صفحه اصلی     اقتصادی     اجتماعی     سیاسی     ورزشی     بین الملل     RSS     تماس با ما  
پنجشنبه، 23 بهمن 1404 - 18:51   
 آخرین خبرها
  مک‌گرگور: درگیری با ایران دستاوردی نخواهد داشت
  تهران، پرریسک‌ترین نقطه ایران؟/ سناریویی با تلفات چندصد هزار نفری
  زیان 1.2 میلیارد دلاری مرسدس بنز از تعرفه‌ها
  توییت جدید ترامپ با محتوای نظامی/ ناوهواپیمابر دوم در راه خاورمیانه
  هک گروه واتس‌اپ نظامیان اسراییل در پایگاه بلماخیم
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 72610صفحه نخست » آخرین اخبار    پنجشنبه، 23 بهمن 1404 - 15:25

زندگی‌هایی که خاکستر شد؛ هیچ‌کس پاسخگوی بازاری‌ها نیست


یکی از غرفه‌داران بازار جنت می‌گوید در آتش‌سوزی اخیر تمام دارایی‌اش را از دست داده و در حالی که هنگام ساخت بازارچه در سال 1391 سیستم‌های اعلام و اطفای حریق و نیز سرمایش و گرمایش در طراحی پیش‌بینی شده بود،

دود و آتش که از غرب پایتخت زبانه کشید، زندگی و معیشت 270 نان آور و اعضای خانواده آن ها در کسری از ثانیه سوخت و خاکستر شد. بازار جنت تهران روز سه شنبه 14 بهمن ماه طعمه حریق شد. حادثه ای که اگر چه تلفات جانی نداشت، اما خسارات مالی گسترده ای را متوجه 270 غرفه دار مجموعه کرد که عمدتا زنان سرپرست خانوار بودند، آنهم درست در شب های پایانی سال که برای کسبه ارزش مالی خاصی دارد.

قدیمی ها می گویند ارزش مال کمتر از جان نیست جمله ای که در این وانفسای بی پولی و فشار معیشت و… که مردم هر لحظه زیربار آن استخوان خرد می کنند، معنای بیشتری یافته است. آنطور که غرفه داران می گویند این ملک تحت نظارت شرکت ساماندهی مشاغل شهر تهران است که یکی از شرکت های زیرمجموعه شهرداری است. مدیریت این مجموعه را هم پیمانکار شرکت برعهده داشته است.

در حالی که سازمان آتش نشانی علت آتش سوزی را اتصالی در سیم کشی برق مجموعه و سرایت آن به اطراف عنوان کرده و تاکید می کند که با تجهیزات کامل در میدان آتش حاضر شده اما غرفه داران می گویند وسعت ابتدایی آتش انقدر کم بوده که امکان جلوگیری از سرایت و گستردگی آن وجود داشت اگر کپسول های آتش نشانی حاضر در مجموعه کار می کردند، اگر مخزن آب خودروی آتش نشانی خالی نبود، اگر شلنگ آب ایستگاه بعدی پاره نبود و… شرایطی که از نظر آن ها نتیجه گیری درباره علت حادثه را پیچیده می کند.

روز جمعه 17 بهمن ماه عبدالمطهر محمدخانی سخنگوی شهرداری از پرداخت وام کم بهره به غرفه داران و تعیین محلی موقتی برای استقرار غرفه داران خبر داد اما از زمان عمل به وعده ها چیزی نگفت. غرفه داران اما با پرداخت وام موافق نیستند و بازپرداخت آن را غیرممکن می دانند. مگر می شود همه سرمایه ات را از دست داده باشی و به جای جبران خسارت، وام دریافت کنی؟ اصلا مگر بازپرداخت وام امکان پذیر است؟ آن ها می گویند همه این وعده ها چه قابل قبول چه غیرقابل قبول تنها حرف و سخن است و مکتوب نشده است.

مالباختگان برای گرفتن پاسخ روز شنبه 18 بهمن در مقابل شرکت ساماندهی مشاغل جمع می شوند اما پاسخی دریافت نمی کنند. روز بعد یعنی یکشنبه 19 بهمن ماه زیر بارانی سیل آسا، غرفه داران در مقابل شهرداری تهران تجمع کردند و منتظر پاسخی مستقیم از شهردار تهران شدند. ساعتی طول کشید تا نماینده شهرداری با نماینده غرفه داران صحبت کند.

