| درحالی که جهان چشم به دور دوم مذاکرات هسته ای ایران و امریکا در ژنو دوخته، تهران و واشنگتن هر دو در مسیر دیپلماسی، اما در زیر سایه تهدید ادعایی نظامی، گام برمی دارند. به گزارش اعتماد، مجید تخت روانچی، معاون وزیر خارجه کشورمان طی گفت وگویی با تاکید بر آمادگی تهران برای مصالحه در برنامه هسته ای خود، اعلام کرد که ایران حاضر است درباره رقیق سازی اورانیوم با غنای بالا و سایر مسائل هسته ای گفت وگو کند، به شرطی که امریکایی ها درباره رفع تحریم ها صادقانه مذاکره کنند. او در ادامه یادآور شد که توپ در زمین امریکایی ها است و خاطرنشان کرد: اگر صادق باشند، مطمئنم در مسیر دستیابی به توافق قرار خواهیم گرفت. با این حال، ایران همچنان بر حفظ توان دفاعی خود وعدم مذاکره درباره برنامه موشکی اش تاکید دارد. در این زمان امریکا نیز دیپلماسی و فشار اقتصادی را همزمان پیش می برد. دونالد ترامپ، رییس جمهور امریکا در حالی که تمایل خود به دستیابی به توافق را اعلام کرده، دستور اعزام ناو هواپیمابر یو. اس. اس جرالد فورد به خلیج فارس را صادر کرده تا به ادعای خود حضور نظامی اش در منطقه را تقویت کند. افزون بر این، واشنگتن در حال افزایش فشار اقتصادی بر ایران ازجمله محدود کردن فروش نفت به چین است، اقدامی که به ادعای برخی مقامات غربی می تواند محاسبات تهران را تغییر دهد و مقام های کشورمان را به انعطاف بیشتر در مذاکرات هسته ای ترغیب کند. با این همه منابع دیپلماتیک ادعا می کنند ترامپ و مشاورانش همچنان درباره احتمال موفقیت مذاکرات تردید دارند، اما گزینه توافق را تا حد امکان پیگیری می کنند. ازسوی دیگر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل که در دیدار اخیرش با ترامپ بر ادامه فشار بر ایران تاکید داشته، مدعی شده که هرگونه توافقی بدون محدودیت برنامه موشکی ایران برای اسراییل غیرقابل قبول خواهد بود. به گواه برخی تحلیلگران، این رویکرد، تعادل پیچیده ای بین دیپلماسی، فشار اقتصادی و تهدید نظامی ایجاد کرده؛ تعادلی که همزمان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را نیز به هراس و تکاپو انداخته است. باتوجه به مجموعه عوامل، به نظر می رسد دور دوم مذاکرات ژنو تنها به توافق هسته ای محدود خواهد بود و محور آن حفظ توان غنی سازی ایران در مقابل کاهش تحریم ها است، در حالی که تنش ها در خلیج فارس و فشارهای اقتصادی همچنان تهدیدی جدی برای ثبات منطقه به شمار می روند. این شرایط نشان می دهد که دستیابی به توافق هسته ای، حتی با وجود اراده سیاسی، نیازمند مدیریت همزمان فشارهای نظامی، اقتصادی و منطقه ای است و هر تصمیم نهایی می تواند نقشی تعیین کننده در امنیت خاورمیانه ایفا کند. در همین راستا روزنامه اعتماد در آستانه برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و ایالات متحده با کارشناسان درخصوص چینش معادلات طی روزهای آینده و سناریوهای احتمالی گفت وگو کرده است. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید: علی بیگدلی: آرایش نظامی امریکا در منطقه بخشی از فشار حداکثری است و هدف واشنگتن خرید زمان نیست علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین الملل، در پاسخ به سوال درباره چرایی همزمانی اعزام دومین ناو هواپیمابر امریکایی به منطقه توسط دونالد ترامپ و برقراری دور دوم مذاکرات ایران و ایالات متحده در ژنو تشریح کرد: به نظر می رسد این اقدام برخلاف دیدگاه برخی تحلیلگران صرفا برای خرید زمان یا وقت کشی نیست. به عبارتی دیگر ترامپ با این آرایش نظامی به دنبال نمایش قدرت و پیاده سازی استراتژی جدیدی است؛ استراتژی ای که او، آن را پیگیری صلح از طریق قدرت می نامد. لذا این ناو هواپیمابر صرفا با هدف خرید زمان اعزام نشده، بلکه بخشی از یک استراتژی مبتنی بر فشار حداکثری است. ترامپ با این رویکرد، هم از تهدید نظامی برای واداشتن ایران به بازنگری در مواضع گذشته اش استفاده می کند و هم تلاش دارد حداکثر امتیازات را از ایران دریافت کند. هدف او دستیابی به پاسخ مثبت ایران در بازه ای کوتاه، حدود یک ماه، است و در صورت پاسخ منفی، این آرایش نظامی وارد مرحله جدیدی خواهد شد. به باور بیگدلی رویکرد ترامپ در واقع تلفیقی از فشار و تهدید نظامی است که تنها راه پیش روی ایران را محدود خواهد کرد. در این میان ایران باید توجه داشته باشد که نظام بین الملل و شرایط داخلی نیز درگیر تغییرات اساسی شده و دستگاه دیپلماسی و نهادهای تصمیم گیر در حوزه سیاست خارجی باید با این تغییرات هماهنگ عمل کنند. پافشاری صرف بر مواضع پیشین، بدون تحرک و سازگاری با شرایط جدید، امکان پذیر نیست. این تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه خاطرنشان کرد که غرب و امریکا در حال شکل دهی به یک اجماع بین المللی برای افزایش فشار بر ایران هستند وعدم حضور ایران در کنفرانس امنیتی مونیخ، هرچند اهمیت عملی زیادی نداشت، بار سیاسی و نمادین داشت. لذا ممکن است ایران به دنبال خرید زمان باشد اما به نظر نمی رسد امریکا چنین هدفی را داشته باشد چراکه ترامپ به دنبال کاهش تنش ها در منطقه است و منطقه خلیج فارس نیز با توجه به ظرفیت جذب سرمایه ای که دارد، تحمل این سطح از تنش را ندارد و تاخیر در حل و فصل مسائل اقتصادی و سیاسی، قابلیت های منطقه را برای واشنگتن محدود می کند. بیگدلی در ادامه تصریح کرد: با این همه ایران هنوز تکلیف سیاسی خود را مشخص نکرده و مجموعه ای از نگرش ها و تضمین های مشخص در سیاست خارجی ندارد. لذا مذاکرات پیش رو در ژنو باید به نحوی مدیریت و بحران های احتمالی حل و فصل شوند تا شرایط برای هر دو طرف روشن گردد. بیگدلی در ادامه و در ارزیابی اهمیت مذاکرات روز سه شنبه میان ایران و امریکا گفت که هیچ یک از طرفین علاقه ای به وقوع جنگ ندارند. با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی درون دو کشور و نارضایتی های موجود، ایران به دنبال جنگ نیست. ازسوی دیگر، امریکا نیز در آستانه انتخابات میان دوره ای کنگره، با میزان محبوبیت نه چندان بالای رییس جمهور، تمایلی به آغاز جنگ ندارد. نظرخواهی ها نشان می دهد محبوبیت ترامپ حدود 38درصد است و حتی در میان جمهوری خواهان که معمولا به مسائل بین المللی تمایل کمتری دارند، میلی به جنگ دیده نمی