| فرارو- مقام های ارشد ایالات متحده و ایران قرار است روز جمعه در مسقط دیدار کردند؛ گفت وگوهایی که با هدف کاهش تنش میان دو کشور انجام می شود. به گزارش فرارو، در هفته های اخیر، ترامپ تهدید کرده است که اگر رهبران ایران در برابر خواسته های او عقب نشینی نکنند، ایران را بمباران خواهد کرد. روابط میان ترامپ و ایران از زمان دوره نخست ریاست جمهوری او تیره بوده است؛ دوره ای که ایالات متحده را از توافق بین المللی سال 2015 برای محدودسازی برنامه هسته ای ایران خارج کرد. این روابط طی یک سال گذشته به مراتب وخیم تر شده است. در ماه ژوئن، ایالات متحده به همراه اسراییل تأسیسات هسته ای ایران را بمباران کرد و مدعی شد توانایی این کشور برای غنی سازی اورانیوم را به طور قابل توجهی عقب رانده است. مطالبات ترامپ معطوف به نگرانی های دیرینه واشنگتن درباره تهدیدی بود که ایران و نیروهای مقاومت متوجه پایگاه های نظامی آمریکا و متحدان نزدیک این کشور از جمله اسراییل و عربستان سعودی می کنند. اما با وجود آنکه بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز با فعالیت های منطقه ای ایران مخالف اند، شمار اندکی از همسایگان ایران از تهدید ترامپ به حمله نظامی حمایت کردند؛ چرا که نگران بودند چنین اقدامی آتش جنگی فراگیر را شعله ور کند. علی واعظ، مدیر پرونده ایران در گروه بین المللی بحران ، در این باره گفت: واکنش هماهنگ و بی سابقه منطقه ای، بیش از آنکه تأییدکننده ایران باشد، نوعی عقب نشینی جمعی در برابر چشم انداز مداخله ای آمریکایی است که می تواند آشوبی را آزاد کند که به مرزهای ملی محدود نخواهد ماند. در هفته های اخیر، دیپلمات هایی از ترکیه، مصر، عمان و عراق در تماس با دو طرف بوده اند و در تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش، پیام ها را میان تهران و واشنگتن جابه جا کرده اند. به گفته دو مقام ایرانی، نخست وزیر قطر نیز اخیراً در چارچوب همین تلاش های دیپلماتیک به ایران سفر کرده است. بر اساس گفته مقام های ایرانی و یک مقام آمریکایی، عباس عراقچی و استیو ویتکاف به طور مستقیم از طریق پیامک با یکدیگر در ارتباط هستند. تنش روی آب؛ برخوردهای نظامی در آستانه مذاکرات هسته ای در روزهای گذشته، دو رویارویی پیاپی میان نیروهای آمریکایی و ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز و دریای عرب رخ داده است؛ صحنه ای که بار دیگر تنش را به آب های خلیج بازگرداند و از تشدیدی دوگانه میان واشنگتن و تهران، تنها چند روز پیش از دور تازه مذاکرات هسته ای، پرده برداشت. به گزارش المانیتور ، یک جنگنده آمریکایی از نوع اف-35 که از ناو هواپیمابر یواس اس آبراهام لینکلن به پرواز درآمده بود، یک پهپاد ایرانی از نوع شاهد-139 را سرنگون کرد که این پهپاد به گروه ناوگانی آمریکا در آب های دریای عرب نزدیک شده بود. از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد که پهپاد ایرانی هشدارهای مکرر را نادیده گرفته و همین امر جنگنده آمریکایی را ناچار کرده است در چارچوب دفاع از خود آن را ساقط کند. این فرماندهی تأکید کرد که هیچ گونه خسارت یا آسیبی به خدمه ناو وارد نشده است. در