زندگی‌هایی که خاکستر شد؛ هیچ‌کس پاسخگو نیست

خبرنگار ایلنا با حضور در محل تجمع حادثه دیدگان پای درددل های شان نشست. افرادی که استیصال و نگرانی کم ترین واژه هایی اند که می توان برای توصیف نگاه و رفتارشان استفاده کرد. آن ها وقایعی که با چشمان خود دیده بودند را شرح دادند، از توصیف های قابل تامل درباره لحظه حادثه تا وضعیت هولناکی که در سایه این آتش سوزی با آن مواجه شده اند بی پولی محض حتی برای خرید نان شب خانواده

اطلاع شرکت ساماندهی مشاغل از مشکلات برق بازار جنت

سارا یکی از همین حادثه دیدگان است. زنی سرپرست خانوار که یک هفته پیش دو غرفه خود را در آتش سوزی از دست داد و شاهد نابودی 5.6 میلیارد تومان اجناس موجود در محل کارش شد. او به ایلنا توضیح می دهد: اجاره ای که پرداخت می کردم ماهانه 60 میلیون تومان بود. برای من که نان آور خانه هستم تامین این اعداد ساده نبود اما خیال مان راحت بود که امنیت محل کار و اجناس مان تامین است.

به گفته او روز حادثه، آتش از پست برقی تعبیه شده شعله می کشد: این پست برق به دلیلی که ما مطلع نیستیم جرقه می زند، گویا سیم کشی بازار از قبل هم با مشکل مواجه بوده و این موضوع توسط ناظرانی که از طرف شرکت ساماندهی مشاغل در بازار حضور داشتند، به اطلاع مسئولان مربوطه رسیده بوده است. حتی تابستان گذشته و شب عید پارسال، چند بار با قطعی برق 24ساعته مواجه شدیم. یک بار از اداره برق آمدند و به ما گفتند سیم کشی این مجموعه مشکل دارد و باید تعمیر شود.

سارا تعریف می کند که غرفه داران به تازگی از وجود 6 نامه مطلع شده اند نامه هایی که به مسئولان شرکت ساماندهی درباره مشکلات برق بازارچه ارسال شده بوده و ارسال کننده آن ها هم ناظران خود شرکت بوده اند که در بازار مستقر بوده اند. نامه هایی که صرفا بایگانی می شوند.

ماجرای اطفا حریق اما برای او و سایر غرفه دارن تبدیل به معمایی عجیب شده اینکه به چه علت تنها 6 کپسول آتش نشانی برای بازارچه ای با وسعت قابل توجه در نظر گرفته شده و چرا این کپسول ها در بزنگاه آتش سوزی عمل نکرده اند.

زندگی‌هایی که خاکستر شد؛ هیچ‌کس پاسخگو نیست

نه کپسول ها کار کردند، نه آتش نشانی آب داشت

سارا اضافه می کند: در زمان وقوع حادثه علاوه بر تعداد کم کپسول های آتش نشانی تنها 2 یا 3 نیروی نگهبان به علاوه یکی از غرفه دارن در بازار حاضر بودند که هیچ یک از آن ها طرز کار با کپسول آتش نشانی را نمی دانستند و آموزش مربوطه را ندیده بودند. اما این موضوع به ما خسارت دیدگان مربوط نیست.

مدتی بعد از حادثه اما مسئول ایمنی شرکت ساماندهی مشاغل به حادثه دیدگان درباره نحوه کار کپسول ها توضیح می دهد، نوشدارو بعد از مرگ سهراب. سارا تاکید می کند که هیچکس نمی داند که آیا این کپسول ها خالی بوده اند یا اینکه افراد حاضر در صحنه با عملکرد آن آشنا نبوده اند و به همین دلیل هم موفق به استفاده از آن نشده اند. به هر حال شرایط هر چه که بوده، تنها حقیقت حائز اهمیت آن است که کپسول ها دقیقا زمانی که به آن ها نیاز بوده کار نکرده اند.

معمای بعدی اما بعد از آمدن اولین گروه آتش نشان ها رقم می خورد، زمانی که 2 دستگاه خودروی آتش نشانی با تانکر خالی از آب به محل حادثه می رسند. گروه بعدی اما بسیار دیر از راه می رسند غرفه داران می گویند شاید 40 دقیقه دیرتر زمانی که بازارچه تبدیل به سازه ای آتشین شده است. شلنگ آب این خودروها هم پاره است. در نهایت آتش با شرایطی سخت آرام می گیرد. زمانی که بازار و زندگی غرفه داران نابود شده است.