شود. از طرفی ترامپ فردی استثنایی است و از ابتدای روی کار آمدنش در حدود یک سال گذشته، به دنبال قهرمان سازی بوده، اما مجموعا هیچ کدام از طرفین میلی به جنگ ندارند و جامعه و منطقه نیز آمادگی مواجهه با جنگ تحمیلی در شرایط فعلی را ندارند. به گفته این تحلیلگر روابط بین الملل بنابراین، هر دوطرف باید به سمت صلح قدم بردارند، به ویژه ایران که هم در عرصه سیاسی و هم اجتماعی و اقتصادی درگیر چالش هایی است. ایران ناچار است با مدیریت شرایط جدید از بحران عبور کند. از این منظر، مذاکرات روز سه شنبه می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد و مسیر آتی روابط میان تهران و واشنگتن را مشخص کند. این تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه درباره تحلیل تغییر مواضع اخیر دونالد ترامپ در قبال ایران گفت که درست است که او از رویکرد سخت گیرانه تری پیروی می کند، اما هدف ترامپ تغییر نظام سیاسی ایران نیست. در کنفرانس امنیتی مونیخ ظاهرا موجی از فشارها و انتقادات ادعایی علیه ایران ایجاد شد. این در حالی است که ایران باید تحرکات خود را تشدید و روش های پیشین را که ناکام بوده اند، تغییر دهد. به باور بیگدلی لازم است در آرایش نظام سیاسی و سیاست خارجی تغییراتی ایجاد شود تا کشور بتواند با شرایط فعلی هماهنگ عمل کند. هرچند برخی سناتورهای جمهوری خواه تندرو از جمله لیندسی گراهام از تغییر نظام سیاسی ایران سخن گفته اند، اما واقعیت این است که ترامپ دنبال این هدف نیست. با این حال، شرایط داخلی ایران ناهموار و دشوار است و ممکن است در مواجهه با لج بازی ها و فشارهای ترامپ، سیاست گذاران ایرانی با چالش های جدی روبه رو شوند. این کارشناس مسائل امریکا در پاسخ به دیگر پرسش درخصوص محدودیت دامنه مذاکرات به مساله هسته ای با لحاظ کردن اظهارات اخیر مجید تخت روانچی درباره اورانیوم شصت درصدی تشریح کرد: در موضوع برنامه هسته ای پیشنهاد من این است که ایران براساس توافق سال 2015 میلادی، همان برجام و مفاد قطعنامه 2231 شورای امنیت، پیشنهادهایی به امریکایی ها ارایه دهد. این پیشنهادها شامل حفظ غنی سازی 3.67درصد و کاهش برد موشک ها است. در این زمینه، اسراییل مدعی است که برد موشکی ایران باید محدود به چند کیلومتر شود که این میزان بسیار کم است، اما از منظر مذاکره، مساله موشکی می تواند نقطه شروعی برای چانه زنی و بهبود توافق باشد. به باور بیگدلی باتوجه به سطح انتظارات امریکا درباره تاسیسات هسته ای، مسائل موشکی و گروه های نیابتی، شرایط برای ایران دشوار است. بنابراین، پیشنهاد شده که غنی سازی در سطح 3.67درصد حفظ شود و درخصوص موشک ها انعطاف بیشتری به خرج داده شود. سیاست بازی با مهره هاست و صرفا واکنش به فشارها نیست؛ ایران باید کنش های خود را فعال تر کند. این تحلیلگر مسائل امریکا تاکید کرد: ذیل این سه محور یعنی تاسیسات هسته ای، موشک ها و گروه های نیابتی باید به صورت هوشمندانه بازی کرد و دستگاه دیپلماسی باید قوی تر عمل کند. هرچند سفر علی لاریجانی به قطر و عمان ممکن است گشایشی ایجاد کند، اما لازم است درباره همه مسائل بررسی شود که چه