| عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان در تازه ترین گفت وگوی خود با الجزیره تأکید کرد که برنامه موشکی ایران هرگز قابل مذاکره نیست و همچنین هشدار داد که هرگونه حمله به خاک کشور با واکنش جدی تهران مواجه خواهد شد. به گزارش اعتماد، او همچنین با اشاره به مذاکرات روز جمعه در مسقط افزود که علی رغم غیرمستقیم بودن گفت وگوها، فرصتی برای دست دادن با هیات امریکایی فراهم شده و این دور از مذاکرات را آغاز خوبی توصیف کرد، اما تأکید کرد راه طولانی برای اعتمادسازی میان دوطرف باقی است. این اظهارات در حالی مطرح شده که نخستین گفت وگوها میان ایران و امریکا پس از شکست مذاکرات بهار 1404 و در شرایطی مجددا در مسقط برگزار شد که به ادعای ناظران ایالات متحده مواضع بسیار سخت گیرانه تعریف کرده است. در همین راستا واشنگتن تلاش دارد علاوه بر پرونده هسته ای، موضوع برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از گروه های منطقه ای را نیز در دستور کار قرار دهد؛ خواسته هایی که ایران بارها اعلام کرده خارج از چارچوب مذاکره است. در این میان عراقچی با تأکید بر حق غنی سازی اورانیوم ایران اعلام کرد تهران آماده است برای دستیابی به توافقی اطمینان بخش در زمینه غنی سازی، انعطاف پذیری داشته باشد، اما برنامه موشکی همچنان خط قرمز است. از سوی دیگر، ایالات متحده نیز با استقرار نیروهای نظامی در منطقه، از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن ، تلاش کرده فشارهای ادعایی خود را بر ایران افزایش دهد. اقدامی که به ادعای برخی تحلیلگران در کنار فرمان اجرایی برای اعمال تعرفه ها علیه کشورهایی که با ایران روابط تجاری دارند و تحریم های جدید علیه شرکت ها و شناورهای فعال در حوزه کشتیرانی، نشان دهنده ادامه سیاست فشار حداکثری واشنگتن است. همزمان با تشدید بازدارندگی از سوی دوطرف، سرلشکر عبدالرحیم موسوی رییس ستاد کل نیروهای مسلح در تازه ترین اظهارات خود ضمن بازدید از یکی از تأسیسات موشکی سپاه، اعلام کرد که پس از جنگ 12 روزه، راهبرد نظامی ایران از رویکرد دفاعی به تهاجمی تغییر یافته و سیاست جنگ نامتقارن در دستور کار قرار گرفته است. او همچنین تأکید کرد: ما تنها به پیروزی می اندیشیم و از قدرت ظاهری دشمن هراسی نداریم. راهبردی که بنا به ادعای گروهی از ناظران نشان از تغییر استراتژی نظامی است و همچنین پاسخی به حملات مخرب گذشته و نشان دهنده آمادگی ایران برای اقدام سریع و قاطع در دفاع از خطوط قرمز خود است. با این حال برخی تحلیلگران معتقدند شرایط فعلی، معادله ای پیچیده میان دیپلماسی و قدرت نظامی ایجاد کرده است. چرا که ایران با تجربه سال ها تحریم، فشار و تهدید، استراتژی های خود را بازنگری کرده و توان دفاعی خود را تقویت کرده است، در حالی که امریکا خواسته های حداکثری خود را مطرح کرده است. این خواسته ها شامل محدودیت های شدید در پرونده هسته ای و اعمال محدودیت هایی بر برنامه موشکی است. به ادعای این گروه در چنین شرایطی، حتی اگر مذاکرات ادامه یابد، مسیر پیش رو همچنان پیچیده و نامعلوم است؛ جایی که هر اقدام شتاب زده ممکن است به بحران های جدید منجر شود. از این رو با هدف ارزیابی سناریوهای پیش روی تهران و واشنگتن در شرایط پیچیده کنونی با رحمن قهرمانپور کارشناس ارشد مسائل بین الملل گفت وگو کرده است. مشروح این گفت وگو در ادامه می آید: رحمن قهرمانپور کارشناس ارشد مسائل سیاست خارجی در پاسخ به سوال در خصوص نتایج حاصل از راند اول مذاکرات ایران و ایالات متحده با لحاظ کردن مواضع طرفین گفت: همچنان نشانه ای از تغییر واقعی در رویکرد تهران و واشنگتن دیده نمی شود و شاید به همین دلیل، فضای کلی حاکم بر این دور از مذاکرات، فضای