چند نفر دیگر از زنان حاضر در تجمع به این گفتگو می پیوندند. آن ها هم تاکید می کنند که خودشان شاهد وضعیت خودروهای آتش نشانی بوده اند از خالی بودن مخزن آب و استیصال آتش نشان ها زمانی که به موضوع پی می برند تا تاخیر در رسیدن گروه بعدی و پاره بودن شلنگ آب رسانی. آن ها می گویند آتش سوزی مانند آن بوده که شمعی در خانه روشن شود و بعد خانه به دلیل نبود آب و لوازم اطفاء خرید در آتش بسوزد. یکی دیگر از غرفه داران می گوید سرعت سرایت آتش ناگهان زیاد شد، آتش گر گرفت و سرمایه مردم را بلعید. این سخن او با تایید سایرین مواجه می شود.

امکان برخورداری از بیمه را نداشتیم

زهره یکی دیگر از غرفه داران تاکید می کند که در طراحی و ساخت بازارچه در سال 1391 سیستم های اعلام و اطفاء حریق و همچنین سرمایش و گرمایش از سقف تعریف شده بود، اما به دلیل مشکلات مالی، عدم تأمین بودجه و این موضوع که مسئولان مربوطه نخواستند برای بازارچه هزینه کنند، هیچ کدام از این سیستم ها وصل نشد: از 5 سال پیش هم قرار بود در کنار در شرقی بازار یک لوله آب آتش نشانی را تعبیه و به منبع آب شهری وصل کنند که این اقدام هم صورت نگرفت، کوتاهی هایی که توسط شرکت ساماندهی مشاغل به عنوان متولی ملک انجام شد. این شرکت غرفه ها را از طریق پیمانکار به ما اجاره داده بود.

او اضافه می کند: ما هرگز طرف حساب شهرداری نبوده ایم بلکه نماینده های شرکت ساماندهی مشاغل در دفتر بازارچه مستقر بودند و این افراد مسائل را به شهرداری اطلاع می دادند. این افراد هم به ما می گفتند همه چیز مرتب است، کپسول های آتش نشانی مشکلی ندارد.

زهره می گوید: هیچ یک از 270 غرفه موجود در بازارچه بیمه نبوده اند. غرفه داران نمی توانستند غرفه خود را بیمه کنند. ما چند سال برای رسیدن به این هدف تلاش کردیم حتی 3 سال پیش نماینده بیمه به ما اعلام کرد که به دلیل فقدان کنتور برق مجزا وعدم برخورداری غرفه ها از سقف امکان بیمه شدن نداریم.

شب عیدی نابود شدیم

زن سالمندی نزدیک می شود و سر درددلش باز می شود. سرپرست خانواده است و بعد از 13.14 سال تلاش برای تامین معاش خانواده حالا در 69 سالگی، درست مقابل چشمش ماحصل زندگی اش دود شد در حالی که هیچ کاری از او ساخته نبود: از اولین سال افتتاح بازار در آنجا غرفه داشتم و فعالیت کردم، اغراق نیست اگر بگویم اولین فردی بودم که با پیمانکار قرارداد بستم اوائل غرفه ها را رهن می کردیم اما بعدا ماجرای رهن منتفی شد و اجاره پرداخت کردیم. اجاره غرفه من به 22 میلیون تومان رسیده بود. این مبلغ جدا از هزینه شارژ و سایر خدمات بود.

فرزانه از روز حادثه می گوید: وقتی از راه رسیدم آتش نشانی مشغول کار بود و بازار می سوخت. آتش نشانی و رییس کلانتری منطقه در محل حضور داشتند و مهار آتش می توانست بسیار سریع انجام شود. برای من سوال است که چرا به سرعت آتش به همه غرفه ها سرایت کرد. اگر اقدامات لازم سریع انجام می شد در نهایت یکی دو غرفه می سوختند.

زن سالمند هم از روایت های متفاوتی می گوید که درباره تاخیر آتش نشانی در مهار آتش شنیده است: بازارچه تحت نظارت شرکت ساماندهی مشاغل است و ما سال هاست که مستاجر این شرکت هستیم. رابطه شرکت با پیمانکار و آشنا بودن یا آشنا نبودن آن ها با سیستم اطفا حریق به ما مربوط نیست.

