| فرشید فرحناکیان در اعتماد نوشت: نخستین محموله نفت خام ونزوئلا که در سال های اخیر به اسراییل ارسال می شود، بیش از یک رویداد صرفا تجاری است. این اتفاق نشان دهنده بازآرایی ژئواکونومیک نفت در عصر پسامادورو - که با پرتاب رییس جمهور سابق ونزوئلا به دادگاه فدرال ایالات متحده همراه شد - است. محموله در حال انتقال به پالایشگاه بازان گروپ (Bazan Group) در حیفا اعلام شده و به گفته شرکت داده محور Kpler، نخستین فروش مستقیم نفت ونزوئلا به اسراییل از اواسط 2020 محسوب می شود؛ بر اساس همان سطح حدودی 470 هزار بشکه که در آن زمان گزارش شده بود. این تحول، در بستر تحولات سیاسی شدید در کاراکاس و بازار جهانی نفت رخ داده و پیامدهایش به فراتر از دو کشور می رسد: از بازتعریف روابط انرژی گرفته تا پیامدهای گسترده تر برای نظم ژئوپلیتیک جهانی و متحدان پیشین ونزوئلا. از تحریم تا بازگشایی تحول در صادرات نفت ونزوئلا ونزوئلا با دارا بودن بخش قابل توجهی از ذخایر نفتی جهان، طی سال ها تحت فشارهای شدید اقتصادی و تحریم های ایالات متحده بوده است. مجموع ذخایر نفت این کشور، بیش از 303 میلیارد بشکه تخمین زده شده که حدود 17 درصد از ذخایر جهانی را تشکیل می دهد؛ رقمی بالاتر از بسیاری از تولیدکنندگان برجسته دیگر. در سال های اخیر، صادرات نفت ونزوئلا عمدتا از مسیرهایی خارج از چارچوب رسمی و از شبکه های غیررسمی به چین انجام می شد تا فشار اقتصادی تحریم های واشنگتن را کاهش بدهد. تحولات سیاسی اخیر در کاراکاس، اما مسیر نفت این کشور را به طور چشمگیری تغییر داده است. اوایل سال 2026، نیروهای ایالات متحده امریکا یک عملیات نظامی بزرگ در ونزوئلا انجام دادند و رییس جمهور وقت، نیکولاس مادورو، به همراه همسرش سیلیا فلورس را بازداشت کردند. پس از این رویداد، دولت موقت ونزوئلا تحت نظارت امریکا اعلام شد و این کشور به صورت مرحله ای دسترسی به بازارهای جهانی نفت را باز کرد. بر اساس گزارش ها، معامله ای به ارزش چندین میلیارد دلار میان دولت جدید ونزوئلا و ایالات متحده بسته شده که به شرکت های نفتی امریکایی ازجمله Chevron، اجازه می دهد نفت خام ونزوئلا را به بازارهای دیگر صادر کنند. این تغییر سیاست به طور مستقیم به بازگشایی صادرات و تنوع بخشی به بازارهای مقصد نفت ونزوئلا منجر شده است که اکنون شامل خریدارانی در هند، اسپانیا، امریکا و اسراییل می شود. اسراییل به عنوان مقصد جدید نفت ونزوئلا تحولات اخیر در ونزوئلا همان قدر که اقتصادی و انرژی محور است، سیاسی و ژئواستراتژیک نیز هست. بازداشت مادورو و تحولات اقتصادی پس از آن، نشانه ای از تغییر نوع نظام سیاسی و اقتصادی در امریکا - ونزوئلا است. ایالات متحده با بازسازی بخش نفتی ونزوئلا تحت مجوزهای جدید، نشان داده است که می خواهد نقش مستقیم تری در مسیر صادرات انرژی این کشور داشته باشد. بر اساس توافق ها، بخشی از فروش نفت ونزوئلا اکنون از طریق قراردادهایی با شرکت های نفتی امریکایی و بازارهای بین المللی مدیریت می شود. این امر سبب شده تا ونزوئلا - که زمانی مخالف سرسخت سیاست های امریکا بود - در عمل، بخشی از معماری جدید بازار انرژی جهانی شود. ارسال نفت به اسراییل - کشوری که در گذشته هیچگاه مقصد عمده نفت ونزوئلا نبود - نماد چرخش راهبردی در بازار انرژی است. بر اساس تحلیل های منابع بین المللی، محموله جدید به پالایشگاه بازان گروپ در حیفا ارسال می شود که بزرگ ترین پالایشگاه نفت خام اسراییل به شمار می آید. این معامله اگرچه ممکن است در وهله اول تجاری به نظر برسد اما از منظر امنیت انرژی اسراییل و بازتنظیم روابط انرژی جهانی اهمیت بالایی دارد. اسراییل در سال های اخیر به دنبال کاهش وابستگی به منابع منطقه ای و تنوع بخشی به سبد تأمین انرژی خود بوده؛ امری که در شرایط افزایش تنش های منطقه ای، ازنظر امنیت ملی اهمیت ویژه ای یافته است. بازآرایی ژئواکونومیک نفت پسامادورو بازگشت صادرات نفت ونزوئلا به بازارهای غیرسنتی