محتاطانه ای است. همزمان بازارها، کارشناسان و نیز سیاست مداران نیز تاکنون در این زمینه بسیار محتاط عمل کرده اند. از طرفی شکاف عمیق میان خواسته ها و مطالبات دوطرف یکی از مهم ترین دلایلی است که موجب شده تا تهران و واشنگتن رویکردی محتاطانه را در پیش بگیرند. از سوی دیگر، هم ایران و هم مقامات امریکایی اعلام کرده اند که از مواضع گذشته خود کوتاه نیامده اند. این موضع گیری ها نشان می دهد که دست کم از نظر تاکتیکی، هنوز تغییری در مواضع ایران و امریکا ایجاد نشده است. بنابراین باید منتظر ماند و دید آیا در دور بعدی مذاکرات، دو طرف حاضر خواهند شد از مواضع قبلی خود عقب نشینی کنند یا خیر. قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش در رابطه با تفاوت این دور از رایزنی با پنج دور مذاکرات پیش از حمله اسراییل به ایران تشریح کرد: باید گفت که امریکا همچنان با تکیه بر دیپلماسی زور یا اجبار وارد این مذاکرات شده؛ بدین معنا که اگر مذاکرات موفق شود و به توافق حداکثری مورد نظر امریکا منجر شود، واشنگتن به آن پایبند خواهد بود، اما اگر مذاکرات نتیجه ندهد، همانند دور قبلی رایزنی ها در بهار 1404، به احتمال زیاد امریکا مسیر رویارویی نظامی را انتخاب خواهد کرد. این تحلیلگر ارشد روابط بین الملل در ادامه خاطرنشان کرد: در مورد اینکه چرا ایران گزینه مذاکرات را انتخاب کرده، چند دلیل قابل ذکر است؛ اول اینکه تهران احتمالا به این گزاره فکر می کند که با توسل به دیپلماسی، مشروعیت داخلی مذاکرات بیشتر می شود و در صورتی که اقدامی نظامی از سوی امریکا انجام شود، افکار عمومی ایران، تهران را مقصر نخواهند دانست و مدعی نمی شوند که ایران از میز مذاکرات کناره گرفت. قهرمانپور در ادامه تصریح کرد: ایران، مانند امریکا، طبیعتا همزمان و به موازات مذاکرات دیپلماتیک، به دنبال تقویت توان دفاعی خود است. همانطور که پیش تر آقای خطیب زاده، معاون وزیر خارجه مطرح کرد، سیاست ایران بعد از جنگ دوازده روزه این است که همزمان با تکیه بر مسیر دیپلماسی، خط تقویت توان دفاعی خود را هم پیش ببرد. از این رو، دلیل دوم حضور ایران در مذاکرات، تقویت توان دفاعی و ارسال پیامی به امریکا است: بیایید پای میز مذاکره و از این طریق مشکلات خود را با ایران حل کنید. قهرمانپور در پاسخ به دیگر سوال درباره شروط ادعایی واشنگتن از جمله مساله برد موشک ها تشریح کرد: اهمیت مساله موشکی در حال حاضر حتی بسیار فراتر از دور قبلی مذاکرات در بهار 1404 است. شاید دلیل آن نیز این باشد که ترامپ ادعا کرده توان هسته ای ایران را با بمباران تأسیسات فوردو، نطنز و سایر مراکز هسته ای از بین برده است. بنابراین اگر بخواهد دوباره به بهانه هسته ای به ایران حمله کند، این کنش از نظر افکار عمومی قابل پذیرش نخواهد بود. به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی از سوی دیگر، بعید است امریکا بخواهد از موضوع موشکی صرف نظر کند. زیرا از دیدگاه واشنگتن، و پس از حمله به تأسیسات هسته ای ایران، توان موشکی ایران مهم ترین تهدیدی است که متوجه امریکا و متحدان منطقه ای اش است. به همین دلیل، بدون حل این مساله، امریکا نمی تواند ادعا کند که تهدید ایران را به صورت بلندمدت و معتبر دفع کرده و متحدان منطقه ای نیز این ادعا را نمی پذیرند. بنابراین به نظر می رسد گره اصلی مذاکرات حاکم، مساله موشکی باشد؛ هرچند ایران اعلام کرده که درباره برنامه موشکی رایزنی نخواهد کرد، اما مقامات امریکایی بارها تأکید کرده اند که مذاکرات پیش رو درباره مسائل هسته ای، موشکی و حمایت ایران از گروه های منطقه ای خواهد بود. این تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه و درباره چرایی انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان گفت: در این زمینه می توان به چند دلیل اشاره کرد؛ اول حضور گسترده رسانه ها در ترکیه است. طبیعتا در این شرایط، مذاکرات می توانست با فشار رسانه ای امریکا همراه شود و طبیعتا محتوای گفت وگوها خیلی سریع به رسانه ها درز کند و مدیریت فضای روانی را دشوار سازد. از همین رو ایران بر اساس تجربه مذاکرات اوایل سال در عمان، ترجیح داد کنترل فضای رسانه ای و روانی را خود در اختیار داشته باشد و آن را مدیریت کند. این مساله نشان می دهد که فضای روانی و رسانه ای برای ایران بسیار مهم بوده و یکی از دلایلی است که مذاکرات از استانبول به مسقط منتقل شد. به باور قهرمانپور مساله دوم به میزان اعتماد میان ایران و عمان بازمی گردد. طبیعتا چنین سطحی از اعتماد در روابط ایران با ترکیه یا سایر کشورها وجود ندارد. در مذاکراتی با این درجه از حساسیت، ایران ترجیح می دهد در مکانی مذاکره انجام شود که به میزبان اعتماد بیشتری دارد و مطمئن باشد اسرار مذاکرات حفظ خواهد شد. این تحلیلگر روابط بین الملل در ادامه خاطرنشان کرد: مساله سوم اما به نظر می رسد تغییر ماهیت مذاکرات از حالت چندجانبه به دوجانبه و غیرمستقیم و کاهش نقش میانجی گری منطقه ای مربوط باشد. این درحالی است که انتظار می رفت میانجی گران منطقه ای بتوانند چارچوب جدیدی تعریف کرده و بخشی از مشکلات موجود در مذاکرات را کاهش دهند. اما با توجه به اینکه عمان در مذاکرات قبلی نتوانست نقش موثری ایفا کند و مانع از تشدید تنش ها شود، انتقال مذاکرات از استانبول به مسقط امیدواری نسبت به موفقیت آن ها را کاهش داد. طبیعتا اگر میانجی گران منطقه ای مانند قطر، مصر، ترکیه یا پاکستان در مذاکرات ایران و امریکا حضور داشتند، اعتبار این مذاکرات بیشتر بود و افکار عمومی، بازار و مخاطبان می توانستند نتیجه گیری کنند که مذاکرات جدی و احتمال موفقیت آن ها بالاتر است. اما یکی از دلایلی که باعث شد نگاه محتاطانه ای به این مذاکرات وجود داشته باشد، همین تغییر مکان از ترکیه به عمان بود. قهرمانپور در پاسخ به دیگر پرسش درباره چرایی عدم پذیرش حضور سران دیگر کشورها در این دور از رایزنی ها تشریح کرد: به باور من، حضور کشورهای عربی همراه با ترکیه و پاکستان در مذاکرات، هم می توانست تهدیدی برای ایران باشد و هم فرصت. جنبه تهدیدآمیز آن این بود که این کشورها می توانستند بر ایران فشار بیاورند تا امتیازات بیشتری به طرف مقابل بدهد. کما اینکه پیش نویس اولیه ای که الجزیره منتشر کرد، نشان داد میانجی گران منطقه ای حتی به موضوع موشکی و حمایت ایران از گروه های منطقه ای ورود کردند. طبیعتا این موضوع می توانست فشار کشورها بر ایران در مذاکرات را افزایش دهد و آن ها همراه با امریکا، خواهان پذیرش محدودیت های بیشتر از سوی ایران باشند. به باور این کارشناس مسائل سیاست خارجی با این حال حضور این چهره ها می توانست فرصت ساز نیز باشد و مذاکرات را جدی تر پیش برده و تغییر اساسی و جدی در رویکرد ایران را نشان دهد. با این حال، اگر از منظر ذهنی و رسانه ای نگاه کنیم، مذاکرات روز جمعه در عمان به همان شکل و شمایلی برگزار شد که مذاکرات شکست خورده بهار 1404 برگزار شد و ناخودآگاه این فرض در ذهن مخاطب ایجاد می شود که احتمالا این دور از مذاکرات هم مانند دور قبل به نتیجه نخواهد رسید. بنابراین، تغییر مکان مذاکرات، ورود میانجیگران جدید و اضافه شدن اعضای جدید به هیات مذاکره کننده ایرانی می توانست در این مقطع حساس امیدواری نسبت به موفقیت مذاکرات را افزایش دهد و این امیدواری محدود به پیامک ها یا برخی فضاسازی های رسانه ای نباشد. به نظر می رسد ایران بیشتر جنبه تهدیدآمیز این حضور را مدنظر داشته و تلاش کرده با انتقال مذاکرات از