شب عیدی نابود شدیم، اجناس مان سوخت، این عباراتی است که زن خسارت دیده برای توصیف وضعیت خود و سایر غرفه داران در روزهای پایانی سال می گوید: همه نگران ما شدند، به جز شهرداری که مسئول اصلی است. شاهد هستید که ما چگونه زیرباران ایستاده ایم و هیچکس پاسخگوی ما نیست. روز گذشته هم در مقابل شرکت ساماندهی تجمع کردیم. ساعت ها آنجا ایستاده بودیم اما انگار نه انگار که ما شهروندیم و در این شرایط اقتصادی وحشتناک اموال مان از بین رفته است.

فرزانه ادامه می دهد: به معاون شرکت ساماندهی گفتم قبول دارید که اموال ما سوخت؟ چرا برای ما اقدامی نمی کنید شب عید باید چه کنیم؟ اما پاسخی نگرفتیم و وقتی به این نتیجه رسیدیم که شرکت ساماندهی مشاغل پاسخگو نیست به شهرداری مراجعه کردیم تا ببینم شهردار قرار است برای ما چه اقدامی کند؟ ما مالباخته هستیم، زندگی مان نابوده شده است اما به جای کمک و جبران خسارت نادیده مان می گیرند و آواره از این سازمان به سازمان دیگر می رویم. گویا آقایان درک نمی کنند که شرایط ما به گونه ای است که باید کار کنیم تا خرج روزانه مان تامین شود.

چک هایی که پاس نمی شوند

زنی جوان با چهره ای نگران در حال صحبت با سایر غرفه داران است، پیشنهاد گفتگو را با تردید می پذیرد، نگران است مبادا چهره اش در عکس مشخص باشد. مطمئن که می شود خبری از فیلم و تصویر نیست، شروع به صحبت می کند.

برای نیلوفر که سرپرستی دختر نوجوانش را برعهده دارد و کسی هم در زندگی کمک حالش نیستف غرفه ای که در آتش سوخت تکیه گاهش و محل تامین معاش خانواده دونفره اش بوده است. زن جوان تعریف می کند که 14 سال پیش به امید کسب روزی و چرخاندن چرخ زندگی، تنها سرمایه ای که داشت یعنی خانه کوچکش را می فروشد تا پول پیش رهن یک غرفه در بازار را تامین کند. مبلغی حدود 50 میلیون تومان.

او از اجاره 20 میلیون تومانی غرفه می گوید و بدهی که خریدهای شب عید روی دستش گذاشت و نابود شد: برای تکمیل اجناس شب عید، قرض و قوله کردم، چک دادم و زیربار بدهی رفتم. 2 روز قبل از حادثه500 میلیون تومان جنس جدید خریدم و این به جز کالاهایی بود که از قبل در غرفه داشتم. شب قبل از آتش سوزی به همراه دخترم اجناس جدید را در غرفه چیدیم اما صبح روز بعد همه آن ها دود و خاکستر شد. سرمایه ام سوخت، حالا من مانده ام و بار سنگین بدهی که نمی دانم چگونه باید پرداخت کنم. به کسبه بازار چک داده ام و نمی دانم باید چه جوابی به آن ها بدهم.

چند روز دیگر زمان پرداخت اجاره خانه از راه می رسد اما نیلوفر می گوید به لحاظ مالی در وضعیتی بحرانی قرار گرفته و نمی داند جواب صاحبخانه را باید چگونه بدهد: من مسئول زندگی دخترم هم هستم اما حالا به معنای واقعی در تامین نان شب هم مانده ام. همه سرمایه ام 2 میلیارد تومان بود که دود شد و هوا رفت. راستش را بخواهید خانواده پولدار هم ندارم که بتوانند کمک حالم باشند، من مانده ام و جیبی خالی و بدهی و سرمایه ای که از دست رفت.

او به زنان سالمندی با سنین بالای 70 سال اشاره می کند که در بازار غرفه داشته اند: آن ها در این سن و سال برای تامین مخارج زندگی مجبور به کار هستند و حتی شرایط بازنشسته شدن را ندارند. شرایط همه ما واقعا حاد است.

جرات اعتراض نداشتیم

مرد سالخورده ای از میان جمعیت اشاره می کند، می خواهد صحبت کند او هم مالش را از دست داده است. صدایش آنقدر ضعیف است که به زحمت شنیده می شود با این حال می خواهد به هر نحو ممکن اعتراضش را بگوید: من از همان ابتدای تاسیس در این بازارچه غرفه داشتم و رزق و روزی خانواده ام را از همین غرفه تامین می کردم و هر ماه هم مبلغی بابت اجاره پرداخت می کردم. میزان شارژ پرداختی مان هم متری 100 هزار تومان بود.