اقداماتی می توان انجام داد و اجرای چه اقداماتی امکان پذیر نیست. لذا پیشنهاد بازگشت به میزان غنی سازی پیش بینی شده در برجام می تواند راهکار مناسبی باشد، چرا که طبق منشور آژانس بین المللی انرژی اتمی، همه کشورها حق دارند غنی سازی را تا سطح چهار درصد انجام دهند. این حق طبیعی ایران است، به شرط آنکه وارد مذاکره شود؛ چرا که هیچ راه نجاتی برای خروج از بحران جز همکاری با آژانس و اجازه ورود بازرسان، و همچنین مذاکره مستقیم وجود ندارد. امیرعلی ابوالفتح: تصمیم احتمالی ترامپ برای آغاز رویارویی با ایران به توان کنترل آن و واکنش واقعی تهران منوط است امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل امریکا در پاسخ درخصوص سخت تر شدن مواضع اخیر دونالد ترامپ و تاثیر این کنش بر رویکرد تهران گفت: راهبرد رییس جمهور فعلی امریکا بر صلح از طریق قدرت مبتنی است. او معتقد است اگر می خواهیم صلح داشته باشیم، باید قدرتمند ظاهر شویم، طرف مقابل را مرعوب کنیم و او را تحت فشار بگذاریم تا به خواسته های ما تن دهد. در این استراتژی، نمایش قدرت حتی از اعمال واقعی آن اهمیت بیشتری دارد. ترامپ بارها تاکید کرده است که مذاکره همزمان با نمایش ابزارهای نظامی، به منظور ایجاد ترس و فشار برای توافق است، اما اگر توافق حاصل نشود، استفاده از زور گزینه ای دور از ذهن نیست. به طور خلاصه، این راهبرد دو مرحله ای است: مرحله اول اعمال فشار برای رسیدن به توافق و مرحله دوم، در صورت شکست مذاکرات، استفاده از ابزارهای قدرت. به گفته ابوالفتح البته ایران نیز در حال حاضر همان مسیر را دنبال می کند، هرچند با ادبیاتی متفاوت و ابزارهای مختص به خود. ایران آماده مذاکره است، همزمان پیام ها رد و بدل می شوند، گفت وگوها در مسقط انجام شده و قرار است روز سه شنبه ادامه مذاکرات در ژنو برگزار شود. در عین حال، آمادگی نظامی حفظ شده و رهبری کشور نیز هشدار داده اند که در صورت لزوم، جنگ منطقه ای محتمل است. موشک ها، فعالیت های دفاعی و پدافندی ایران در کنار هم به عنوان بخشی از نمایش قدرت و فشار برای جلوگیری از وقوع جنگ به کار گرفته می شوند. با این حال، فاصله میان شروط ایران و امریکا بسیار زیاد است و دستیابی به توافق بسیار دشوار به نظر می رسد، بنابراین احتمال وقوع جنگ را نیز نباید از نظر دور نگاه داشت. این کارشناس مسائل امریکا در ادامه تاکید کرد: اما در میان رایزنی ها زمان اهمیت ویژه ای دارد و جنگ نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر کنشی، ازجمله جنگ، نیاز به مقدمات دارد و نمی توان یک شبه آن را آغاز کرد. برای شروع یک عملیات نظامی، لازم است مهمات و تجهیزات تامین، لجستیک آماده، رایزنی های منطقه ای و بین المللی انجام شود و افکار عمومی داخلی و مسائل فنی و تکنولوژیک آماده باشند. نیروها باید مستقر شوند، آموزش ببینند و آماده عمل شوند. لذا این فرآیند نه تنها برای ایران، بلکه برای امریکا نیز صادق است. بنابراین وقتی از جنگ صحبت می کنیم، هر دو طرف از مدت ها قبل آماده سازی های لازم را انجام می دهند، مگر اینکه حمله ای ناگهانی و غافلگیرانه رخ دهد که