حادثه ای دیگر و جداگانه که چند ساعت بعد رخ داد، قایق های تندروی وابسته به سپاه پاسداران ایران تلاش کردند در هنگام عبور یک نفتکش آمریکایی با نام استینا ایمپرتیو در نزدیکی تنگه هرمز، آن را متوقف کنند و از آن خواستند موتورهای خود را خاموش کند. بنا بر گزارش های امنیت دریایی، این قایق ها که به تیربارهای نیم اینچی مجهز بودند، به نفتکش نزدیک شدند، اما با مداخله ناوشکن آمریکایی یواس اس مکاول و هواپیماهای آمریکایی برای تأمین امنیت نفتکش، نیروهای ایرانی عقب نشینی کرده و بدون وقوع درگیری مستقیم، منطقه را ترک کردند. این تحولات دریایی نخستین رویداد از این نوع پس از تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، علیه ایران به شمار می آید و هم زمان با افزایش حضور ناوها و هواپیماهای رزمی آمریکا در منطقه رخ داده است. در حالی که تهران حضور نیروهای آمریکایی در نزدیکی سواحل خود را تحریکی مستقیم می داند، ناظران معتقدند این دو حادثه آزمونی خطرناک برای معادله بازدارندگی میان دو طرف است؛ آن هم در یکی از حساس ترین گذرگاه های آبی جهان، جایی که نزدیک به یک سوم تولید نفت جهان از آن عبور می کند. تل آویو در آستانه عبور از خط قرمز؛ مذاکره به مثابه پوشش، ضربه به عنوان هدف محاسبات امنیت ملی اسراییل، بیش از هر زمان دیگری، بر یک اولویت یعنی وارد آوردن ضربه به ایران متمرکز شده است. در این چارچوب، مسیر دیپلماسی نه به عنوان جایگزینی برای اقدام نظامی، بلکه به مثابه ابزاری برای مصرف مشروعیت سیاسی و آماده سازی افکار عمومی و بین المللی جهت توجیه یک حمله احتمالی دیده می شود. منابع عبری از تغییر کیفی در معادله بازدارندگی تل آویو در برابر تهران خبر می دهند؛ تغییری که از چارچوب های سنتی امنیتی عبور کرده و گزینه شکستن قواعد درگیری از طریق یک ضربه غافلگیرکننده را همچنان روی میز تصمیم سازان اسراییلی نگه داشته است. روزنامه معاریو نیز با تأیید این روند می نویسد معادله امنیت ملی اسراییل در حال بازتعریف است؛ معادله ای که دیگر صرفاً بر شراکت راهبردی با آمریکا در حمله نظامی با ایران تکیه ندارد و ضرورت اقدام مستقل را در صورت ناکامی یا عقب نشینی واشنگتن، به عنوان یک سناریوی واقعی در دستور کار قرار داده است؛ حتی اگر بهای آن، تنش در روابط با کاخ سفید باشد. به نوشته این روزنامه، تل آویو بر این باور است که حتی در صورت تیره شدن روابط با دولت آمریکا، ابزارهایی برای ترمیم آن در اختیار دارد؛ از جمله اتکا به پیوندهای عمیق و ساختاری با حزب جمهوری خواه؛ جریانی که، فارغ از اینکه چه کسی ساکن کاخ سفید باشد، حاضر نیست وضعیتی را بپذیرد که از نگاه اسراییل تهدیدی وجودی تلقی شود. توافق ناقص، کابوس کامل در محاسبات امنیتی اسراییل، هیچ توافق هسته ای احتمالی با ایران به منزله پایان تهدید تلقی نمی شود. برعکس، چنین توافقی از نگاه تل آویو یک آزمون پرمخاطره است؛ آزمونی درباره آنچه بیرون از متن توافق باقی می ماند و دقیقاً همان جاست که نگرانی های اصلی آغاز می شود. برای اسراییل، مسئله هرگز صرفاً به تعداد سانتریفیوژها یا درصد غنی سازی محدود نبوده است؛ پرسش بنیادین، سرنوشت موشک ها و آینده