او به جز گلایه هایی که بابت از دست دادن دار و ندارش در میان دود و آتش شد دارد، از نحوه اداره بازارچه توسط شرکت ساماندهی مشاغل هم انتقاد می کند: مسئولان مربوطه ما را در جریان نحوه هزینه کرد شارژهای گرفته شده قرار نمی دادند، در مجموع حدود 250 میلیون تومان شارژ به صورت ماهانه پرداخت می کردیم اما تنها آب، برق و گاز داشتیم و از خدمات دیگری برخوردار نبودیم هیچکس هم جرات اعتراض نداشت زیرا می ترسیدند که به مشکل بربخورند و غرفه و کارشان را از دست بدهند.

تامین هزینه های درمان همسری بیمار و فرزندی کوچک برعهده ام بود

زنی بسیار جوان از شدت سرما گوشه ای کز کرده و در سکوت به باران سیل آسا نگاه می کند، خلوتی غمگین که برای گفتگو شکسته می شود. همسرش بیمار است و توان کار کردن ندارد، بار زندگی به تنهایی روی دوش او افتاده، از تامین مخارج درمان همسر و تامین زندگی فرزند تا پرداخت اجاره خانه و هزینه های زندگی. از 5 سال پیش تا لحظه سوختن زندگی اش، غرفه محل رزقش بوده و بابت آن ماهانه 17 میلیون تومان اجاره پرداخت می کرده به علاوه شارژی یک میلیون تومانی.

شیما از نابودی 4 میلیارد تومان سرمایه اش می گوید: مقدار بسیار زیادی جنس در غرفه داشتم به نحوی که سایر غرفه داران معتقد بودند که من عمده فروش هستم تا خرده فروش. برای شب عید هم حدود 800 میلیون تومان خرید کرده بودم. انبار دیگری نداشتم که امیدوار باشم اجناس دیگری هنوز دارم. تمام زندگی ام سوخته، دود شده و به هوا رفته.

او ادامه می دهد: در حال حاضر نه جایی برای کار کردن داریم و نه کسی پاسخگوی ما است.

اصرار نیایش مال برای خرید بازار و ساخت پارکینگ

شیما هم از بی تفاوتی شهرداری عصبانی است آنهم در شرایطی که به قول این زن مالباخته آنچه سوخته نان سر سفره غرفه داران بوده است: مخارج خانه و اجاره خانه من را چه کسی باید بپردازد؟ مخارج بیمارستان همسرم را چگونه باید تامین کنم. پدر و مادری ندارم که کمکم کنند. در حال حاضر حتی توان تامین خوراک روزانه خانواده یا پوشاک مورد نیاز را هم ندارم. پسر من تنها 10 سال دارد، چگونه باید این وضعیت را به او توضیح دهم. من مانده ام و خروار خروار بدهی و خسارتی که نمی دانم آیا جبران می شود یا نه.

به گفته شیما پیمانکار شرکت ساماندهی که مدیریت بازارچه را برعهده داشته پاسخگوی حادثه دیدگان نیست وانگهی هیچ حرف و سخنی هم از پرداخت خسارت پیش نمی کشند. اما بازار شایعه ها داغ است مثلا می گویند شهرداری می خواهد این زمین را به نیایش مال بفروشد: البته دو سال پیش هم شایعه بود که قرار است بازارچه تخلیه و به پارکینگ نیایش مال تبدیل شود. حتی مدتی گفتند باید بازار را تخلیه کنیم اما ما سماجت کردیم و به کار خود ادامه دادیم این موضوع هم ظاهرا باعث شد که آن زمان منصرف شوند.

غرفه دار دیگری حرف های شیما را تایید می کند: از دو سال پیش نیایش مال که درست کنار بازارچه قرار دارد فشارهایی را برای خرید بازار به پیمانکار اعمال کرده است.

او ادامه می دهد: علت حادثه هر چه باشد، خواسته ما این است که بازارچه را بازسازی کرده و در اختیار ما قرار دهند و خسارات ما را هم کامل پرداخت کنند. پرداخت وام فایده ندارد و نمی تواند پاسخگوی خسارت بزرگی باشد که به ما وارد شده. از طرف دیگر بازپرداخت وام برای ما که کلی قسط و بدهی داریم غیرممکن است.

