| سیر تاریخی تورم در ایران، چهار دوره اصلی با ویژگی های مشخص را برجسته می کند. دوره نخست از سال 1316 تا اوایل دهه 1330 با نوسانات شدید، جهش های بالای 100درصد و حتی تورم منفی همراه بود که بیشتر ناشی از جنگ جهانی، بی ثباتی سیاسی و اختلالات عرضه بود. به گزارش دنیای اقتصاد، در دوره دوم، از 1330 تا 1352 اقتصاد وارد دوره ای باثبات با میانگین تورم حدود 6درصد شد. پس از سال 1352 تا سال 1396 همزمان با جهش درآمدهای نفتی، انقلاب، جنگ و آغاز دوره سازندگی و اصلاحات، تورم دورقمی مزمن به ویژگی دائمی اقتصاد ایران تبدیل شد. در دوره چهارم، از 1397 تاکنون، اقتصاد وارد فاز جدیدی شد؛ میانگین تورم به حدود 43درصد رسید و تورم بالا به یک تعادل جدید بالاتر متمایل شد. ایران طولانی ترین تورم مزمن تاریخ را در میان تمام کشورهای جهان دارد. تورم در ایران از سال 1352 دورقمی شده و به جز سال های معدودی، تاکنون دو رقمی مانده است. نوسانات شدید نرخ تورم، ویژگی دیگر تورم در ایران است که باعث بی ثباتی فضای اقتصاد کلان شده است. از سال 1397 به بعد میانگین نرخ تورم به حدود 43درصد رسیده که نشان دهنده ورود اقتصاد ایران به فاز جدید تورمی است. مارپیچ تورمی نامی است که به دلیل ماهیت ویژه تورم و نقش محوری انتظارات در این دوران، می توان بر آن نام نهاد. از سال1397 به بعد، یک تغییر تعادلی مهم در سطح تورم رخ می دهد؛ شوک ارزی، تحریم ها و بی ثباتی انتظارات باعث می شود اقتصاد وارد رژیم تورم بالاتر شود، به گونه ای که تورم های 30 تا بیش از 50درصدی نه یک استثنا بلکه بخشی از تعادل جدید اقتصاد تلقی می شوند. هر چند کسری بودجه دولت و رشد نقدینگی عامل پایه تورم بلند مدت در ایران است، اما علل و عوامل نوسانات تورم در دوره های مختلف متفاوت بوده است و از همین رو ارائه یک قاعده کلی که بتواند تورم را در همه سال ها توضیح دهد بسیار دشوار است. از سال1398 اقتصاد ایران وارد یک مارپیچ تورمی شد و تورم های بالا را تبدیل به تعادل جدید اقتصاد کرد. مارپیچ تورمی به معنای این است که انتظارات تورمی موجب افزایش رشد نقدینگی شده و افزایش رشد نقدینگی نیز تداوم انتظارات تورمی بالا را امکان پذیر کرده است. اقتصاددانان تاکید دارند که کنترل انتظارات تورمی، مسیری جز اصلاح سیاست خارجی ندارد. در نتیجه به نظر می آید بازسازی اعتماد عمومی شرطی ضروری برای انجام اصلاحات بودجه، شبکه بانکی و نظام ارزی خواهد بود. |