با تأکید بر اسراییل، نشان می دهد که بازار انرژی جهانی در حال بازتعریف جریان های تجاری است. ونزوئلا که زمانی صادراتش به چین و دیگر بازارها محدود می شد اکنون در حال آزمایش بازارهای مصرفی جدید است. افزایش صادرات نفت ونزوئلا نیز با رشد تولید این کشور همراه بوده. گزارش ها حاکی از آن است که تولید نفت ونزوئلا - به خصوص از حوزه اورینوکو - به حدود یک میلیون بشکه در روز بازگشته است، درحالی که پیش تر تولید کمتر از این بود. این امر می تواند بر قیمت نفت جهانی، سهم بازار کشورهای تولیدکننده و ساختار سازمان هایی مانند اوپک تأثیر بگذارد. اوپک، به عنوان نهاد هماهنگ کننده سیاست های نفتی اعضا - که ونزوئلا نیز یکی از بنیانگذاران آن بوده است - در تقابل با این تغییرات قرار دارد زیرا بازارهای سنتی نفت به سمت مسیرهای تازه حرکت می کنند و این می تواند تأثیری بر قدرت چانه زنی این سازمان در بازارهای جهانی داشته باشد. تحولات دوران پسامادورو نه تنها بر بازار انرژی جهانی تأثیر می گذارد، بلکه بازتاب های ژئوپلیتیک گسترده ای نیز دارد؛ ازجمله: (1) ایجاد روابط نوین انرژی با اسراییل: برای اسراییل، وصول نفت ونزوئلا می تواند به معنای افزایش امنیت انرژی باشد، به خصوص در شرایطی که مسیرهای تأمین منطقه ای با ریسک های متعدد روبه رو است. (2) بازتعریف نقش ونزوئلا در نظم جهانی نفت: این کشور؛ به عنوان دارنده بخش عمده ای از ذخایر نفت جهان، در دوره پسامادورو اکنون در مسیر تنوع بخشی به مشتریان قرار گرفته که می تواند سهمش در بازار جهانی را تقویت کند. (3) پیامد برای متحدان پیشین ونزوئلا: این تغییر می تواند پیامدهایی برای کشورهای دیگر ازجمله ایران و سایر اعضای سابق یا کنونی محورهای ضدغربی داشته باشد؛ زیرا یکی از شرکای عمده نفتی خود را در مسیر بازارهای تحت نفوذ غرب از دست داده است. برای ایران، این تحول یک هشدار است: اتکای بیش از حد به شرکای ایدئولوژیک شکننده است و جنگ آینده نه فقط در میدان نظامی، بلکه در شبکه های انرژی، لجستیک و مشروعیت بین المللی رقم خواهد خورد. روشن ساز کلام: بازنویسی الگوهای بلندمدت بازار انرژی جهانی پیوند نفتی جدید میان اسراییل و ونزوئلا بیشتر از یک معامله تجاری ساده است؛ این رویداد نمادی از بازآرایی ژئواکونومیک نفت در دوره ای است که سیاست های بین المللی، نظام های داخلی و بازارهای انرژی درهم تنیده شده اند. از یک سو، تحولات سیاسی در کاراکاس و بازگشایی صادرات نفت، مسیرهای سنتی را تغییر داده و خریداران جدیدی مانند اسراییل را وارد بازی کرده است؛ از سوی دیگر، این تحولات می تواند الگوهای بلندمدت رقابت، همکاری و وابستگی در بازار انرژی جهانی را بازنویسی کند. در نهایت، این رویداد یادآور این نکته است که نفت همچنان نه فقط یک کالای اقتصادی، بلکه ابزار قدرت ژئوپلیتیک است؛ ابزاری که می تواند روابط میان کشورها را بازتعریف کند و نشان بدهد چگونه بازارها و سیاست ها درهم پیچیده شده اند تا ساختار جدیدی از نظم جهانی انرژی را شکل بدهند. هشدار اصلی راهبردی برای ایران این است که قدرت در قرن بیست ویکم شبکه ای است. کشوری که در شبکه های انرژی، لجستیک، مالی و نهادی گره های بیشتری در اختیار داشته باشد، در برابر شوک ها تاب آورتر است. اتکای صرف به هم سویی ایدئولوژیک، بدون تعمیق پیوندهای نهادی و اقتصادی، در بزنگاه ها کارآمد نیست؛ بنابراین اگر جنگ آینده را فراتر از میدان نظامی ببینیم، صحنه های اصلی آن چنین خواهد بود: بازارهای انرژی و تنوع مشتریان، کریدورهای حمل ونقل و بیمه، دسترسی به نظام مالی و استانداردهای بین المللی و سرمایه مشروعیت. درسی که از بازآرایی اخیر می توان گرفت این است که امنیت ملی در عصر ژئواکونومی، حاصلِ ترکیب قدرت سخت با شبکه های نرمِ اقتصادی و نهادی است. هرچه این شبکه ها گسترده تر، متنوع تر و پایدارتر باشند، کشور در برابر تغییرات ناگهانی چه در کاراکاس، چه در هر نقطه دیگر، آسیب پذیری کمتری خواهد داشت. |