر که بتواند روند مذاکرات را به شکل ملموس متوقف یا تسریع کند، مشاهده نمی شود. این موقعیت بینابینی روسیه، هم از نظر دیپلماتیک و هم از منظر امنیتی، به طور غیرمستقیم به حفظ ثبات نسبی در مذاکرات کمک می کند. از یک سو، اگر تلاش کند آمریکا را وارد جنگ با ایران کند، ممکن است آتش جنگ منطقه ای متوجه خود روسیه نیز شود. از سوی دیگر، اگر روند صلح و توافق پیش رود، توجه واشنگتن به مسائل دیگر، مانند اوکراین، افزایش می یابد. بنابراین، روسیه در یک پارادوکس رفتاری قرار دارد و ترجیح می دهد به شکل محتاطانه، فقط با حفظ تعادل و بی طرفی، از هرگونه اقدام مستقیم که ممکن است تعادل قدرت منطقه ای را بر هم زند، پرهیز کند. و برای سؤال آخر، با توجه به تمام نکاتی که تاکنون بیان کردید و تحلیل های شما از وضعیت منطقه و نقش بازیگران بین المللی، به نظر می رسد ایران دیگر تمایل کمتری را حداقل در ظاهر دیپلماتیک برای هماهنگی با روس ها و چینی ها از خود نشان می دهد و میلی به آن سفرهای مدام قبلی به مسکو و پکن برای رایزنی با آن ها ندارد. با این وضعیت، می خواستم نظر شما را درباره رویکرد تهران جویا شوم که آیا اکنون مقامات ایرانی به این جمع بندی رسیده اند که در مواجهه با تهدیدات احتمالی ترامپ و با توجه به جدیت سناریوی جنگ از سوی آمریکایی ها، باید بیش از پیش بر استقلال راهبردی خود تأکید کنند و بدون توجه کامل به مواضع یا فشارهای پکن و مسکو، سیاست ها و تصمیمات عملیاتی خود را پیش ببرند و در عین حال مذاکرات مستقیم با آمریکا را در دستور کار قرار دهند، یا همچنان توجه به ملاحظات متحدان و بازیگران دیگر در اولویت است و در پشت پرده و به شکل چراغ خاموش با روس و چین در حال تعامل اند؟ اینکه انتظار داشته باشیم ایران به طور کامل چین و روسیه را کنار بگذارد، واقع بینانه نیست. به نظر می رسد تهران همچنان با این کشورها در ارتباط است و رایزنی های خود درباره روند مذاکرات هسته ای را به شکل هماهنگ با آن ها انجام می دهد، اما همان طور که اشاره کردید، این دور از مذاکرات دست کم در ظاهر، بدون سفر مستقیم مقامات ایرانی به مسکو و پکن برگزار شده است. این امر نشان دهنده تغییر رویکردی است که در مقامات ایرانی شکل گرفته و به وضوح نمایانگر تمرکز بر استقلال عملیاتی و استراتژیک است. برداشت من این است که ایران اکنون به این واقعیت پی برده که نمی توان بر دیوار روسیه یا چین یادگاری نوشت و به آن ها تکیه کامل کرد و از آن ها انتظار داشت که تمامی ملاحظات و منافع ایران را به طور کامل تأمین کنند. روسیه، به ویژه در شرایط فعلی با مشکلات فراوانی در سطح بین الملل و بحران اوکراین مواجه است و قادر نیست نقش فعال و تعیین کننده ای در حمایت از ایران ایفا کند؛ چینی ها هم همین طور. بنابراین، ذهنیت غالب در ایران این است که حتی در صورت هرگونه رویارویی نظامی، باید بتواند خود به خود اتکا کند و از توان داخلی و راهبردهای ملی برای دفاع از خود بهره گیرد. این تمرکز بر خوداتکایی و تقویت ظرفیت های داخلی، نشانه ای از درک واقعیت های بین المللی و آمادگی برای مواجهه با سناریوهای احتمالی جنگ است. |