بازوهای منطقه ای ایران است. روزنامه یدیعوت أحرونوت به نقل از نهادهای امنیتی اسراییل می نویسد تمرکز مذاکرات صرفاً بر پرونده هسته ای، عملاً به معنای مشروعیت بخشیدن به سایر مؤلفه های قدرت ایران است؛ از برنامه موشک های بالستیکی که به دور از هیاهو در حال توسعه اند، تا توانمندی های دقیق و نقطه زن که قادرند عمق سرزمینی اسراییل را هدف بگیرند و شبکه ای از نیروهای مقاومت که از جنوب لبنان تا یمن و عراق امتداد یافته است. از همین منظر، تل آویو تلاش می کند خطوط قرمز خود را شفاف ترسیم کند و آن ها را بی واسطه به تصمیم گیران کاخ سفید منتقل سازد. ناظران از وضعیتی کم سابقه در سطح نگرانی های اسراییل سخن می گویند؛ نگرانی ای که ریشه در احتمال حرکت یک جانبه متحد آمریکایی به سوی توافقی ناقص با ایران دارد. توافقی که ممکن است از یک راه حل موقت، به واقعیتی پایدار تبدیل شود؛ واقعیتی که در آن به جای رفع تهدیدها، صرفاً مدیریت ریسک ها در دستور کار قرار گیرد، در حالی که دندان های قدرت ایران سالم باقی می ماند؛ گویی توافقی امضا شده، بی آنکه معادله تهدید واقعاً دگرگون شده باشد. افشاگری به مثابه اهرم فشار؛ اسراییل و مهندسی تصمیم جنگ در واشنگتن در ارزیابی کارشناسان، اسراییل هم زمان با تدارک مذاکرات تازه درباره پرونده ایران در استانبول، دامنه فشارهای خود بر دولت آمریکا را به طور محسوسی افزایش داده است؛ فشاری چندلایه که هدف نهایی آن، سوق دادن واشنگتن به سوی وارد آوردن ضربه ای نظامی به تهران ارزیابی می شود. این تلاش ها در شرایطی جریان دارد که هر نشانه ای از تردید کاخ سفید نسبت به گزینه نظامی، با موجی تازه از هشدارهای امنیتی و افشاگری های سیاسی همراه می شود. به باور این کارشناسان، هرچه دونالد ترامپ در توسل به اقدام نظامی علیه ایران محتاط تر عمل می کند، شدت افشاگری ها درباره رسوایی های او در پرونده جفری اپستین افزایش می یابد؛ روندی که به طور معناداری با بالا رفتن سطح هشدارهای اسراییل درباره بازسازی توانمندی های نظامی و هسته ای ایران هم زمان شده است. این هم زمانی، پرسش های جدی درباره نقش تل آویو در اعمال فشار سیاسی و رسانه ای بر رییس جمهور آمریکا برانگیخته است؛ به ویژه در فضایی که گزارش های اطلاعاتی حاکی از آن است که اسراییل، ترامپ را فرصتی تاریخی برای تغییر نظام در تهران می بیند. جهاد نویّر، تحلیلگر سیاسی، در گفت وگو با ارم نیوز تأکید می کند هر بار که ترامپ از تمایل خود به دیپلماسی را نشان می دهد، موج تازه ای از افشاگری ها درباره پرونده اپستین رسانه ای می شود. این روند تصادفی نیست، بلکه نتیجه برنامه ریزی دقیق است؛ اسراییل از افشاگری های سیاسی و هشدارهای امنیتی به عنوان ابزار فشار بر ترامپ استفاده می کند؛ همان الگویی که در فاصله سال های 2018 تا 2020 برای سوق دادن آمریکا به خروج از توافق هسته ای به کار گرفته شد. او معتقد است این افشاگری ها، با هدف ترسیم تصویر یک رییس جمهور ضعیف در برابر ایران صورت می گیرد؛ تصویری که می تواند تندروهای دولت ترامپ را برای فشار بیشتر بر او فعال کند. برهان بنی الشیخ، دیگر تحلیلگر سیاسی، نیز در گفت وگو با ارم نیوز می گوید افزایش انتشار