| فرارو- شهر ژنو در سوییس طی روزهای 17 و 18 فوریه 2026 بار دیگر به کانون تحولات دیپلماتیک جهان تبدیل شده است؛ شهری که این بار میزبان دور تازه ای از مذاکرات حساس بین المللی درباره دو بحران مهم جهانی، یعنی پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران و مناقشه نظامی میان روسیه و اوکراین شده است. این هم زمانی، ژنو را به صحنه ای کم سابقه برای گفت وگو میان بازیگران اصلی دو محور مهم ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است. به گزارش فرارو، در یکی از مهم ترین محورهای این نشست ها، گفت وگوهای مرتبط با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار گرفته است. در این چارچوب، مذاکراتی با محوریت برنامه صلح آمیز هسته ای و توانمندی های دفاعی جمهوری اسلامی ایران از جمله برنامه موشکی، در حال پیگیری است. این گفت وگوها در ادامه روندی انجام می شود که پیش تر از طریق کانال های دیپلماتیک و با میانجی گری عمان آغاز شده بود و اکنون وارد مرحله ای تازه شده است. محورهای اصلی این مذاکرات شامل بررسی موضوع غنی سازی اورانیوم، مسائل مرتبط با ظرفیت های دفاعی جمهوری اسلامی ایران و نیز بحث درباره امکان کاهش یا رفع تحریم های یک جانبه غرب است. هدف از این روند دیپلماتیک، دستیابی به تفاهمی است که بتواند ضمن حفظ حقوق مشروع جمهوری اسلامی ایران، از شدت تنش های منطقه ای بکاهد و زمینه را برای شکل گیری توافقی جامع تر فراهم سازد. به طور هم زمان، ژنو میزبان مذاکرات دیگری نیز درباره جنگ میان روسیه و اوکراین است؛ مناقشه ای که نزدیک به چهار سال از آغاز آن می گذرد و همچنان یکی از پیچیده ترین بحران های امنیتی جهان به شمار می رود. در این گفت وگوها، مسئله تعیین وضعیت مناطق مورد اختلاف و موضوع کنترل سرزمینی از جمله مهم ترین محورهای مورد بحث محسوب می شود. انتخاب ژنو برای میزبانی این مذاکرات، ریشه در جایگاه تاریخی و سنت دیپلماتیک سوییس دارد. این کشور با اتخاذ سیاست بی طرفی فعال و ایفای نقش میانجی، طی دهه های گذشته به یکی از مهم ترین مراکز گفت وگوهای بین المللی تبدیل شده است. شهر ژنو نیز به عنوان نماد دیپلماسی چندجانبه، سابقه میزبانی مجموعه ای از مهم ترین مذاکرات جهانی را در کارنامه خود دارد؛ از جمله می توان به کنفرانس جهانی خلع سلاح در سال 1932، نشست رهبران قدرت های بزرگ در سال 1955، دیدار تاریخی سران ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در سال 1985 و همچنین توافق اولیه درباره برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران در سال 2013 اشاره کرد. رزمایش در تنگه هرمز؛ پیام روشن بازدارندگی همزمان با روند دیپلماسی هسته ای منطقه راهبردی تنگه هرمز در روزهای اخیر صحنه برگزاری رزمایش گسترده نیروی دریایی سپاه با عنوان کنترل هوشمند تنگه هرمز بود؛ رزمایشی که با مشارکت یگان های موشکی، دریایی و هوایی و با بهره گیری از سامانه های پیشرفته رزمی برگزار شد و نمادی از آمادگی دفاعی جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساس ترین گذرگاه های انرژی جهان به نمایش گذاشت. مرحله نخست این رزمایش از جزیره راهبردی بوموسی، واقع در جنوبی ترین نقطه قلمرو جمهوری اسلامی ایران، آغاز شد؛ منطقه ای که به دلیل اشراف مستقیم بر مسیرهای حیاتی کشتیرانی در خلیج فارس و بخش غربی تنگه هرمز، جایگاهی کلیدی در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه دارد. تمرین های عملیاتی در این مرحله با تمرکز بر ارتقای آمادگی رزمی، تقویت مؤلفه های بازدارندگی و اجرای راهبرد دفاع چندلایه طراحی شد و سناریوهایی نیز برای مقابله با شرایط جنگ الکترونیک و اختلالات ارتباطی شبیه سازی شد. در جریان این رزمایش، یگان های عملیاتی به صورت هم زمان اقدام به شلیک موشک های کروز از سکوهای مستقر در خشکی و شناورهای دریایی به سوی اهداف از پیش تعیین شده کردند. این اقدام در چارچوب آزمایش تاکتیک های نوین رزمی و ارزیابی قابلیت های عملیاتی سامانه های