حتی دو سه ماه انتظار هم برایمان ممکن نیست

زنی دیگر به جمع گلایه مندان ملحق می شود. خودش را معرفی می کند. مریم و پسر جوانش هر دو از اهالی سینما و هنر هستند و از یک سال و نیم پیش غرفه ای را برای فروش فست فود در بازار اجاره کرده بودند: فرزندم در بازارچه کسب و کار کوچکی راه اندازی کرده بود به این امید که هزینه های تحصیلش را تامین کرده و مدیریت زندگیش را برعهده بگیرد. در این شرایط نابسمان اقتصادی تازه کارش پا گرفته بود.

مریم از خسارتی می گوید که او و فرزندش در آتش سوزی متحمل شده اند: تهیه فست فود نیاز به کالاهای خاصی دارد مانند اجاق، فر، مایکروفر و ظروف. همه این لوازم سوختند. نمی دانم در حال حاضر قیمت آن ها در بازار چند است و برای خرید آن ها چقدر باید هزینه کرد به همین دلیل نمی دانم دقیقا چقدر خسارت دیده ام. اما مهم آن است که سرمایه های ما یک شبه به دستمان نرسیده. غرفه داران اکثرا سال ها زحمت کشیده و خون دل خورده بودند تا بتوانند به تدریج اجناس شان را بیشتر کنند. اما همه این سرمایه در کسری از ثانیه دود شد و هوا رفت و امروز هم دست ما به هیچ جا بند نیست.

او تاکید می کند که غالبا در چنین شرایطی باید ابتدا کسبه را در محلی اسکان دهند تا نگران معیشت نباشند و ارزیابی خسارت در مرحله بعدی انجام می شود. اما در این حادثه ماجرا برعکس شده یعنی اول قصد دارند کارشناسی کرده و میزان خسارت را ارزیابی کنند. به همین دلیل هم غرفه داران دو خواسته اساسی دارند یکی جبران خسارتی که دیده اند و دیگری تامین محلی برای کسب و کار.

مریم از توان فرسا بودن تامین پول پیش اجاره مغازه و راه اندازی کسب و کار جدید می گوید، موضوعی که باعث شده غرفه داران بر تسریع امور برای احیای کسب و کارهای شان مصر باشند: حتی دو سه ماه انتظار برای رسیدگی این ماجرا و خانه نشین شدن غرفه داران، با شرایط اقتصادی امروز امکان پذیر نیست. یکی از خواسته های ما این است که برنامه های شهرداری برای رسیدگی به وضعیت ما به صورت مکتوب در اختیارمان قرار گیرد، به هر حال روی وعده و سخن چندان نمی توان حساب کرد. یک هفته از ماجرا گذشته اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، این رفتار باعث مشوش شدن فکر غرفه دارن شده است.

تاکید شهرداری بر انتخاب 5 نماینده

یکی از غرفه داران درباره نتیجه جلسه ای می گوید که روز یک شنبه میان نماینده غرفه داران و شخصی به عنوان عزیزی به نمایندگی از طرف شهرداری در محل شهرداری تهران برگزار شد. حرف ها همان است که بود.

به گفته این مالباخته در جلسه مذکور نماینده شهرداری عنوان می کند که این نهاد قصد کمک دارد و بازار را خواهد ساخت اما زمان بازسازی و مدتی که برای آن لازم است مشخص نیست: نماینده شهرداری وعده پرداخت وام کم بهره را هم داده، البته در این جلسه درباره مبلغ وام سخنی به میان نیامده است.

او تاکید می کند که مهم ترین نکته این جلسه تاکید شهرداری برای انتخاب 5 نفر به عنوان نماینده غرفه داران از میان آن ها و به انتخاب خودشان بوده است. نمایندگانی برای پیگیری های بعدی و ارتباط با مراجع مربوطه.

آتش نشانی: تجهیزات ما کامل بود، مدرک دارید ارائه دهید

با توجه به تاکید و اعتراض غرفه داران خسارت دیده نسبت به وضعیت خدمات رسانی آتش نشانی موضوع را از جلال ملکی سخنگوی آتش نشانی تهران پیگیری کردیم. او به ایلنا می گوید: ما قویا نداشتن آب را تکذیب می کنیم. اطلاع رسانی با تاخیر انجام شد اما به محض اعلام حادثه نیروها اعزام شدند ودر کمترین زمانی که امکان حضور داشتند یعنی طی 6 دقیقه و نیم به محل آتش سوزی رسیدند.