در این صورت فرصت آماده سازی وجود ندارد. بنابراین اهمیت زمان و خرید فرصت در حوزه نظامی، کاملا طبیعی است و جای تعجب ندارد که طرفین برای کسب زمان اقداماتی را در دستور کار قرار دهند. ابوالفتح در ادامه خاطرنشان کرد: متاسفانه در مقابل کشوری قرار داریم که رهبر آن و به عبارتی نفر اول دولت، اغلب سخنان متناقض، مبهم و چندپهلو بیان می کند. بنابراین نمی توان صرفا به گفته های ترامپ اعتماد کرد یا روی حرف های او درباره صلح یا تغییر رویکرد حساب باز کرد. گاهی صبح صحبت از تغییر نظام در ایران می زند و نیم ساعت بعد وزیر خارجه اش اعلام می کند که ترامپ آماده گفت وگو با رهبری ایران است. این وضعیت نشان می دهد که سخنان متناقض زیادی ازسوی دولت ایالات متحده مطرح شده و در واقع، رویکرد عملی امریکا و اقداماتش هستند که می توانند نشان دهند چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد. از این منظر، کشور باید آمادگی کامل داشته باشد و سناریوهای مختلف را درنظر بگیرد؛ از بدترین حالت ازجمله حمله ای ناگهانی در وسط مذاکرات، مشابه اتفاقی که پیش تر رخ داد تا بهترین حالت که به یک معجزه و توافق منجر شود. لذا در چنین شرایطی، نمی توان صرفا به واکنش های لحظه ای دل خوش کرد یا مدعی شد که غافلگیر شدیم و مسوولیت را نادیده گرفت. کشور باید از قبل برای هر سناریویی برنامه داشته باشد و آمادگی لازم برای مقابله و مدیریت بحران را فراهم کند. ابوالفتح در پاسخ به دیگر پرسش مبنی بر عوامل تاثیرگذار بر تصمیم نهایی ترامپ در قبال ایران گفت: رییس جمهوری که بخواهد پروژه ای به این بزرگی یعنی شروع جنگ با کشوری مثل ایران را عملی کند، تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، بنابراین صرفا سفر یک وزیر یا نخست وزیر ازجمله شخص نتانیاهو به واشنگتن تعیین کننده نیست. ترامپ باید مجموعه ای از ملاحظات داخلی و منطقه ای را بررسی کند؛ از مسائل داخلی و انتخابات گرفته تا واکنش طرفداران جنبش ماگا و افکار عمومی. به گفته این کارشناس مسائل امریکا او باید بسنجد که حتی اگر تصمیم به حمله بگیرد، جمهوری اسلامی چه واکنشی نشان خواهد داد، آیا تاسیسات ایران از بین می رود یا نه، آیا این کار باعث آشوب یا جنگ داخلی می شود و پیامدهای منطقه ای و بین المللی آن چیست. در این میان، موضع اسراییل و نخست وزیر آن کاملا مشخص و واضح است و اهداف خود را دنبال می کند، اما در عمل، حتی میان متحدان هم اختلاف نظرهایی وجود دارد. ابوالفتح در ادامه تاکید کرد: این اختلافات تاکتیکی ممکن است بعدها به اشتراک نظر تبدیل شود یا نشود و تنها زمانی می توان درباره واقعیت آن قضاوت کرد که اقدام عملی صورت گرفته باشد. نمونه تاریخی مشابه، پیش از جنگ 12روزه است که شواهد نشان می داد اختلافاتی وجود داشته، اما بعدا واشنگتن پست با انتشار گزارشی مدعی شد که در پشت صحنه، تصمیم گیران در حال برنامه ریزی برای حمله و ایجاد سردرگمی در ایران بوده اند تا وضعیت واقعی را مخفی نگه دارند. این تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه تاکید کرد: لذا برای پیروزی در انتخابات، ترامپ نیاز دارد