| فرارو- رحیم معینی کرمانشاهی، در 15 بهمن 1301 در کرمانشاه متولد شد و در 26 ابان 1394 در تهران از دنیا رفت. به گزارش فرارو، معینی کرمانشاهی در حوزه های مختلفی فعالیت کرد. علارغم اینکه نام او برای عموم مردم نام آشنایی نبود، رفته رفته به یکی از هنرمندان بزرگ ایران تبدیل شد. مردی که تخلص اخوان ثالث را برای خودش برداشت فیلمنامه می نوشت؛ شعر می گفت؛ نقاشی می کرد؛ روزنامه نگار بود و ترانه هم می سرود. معینی کرمانشاهی ازآن دست از هنرمندان بود که ذوق انجام بسیاری از کارها را داشت. پدر و پدربزرگ معینی کرمانشاهی، هر دو از افراد صاحب منصب بودند و معینی نیز به سبب تولد در چنین خانواده ای از همان روزگار کودکی مسیر دانش و هنر را درپیش گرفت. همزمان با نقاشی، شعر هم می سرود و در همان روزگار جوانی با تعداد زیادی از آهنگسازان صاحب نام ایران به عنوان ترانه سرا همکاری کرد. این همکاری ها اعتباری دیگرگونه برای وی به همراه داشت. درکنار این، تابلوهای نقاشی وی نیز در همان روزگار مورد توجه تعداد زیادی از اهالی فرهنگ قرار گرفت و این شد که نام معینی کرمانشاهی به نامی آشنا برای اهالی فرهنگ و هنر ایران بدل گشت. باوجوداینکه نام معینی کرمانشاهی را نمی توان چندان با سیاست گره زد، اما به طبع او نیز عاری از سیاست نبود. رابطه نزدیکی با محمد مصدق داشت و به سبب همین نزدیکی به دستور مصدق در اداره کل انتشارات و تبلیغ استخدام شد. در همین دوران بود که با پیشنهاد علی دشتی، تخلص امید را برای خود انتخاب کرد.  بااین حال، این انتخاب چندان به دور از حاشیه نبود. مهدی اخوان ثالث که پیش از معینی کرمانشاهی تخلص امید را برای خود انتخاب کرده بود، از این اقدام معینی گلایه کرد و معینی نیز بلافاصله دست از این تخلص کشید. این بود که رحیم معینی، پسوند کرمانشاهی را نیز به نام فامیلی اش افزود و از آن پس به نوعی با تخلص کرمانشاهی فعالیت نمود. معینی کرمانشاهی، به رغم اینکه از هنرمندان مهم ایران در صد سال گذشته بوده است، هرگز دَربِین عموم مردم ایران به شهرت نرسید. البته تعدادی از ترانه های وی با گذشت سال های متمادی همچنان در زمره ترانه های مشهور هستند؛ بااین حال شخص معینی کرمانشاهی بنابر دلایل متعددی هرگز به چهره ای نام آشنا برای عموم مردم ایران بدل نشد.  از معینی کرمانشاهی تعداد زیادی شعر در دست است. تعدادی از ابیات وی همچنین در ذهن مردم ایران نقش بسته اند و امروز هم بدون اینکه بسیاری از مردم نام سراینده آن ها را بدانند، دست به دست می شوند. کرمانشاهی هرگز روحش را به زرق وبرق زمانه آلوده نکرد و تا پایان عمر نیز به هنر به مثابه امری مقدس می نگریست. |