او تاکید می کند که خودروهای آتش نشانی از تجهیزات کامل برخوردار بوده اند. 10 ایستگاه آتش نشانی و در مجموع حدود 50 خودروی سبک و سنگین آتش نشانی به همراه 150تا 160 اتش نشان مشغول اطفا حریق بودند. حتی تانکرهای اضافه آب برای اطفاء به محل حادثه آوردیم. بالابر، خودروی تنفسی و… دیگر تجهیزاتی بودند که به محل آتش سوزی آوردند.

ملکی با تاکید براینکه آنچه می گوید کاملا مستند است، ادامه می دهد: آن ها که می گویند خودروی آتش نشانی آب نداشته است مستنداتی ارائه دهند که این موضوع را تایید کند. نمی توان تنها اتهام زد باید اثبات کنند. خودروهای آتش نشانی صبح به صبح 2 بار چک می شوند مگر می شود این خودروها آب نداشته باشند.

او یادآوری می کند که بعد از حادثه پلاسکو هم آتش نشانی را متهم به کمبود تجهیزات می کردند، در سایر حوادث هم این موضوع تکرار می شود. این درحالی است که امروز شرایط ما به لحاظ تجهیزات قابل قبول است.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
عنوان:
نظر
  قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
تهران، پرریسک‌ترین نقطه ایران؟/ سناریویی با تلفات چندصد هزار نفری
  تهران، پرریسک‌ترین نقطه ایران؟/ سناریویی با تلفات چندصد هزار نفری
استاد پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله می‌گوید: «بر اساس ارزیابی‌های فعلی، تهران به دلیل مقیاس عظیم خسارات بالقوه، به عنوان در معرض خطرترین مکان ایران از نظر ریسک زلزله شناخته می‌شود.
زیان 1.2 میلیارد دلاری مرسدس بنز از تعرفه‌ها
  زیان 1.2 میلیارد دلاری مرسدس بنز از تعرفه‌ها
مرسدس بنز، از کاهش شدید سود سالانه خود خبر داد و پس از سالی که با رقابت قوی رقبای چینی و هزینه‌های تعرفه جهانی همراه بود، نسبت به دوران چالش‌برانگیز پیش رو هشدار داد.
هک گروه واتس‌اپ نظامیان اسراییل در پایگاه بلماخیم
  هک گروه واتس‌اپ نظامیان اسراییل در پایگاه بلماخیم
یک رسانه عبری امروز (پنجشنبه) از هک گروه واتس‌اپ نظامیان صهیونیست در پایگاه بلماخیم خبر داد.
وزیر ارشاد: حتی اسکار در زمان جنگ جهانی تعطیل نشد/ نباید فجر را تعطیل می‌کردیم
  وزیر ارشاد: حتی اسکار در زمان جنگ جهانی تعطیل نشد/ نباید فجر را تعطیل می‌کردیم
وزیر ارشاد با اشاره به وقایع دی امسال و آبان 98 و حادثه هواپیمای اوکراینی گفت: اگر جشنواره‌های فجر را یک سال تعطیل کنیم سال‌های بعد نیز به بهانه‌ای دیگر تعطیل خواهد شد و جریانی که در سینما،
اعمال محدودیت تردد در جاده کندوان و آزادراه تهران - شمال؛ بهمن ماه
  اعمال محدودیت تردد در جاده کندوان و آزادراه تهران - شمال؛ بهمن ماه
رییس پلیس راه البرز از اجرای محدودیت ترافیکی در جاده کرج - چالوس و آزادراه تهران - شمال در روز جمعه 24 بهمن ماه جاری در محدوده این استان خبر داد.
وضعیت منابع آبی پایتخت قرمز شد/ این سدها به حجم مرده آبی رسیدند
  وضعیت منابع آبی پایتخت قرمز شد/ این سدها به حجم مرده آبی رسیدند
با وجود بارندگی های زمستانه وضعیت سد های تهران در بد ترین وضعیت 46 سال گذشته قرار دارد و حتی برخی از سد های تهران به حجم مرده رسیده اند.
عزل یک مدیر صداوسیما در پی اشتباه مجری در پخش زنده