ترکیه به عمان، این تهدید را به نوعی دفع کند. این تحلیلگر ارشد روابط بین الملل درباره تشدید بی اعتمادی میان تهران و واشنگتن به عنوان مهم ترین مولفه عدم موفقیت مذاکرات از نگاه مقامات ایرانی تشریح کرد: طبیعی است که فاصله فعلی میان ایران و امریکا به مراتب بیشتر از فاصله ای است که قبل از جنگ دوازده روزه وجود داشت. دلیل ساده و واضح آن است که امریکا به تأسیسات هسته ای ایران حمله کرد؛ تأسیساتی که در واقع انحراف فعالیتشان توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی تأیید نشده بود و نوعی تأسیسات صلح آمیز محسوب می شد که تحت نظارت پادمان و بازرسی های آژانس قرار داشت. این اقدام خلاف چارچوب پیمان ان پی تی و تعهداتی بود که کشورهای هسته ای در چارچوب این پیمان ارایه داده بودند. بنابراین طبیعی است که چنین اقدامی موجب افزایش بی اعتمادی میان ایران و امریکا شود. همانطور که آقای عراقچی نیز در جریان مذاکرات اخیر اعلام کرد، مساله و مانع اصلی، فقدان اعتماد میان دو طرف است. حال آنکه این حجم از بی اعتمادی بعد از جنگ دوازده روزه به مراتب افزایش یافته و یافتن راه حلی برای عبور از این مانع نیز سخت تر شده است. به همین دلیل است که نگاه به مذاکرات عمان، تا حد زیادی محتاطانه باقی مانده است. قهرمانپور در ادامه این گفت وگو و در خصوص سناریوهای احتمالی نتایج این دور از مذاکرات توضیح داد: باید اشاره کنم متأسفانه به نظر می رسد که هنوز محتمل ترین سناریو در صورت ناکامی مذاکرات عمان، تقابل نظامی و اقدام امریکا علیه ایران باشد. این موضوع باعث نگرانی کشورهای منطقه شده، زیرا درباره تبعات و آثار چنین اقدام نظامی احتمالی، عدم قطعیت ها و نااطمینانی های زیادی وجود دارد و همین مساله کشورهای منطقه را وادار کرده که توان دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از این تقابل نظامی به کار گیرند. به گفته این کارشناس مسائل بین الملل با توجه به اینکه چارچوب عملکرد ترامپ همچنان دیپلماسی مبتنی بر اجبار است، در صورت نرسیدن به توافق در مذاکرات، احتمال توسل ایالات متحده به اقدام نظامی وجود دارد. چرا که دو اقدام گذشته یعنی حمله به تأسیسات هسته ای ایران و اقدام نظامی در ونزوئلا علیه مادورو از نظر ترامپ موفقیت آمیز بوده اند؛ یعنی بدون آنکه ارتش امریکا وارد درگیری شود، او به اهدافش دست یافته است. از منظر روانشناسی فردی نیز ظاهرا ترامپ این بار انگیزه زیادی برای تکرار تجربه های گذشته دارد. قهرمانپور در پاسخ به سوال پایانی درباره رویکرد و تحرکات اخیر تل آویو در قبال مذاکرات تهران و واشنگتن تشریح کرد: واقعیت این است که سیاست اسراییل در قبال برنامه هسته ای ایران تغییر خاصی نکرده و تل آویو همچنان اصرار دارد که هم برنامه موشکی و هم برنامه هسته ای ایران برچیده شود. با این حال، برخی از مقامات اسراییلی در ماه های اخیر ادعا کرده اند که اگر ایران و امریکا به یک توافق جامع برسند که نگرانی های اسراییل را برطرف کند، ممکن است اسراییل از آن توافق استقبال کند. به باور این تحلیلگر روابط بین الملل در هر حال متأسفانه، نتانیاهو و جریان راست افراطی که در اسراییل قدرت را در اختیار دارند، همچنان اقدام نظامی را مهم ترین راهکار برای مقابله با برنامه هسته ای ایران می دانند. حتی برخی از اعضای کابینه نتانیاهو از تغییر رژیم (نظام) در ایران سخن گفته اند، موضوعی که حتی از سوی امریکا نیز پذیرفته نشده است. در مجموع، اسراییل همچنان سیاست قبلی خود را دنبال می کند و انتشار اخبار اخیر، به همراه نشست ترامپ و نتانیاهو در روز چهارشنبه، نشان می دهد که دو طرف، علاوه بر مذاکرات ایران و امریکا در عمان، در حال هماهنگی برای اقدام نظامی احتمالی هستند. |