تا تخاصم با ایران را به صورتی مطلوب مدیریت کند، همان طور که به گفته خودش در مورد ونزوئلا عمل کرد؛ وارد کشور شد، بدون آنکه خون یک امریکایی ریخته شود، رییس جمهور قانونی کشور را به ایالات متحده منتقل کرد. هدف او این است که عملیاتش بدون خسارت انسانی مستقیم برای امریکایی ها پیش رود. اما اگر احساس کند که جنگ به خون ریزی گسترده منجر می شود، نیروهای امریکایی کشته می شوند و امریکا مجبور است هزینه های هنگفتی پرداخت کند همان طور که در جنگ اوکراین رخ داد، این موضوع برای ترامپ در آستانه انتخابات بسیار نامطلوب است. او باید ارزیابی کند که آیا امریکایی ها واقعا می توانند جنگ را به شیوه ای کنترل شده پیش ببرند یا خیر. ابوالفتح در ادامه تصریح کرد: نگاهی به جنگ 12روزه میان ایران و اسراییل نشان می دهد که ادعای امریکا مبنی بر جنگ 25 دقیقه ای ایران و امریکا، کاملا محدود و کنترل شده بود. در واقع، تقابل گسترده ای رخ نداد و ایران تنها پایگاه امریکایی ها در قطر را هدف قرار داد، بدون آنکه خسارت انسانی قابل توجهی به نیروهای امریکایی وارد شود. اما اگر این سناریو تغییر کند و مثلا 50 سرباز امریکایی کشته شوند، ترامپ به شدت تحت فشار داخلی قرار خواهد گرفت، بنابراین تصمیم گیری او به دو عامل بستگی دارد: توانایی امریکا برای پیشبرد جنگ به شیوه کنترل شده و دوم واکنش واقعی ایران. ایران می تواند تهدیدهایی که امریکا مطرح کرده مانند هدف گرفتن همه پایگاه ها در منطقه را عملی کند یا نکند. واکنش ایران بخش مهمی از محاسبات امریکایی هاست و می تواند ملاحظات ترامپ را در تصمیم نهایی شکل دهد. این کارشناس مسائل امریکا درخصوص نقاط اختلافی میان تهران و واشنگتن و بروز انعطاف هایی ازسوی ایران درخصوص مساله هسته ای گفت: در حال حاضر سه فاز اصلی در روابط ایران و امریکا وجود دارد: فاز هسته ای، موشکی و مسائل منطقه ای. در بخش هسته ای، ایران آماده است که در چارچوب مذاکرات، جزییات فنی و سیاسی مرتبط با غنی سازی، ذخایر اورانیوم، رقیق سازی و حتی موضوع کنسرسیوم های هسته ای را بررسی کند. به عبارت دیگر، ایران طرح به طرح آماده بحث و تبادل نظر است. با این همه براساس اطلاعات منتشر شده توسط منابع آگاه، همچنان مشخص نیست که چه بخشی از اظهارات رسمی واشنگتن واقعیت دارد یا صرفا جنگ روانی است. اما آنچه روشن است این است که همه موضوعات مرتبط با صنعت هسته ای و غنی سازی ایران در چارچوب مذاکرات قابل بحث است. در عین حال، تفاوت هایی میان سیاست اعلامی و سیاست واقعی هر دو طرف وجود دارد. رسانه های امریکایی معمولا مواضع اعلامی واشنگتن را بازتاب می دهند، اما در مذاکرات واقعی ممکن است بحث ها متفاوت باشد. به همین ترتیب، در مورد ایران نیز ممکن است برداشت رسانه ای با واقعیت مذاکرات تفاوت داشته باشد. بنابراین، می توان فرض کرد که امریکایی ها سیاست اعلامی خود را با سیاست عملی در مذاکرات متفاوت جلو می برند و ایران نیز ممکن است چنین رفتاری داشته باشد. جزییات دقیق مذاکرات، کم و کیف آن و هرگونه توافق احتمالی، تنها توسط مذاکره کنندگان و مسئولان ذی ربط دو کشور قابل پیگیری است. |