  عزل یک مدیر صداوسیما در پی اشتباه مجری در پخش زنده
در پی بروز خطای رخ‌داده در پوشش راهپیمایی 22 بهمن، مدیر پخش سیمای شبکه هامون از سمت خود عزل شد.
بگومگوی پزشکیان با یک شخص در سفر استانی؛ همین سخنان را مطرح می‌کنید که مردم در خیابان می‌گویند «دارید و نمی‌دهید»
  بگومگوی پزشکیان با یک شخص در سفر استانی؛ همین سخنان را مطرح می‌کنید که مردم در خیابان می‌گویند «دارید و نمی‌دهید»
نمایندگان، رؤسای جمهور و حتی روحانیت، سطح توقع را در جامعه افزایش می‌دهند. به پیر به پیغمبر ما یک الگو بیشتر نداریم؛ باید به اندازه داشته‌ها،
کرملین: زلنسکی فقط در مسکو می‌تواند با پوتین دیدار کند
  کرملین: زلنسکی فقط در مسکو می‌تواند با پوتین دیدار کند
سخنگوی کاخ ریاست جمهوری روسیه(کرملین) اعلام کرد رییس‌جمهوری اوکراین فقط در مسکو می‌تواند با همتای روس خود دیدار کند.
اف‌بی‌آی فیلم اصلی زندان اپستین را نابود کرد
  اف‌بی‌آی فیلم اصلی زندان اپستین را نابود کرد
اف‌بی‌آی نسخه اصلی فیلم‌های نظارتی خود را از شب مرگ جفری اپستین نابود کرده است.
برخورد دو کشتی جنگی نیروی دریایی آمریکا هنگام سوخت‌رسانی
  برخورد دو کشتی جنگی نیروی دریایی آمریکا هنگام سوخت‌رسانی
در آب های آمریکای جنوبی دو کشتی جنگی آمریکایی به یکدیگر برخورد کردند.
قیمت جدید برنج ایرانی و خارجی در بازار
  قیمت جدید برنج ایرانی و خارجی در بازار
رییس اتحادیه بنکداران مواد غذایی از کاهش قیمت برنج پاکستانی و هندی در بازار خبر داد
  پربیننده ترین اخبار       
  قیمت محصولات ایران‌خودرو امروز پنجشنبه 23 بهمن 1404
  فیدان: ایران و آمریکا آماده نرمش بر سر توافق هسته‌ای هستند
  «به زودی» یعنی کی آقای تاج؟
  گروسی: احتمالا ذخایر اورانیوم 60 درصد ایران در تاسیساتی قرار دارد که مورد حمله واقع شد
  «صالح محمدی» هیچ حکم قطعی قابل اجرایی ندارد
  ادعای سفارت آمریکا در بغداد: برای مقابله با فعالیت‌های ایران آماده‌ایم
  قیمت دینار عراق امروز پنجشنبه 23 بهمن 1404
  برخورد دو کشتی جنگی نیروی دریایی آمریکا هنگام سوخت‌رسانی
  قیمت گوشی سامسونگ، شیائومی و آیفون امروز پنجشنبه 23 بهمن 1404/ قیمت جدید آیفون 17 پرومکس در بازار
  نقشه های رؤیت هلال ماه رمضان 1404 چه می گویند؟
  حضور کوشنر در مذاکرات نشان‌دهنده جدیت بیشتر آمریکاست/ فرسایشی شدن مذاکرات، بی‌اعتمادی عمومی را تشدید می‌کند
  ورود سامانه بارشی جدید از شنبه؛ هشدار بارش برف و باران در این استان ها
  خداحافظی «هما سعادت» با سریال پایتخت
  رییس اورژانس: 70 درصد ایست‌های قلبی در خانه رخ می‌دهد
  قیمت بلیط هواپیما برای نوزادان و کودکان چقدر است؟
  نام کدام سلبریتی‌ها در پرونده اپستین دیده می‌شود؟
  روایت رسانه قطری از تساوی هیجان انگیز سپاهان مقابل الاهلی
  برنامه هسته‌ای ایران راه حل نظامی ندارد/ مذاکرات مسقط یک به عملیات فریب مشهور شد/ جنگی در منطقه رخ دهد، تنگه هرمز بسته می‌شود
  قیمت محصولات سایپا امروز پنجشنبه 23 بهمن 1404؛ قیمت جدید اطلس G و اطلس S
  جزییات برگزاری کنکور دکتری فردا 24 بهمن
© شبکه خبری سرنویس 1404

All rights reserved