تسلیحاتی انجام شد. بر اساس اعلام رسمی، این موشک ها به سامانه های ضدپارازیت و فناوری های هدایت پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی مجهز بودند؛ قابلیتی که امکان هدف گیری دقیق و مؤثر را حتی در شرایط جنگ الکترونیک فراهم ساخت و نشان دهنده پیشرفت های فناورانه جمهوری اسلامی ایران در حوزه دفاعی بود. این رزمایش در شرایطی برگزار شد که آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در واکنش به تهدیدهای نظامی آمریکا، بر توانمندی های بازدارنده جمهوری اسلامی ایران تأکید کردند. ایشان تصریح کردند: خطرناک تر از ناو هواپیمابر آمریکایی، سلاحی است که قادر به غرق کردن آن باشد. این تحولات در شرایطی رخ می دهد که حضور نظامی ایالات متحده در منطقه غرب آسیا افزایش یافته است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد که برگزاری این رزمایش ها با هدف ارتقای آمادگی دفاعی، تقویت توان بازدارندگی و تضمین امنیت یکی از مهم ترین شریان های حیاتی انرژی جهان انجام می شود؛ اقدامی که در چارچوب راهبرد دفاعی کشور برای حفظ ثبات و امنیت منطقه ارزیابی می شود. بازی دوگانه واشنگتن در قبال تهران؛ راهبرد فشار روانی برای تحمیل شروط در میز مذاکره کارشناسان راهبردی و متخصصان روابط بین الملل بر این باورند که تناقض آشکار در مواضع مقامات آمریکایی درباره امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ایران، نه نشانه اختلاف واقعی، بلکه بخشی از یک راهبرد هدفمند در چارچوب سیاست فشار حداکثری محسوب می شود؛ راهبردی که با هدف اعمال فشار زمانی و روانی طراحی شده است تا محاسبات راهبردی تهران را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه را برای تحمیل شروط مورد نظر واشنگتن فراهم سازد. به اعتقاد این تحلیلگران، آنچه به عنوان اختلاف نظر میان مقامات آمریکایی مطرح می شود، در واقع نوعی تقسیم نقش تاکتیکی در درون ساختار قدرت ایالات متحده است. در این چارچوب، برخی مقامات با اتخاذ مواضع خوش بینانه از امکان دستیابی سریع به توافق سخن می گویند، در حالی که گروهی دیگر با تأکید بر دشواری مذاکرات، فضای تردید و فشار را تقویت می کنند. هدف از این رویکرد دوگانه، افزایش اهرم چانه زنی آمریکا و تنظیم دقیق تر شروط توافق، بدون ورود به یک تقابل نظامی پرهزینه و طولانی مدت ارزیابی می شود. این تناقض رفتاری به وضوح در اظهارات دونالد ترامپ و مارکو روبیو مشاهده می شود. ترامپ با اشاره به روند مذاکرات، دستیابی به توافق هسته ای با ایران را ظرف مدت کوتاهی، حتی در بازه زمانی یک ماهه، ممکن دانسته است. در مقابل، مارکو روبیو با اتخاذ موضعی محتاطانه تر، تحقق چنین توافقی را دشوار توصیف کرده و نسبت به امکان دستیابی سریع به نتیجه ابراز تردید کرده است. به گفته ناظران، این تفاوت در لحن و ارزیابی، بخشی از تاکتیک های روانی برای افزایش فشار بر طرف ایرانی در روند مذاکرات تلقی می شود. در همین حال، گزارش ها حاکی از آن است که ایالات متحده به دنبال توافقی است که شامل نظارت های گسترده بین المللی بر تأسیسات هسته ای جمهوری اسلامی ایران باشد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز با تأکید بر حفظ اصول و منافع ملی، آمادگی خود را برای گفت وگو در چارچوبی عادلانه اعلام کرده است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، با تأکید بر رویکرد اصولی تهران، اعلام کرده است که جمهوری اسلامی ایران آماده مذاکراتی است که بتواند نگرانی ها را برطرف کند، بدون آنکه امنیت و استقلال کشور خدشه دار شود. در سطح بین المللی نیز رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، دستیابی به توافق درباره سازوکارهای نظارتی را امکان پذیر، اما در عین حال بسیار دشوار توصیف کرده است؛ موضعی که نشان دهنده پیچیدگی های فنی و سیاسی مذاکرات جاری است. در همین چارچوب، برخی پژوهشگران روابط بین الملل بر این باورند که اهداف واشنگتن فراتر از صرفاً محدودسازی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران تعریف شده است و ابعاد گسترده تری را در بر می گیرد. با این حال، محدودیت های ژئوپلیتیکی و هزینه های سنگین یک درگیری نظامی، گزینه تقابل نظامی را برای آمریکا با چالش های جدی مواجه کرده است. تحلیلگران تأکید می کنند که هرگونه اقدام نظامی گسترده می تواند ایالات متحده را درگیر یک بحران طولانی مدت کند و پیامدهای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای دولت آمریکا به همراه داشته باشد. در همین راستا، ناظران مسائل آمریکا معتقدند سیاست واشنگتن بر یک راهبرد دوگانه استوار شده است: از یک سو، اعمال فشار فشرده و تعیین ضرب الاجل های کوتاه برای افزایش سطح امتیازگیری و از سوی دیگر، حفظ مسیر مذاکرات به عنوان گزینه ای برای دستیابی به توافقی قابل اجرا. این رویکرد، به دولت آمریکا امکان می دهد همزمان از ابزار تهدید و مذاکره بهره بگیرد و طرف مقابل را در برابر انتخاب میان توافق تحت فشار یا تشدید تنش قرار دهد. در مجموع، این رفتار دوگانه را می توان بخشی از الگوی شناخته شده سیاست خارجی ایالات متحده دانست که با هدف مدیریت همزمان فشار و مذاکره طراحی شده است؛ الگویی که در نهایت به دنبال شکل دهی به نتایج مذاکرات در راستای منافع راهبردی واشنگتن ارزیابی می شود. همگرایی راهبردی واشنگتن و تل آویو در برابر ایران؛ دیپلماسی تحت فشار یا سناریوی تشدید تنش ناظران و تحلیلگران مسائل راهبردی تأکید دارند که با وجود برخی اختلافات تاکتیکی میان ایالات متحده و اسراییل در نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی راهبردی میان دو طرف همچنان پابرجاست و بعید به نظر می رسد که واشنگتن یا تل آویو در پرونده ایران به صورت مستقل و بدون هماهنگی اقدام کنند. این همگرایی در سطح کلان، نشان دهنده اشتراک اهداف کلی دو طرف در قبال ایران است، هرچند درباره ابزارها و زمان بندی دستیابی به این اهداف، تفاوت هایی در رویکردها مشاهده می شود. کارشناسان مسائل منطقه ای بر این باورند که دونالد ترامپ در شرایط کنونی به دنبال دستیابی به توافقی با جمهوری اسلامی ایران است که بتواند آن را به عنوان یک دستاورد سیاسی مهم در عرصه داخلی آمریکا معرفی کند. چنین توافقی می تواند جایگاه سیاسی او را تقویت کرده و موقعیتش را در ادامه دوره ریاست جمهوری تثبیت کند. در عین حال، در محافل سیاسی واشنگتن نگرانی هایی وجود دارد مبنی بر اینکه طولانی شدن روند مذاکرات از سوی ایران، ممکن است موجب تغییر در محاسبات آمریکا شود و حتی زمینه ساز اقدامات محدود نظامی با هدف افزایش فشار و تسریع روند مذاکرات شود. گروهی دیگر از تحلیلگران معتقدند که گزینه نظامی همچنان بخشی از سناریوهای احتمالی باقی مانده است و برخی مقامات اسراییل از جمله بنیامین نتانیاهو، از حامیان اتخاذ رویکرد سخت گیرانه تر و حتی اقدام نظامی علیه ایران محسوب می شوند. با این حال، به اعتقاد این ناظران، ترامپ با توجه به ملاحظات سیاسی داخلی، به ویژه نزدیکی انتخابات میان دوره ای آمریکا، تمایل بیشتری به دستیابی به یک توافق سیاسی دارد که بتواند آن را به عنوان موفقیتی مهم به افکار عمومی و رأی دهندگان آمریکایی ارائه کند. آنان تأکید می کنند که ورود به یک جنگ طولانی مدت، مشابه تجربیات گذشته، نه تنها دستاوردی برای دولت آمریکا نخواهد داشت، بلکه می تواند پیامدهای سیاسی منفی برای ترامپ در عرصه داخلی به همراه داشته باشد. با وجود اختلافات تاکتیکی میان واشنگتن و تل آویو، هر دو طرف در هدف کلی مهار جمهوری اسلامی ایران اشتراک نظر دارند، هرچند مسیر تحقق این هدف همچنان محل اختلاف باقی مانده است. در همین حال، برخی تحلیلگران هشدار می دهند که در صورت شکست روند مذاکرات، احتمال اتخاذ تصمیم های غیرمنتظره از سوی دولت آمریکا وجود دارد؛ رویکردی که پیش تر نیز در برخی تصمیمات ناگهانی نظامی واشنگتن مشاهده شده است. این وضعیت، نشان دهنده تداوم فضای پیچیده و چندلایه در معادلات مرتبط با ایران و ضرورت هوشیاری در برابر تحولات پیش رو است. |