اسناد مرتبط با رسوایی های ترامپ در پرونده اپستین نمی تواند اتفاقی باشد. به باور او، این اقدام یا مستقیماً از سوی اسراییل یا از جانب محافل آمریکایی همسو با آن انجام می شود تا فشار سیاسی بر ترامپ تشدید شود. بنی الشیخ تأکید می کند هر بار که نشانه ای از تردید ترامپ در حمله به ایران دیده می شود، انتشار گزارش های اطلاعاتی اسراییل درباره توان هسته ای و موشکی ایران شدت می گیرد؛ بخشی از سناریویی حساب شده برای به چالش کشیدن رییس جمهور آمریکا در داخل به ویژه در برابر پایگاه رأی انجیلی که ایران را تهدیدی وجودی برای اسراییل می داند. تهرانِ محصور در تردید، واشنگتنِ اسیر توهم فشار دنیس سیترینویچ، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل در توییتی به نکات زیر اشاره کرده است: الف. تحولات 24 ساعت گذشته به روشنی نشان داده است که رسیدن به هرگونه توافق میان ایران و ایالات متحده تا چه اندازه پیچیده و دشوار خواهد بود؛ حتی اگر مذاکرات صرفاً و به طور محدود به پرونده هسته ای منحصر شود. ب. فراتر از بی اعتمادی عمیق و ریشه دار میان دو طرف، پویایی های سیاسی داخلی ایران مانعی جدی بر سر راه دیپلماسی به شمار می آید. شکاف ها در سطوح بالای نظام ایران، تدوین یک موضع مذاکره ای واحد و منسجم را که بتواند تأیید رهبر جمهوری اسلامی را به دست آورد، به شدت دشوار کرده است. چهره هایی مانند علی لاریجانی و عباس عراقچی ظاهراً به دنبال ترتیبات دیپلماتیک محدود هستند، در حالی که دیگران به ویژه علی شمخانی ــ می کوشند اطمینان حاصل کنند که تهران هیچ امتیاز معناداری به غرب ندهد. ج. چالش ها به اینجا ختم نمی شود. به نظر می رسد رهبران جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری بدبین شده اند و تحولات اخیر را بخشی از یک کارزار فشار واحد و مستمر می بینند؛ کارزاری که رخدادهای ماه ژوئن، رویارویی 12روزه و موج اعتراضات داخلی را به یکدیگر پیوند می دهد. این برداشت با باور گسترده ای در تهران تقویت می شود مبنی بر اینکه واشنگتن در پی تحمیل توافق از طریق فشار نظامی است و حتی ممکن است فارغ از نتیجه مذاکرات، تصمیم خود برای حمله به ایران را گرفته باشد. د. در نتیجه، فرآیند تصمیم گیری در ایران حالتی به شدت بدبینانه پیدا کرده است؛ تا جایی که حتی جزییات فنی، مانند محل برگزاری یک نشست یا هویت شرکت کنندگان، به عنوان نشانه هایی خصمانه تفسیر می شوند. هـ. در سوی آمریکایی، شواهدی از یک فرض پایدار دیده می شود: اینکه جمهوری اسلامی آن قدر تضعیف شده است که صرفاً تهدید معتبر به استفاده از زور برای وادار کردن تهران به پذیرش توافق کافی خواهد بود. با این حال، تجربه تاریخی خلاف این را نشان می دهد. و. همان گونه که ایران بارها برای حفظ بازدارندگی خود حاضر به رویارویی با ایالات متحده بوده است، بعید به نظر می رسد در میز مذاکره بر سر موضوعات بنیادینی مانند برنامه موشکی یا حمایت از نیروهای نیابتی ( ادعایی) منطقه ای امتیاز بدهد. ز. این واقعیت، میانجی ها را ناگزیر می کند سطح انتظارات خود را پایین بیاورند. در شرایط کنونی، دستیابی به یک توافق جامع بسیار بعید است. در بهترین حالت، دیپلماسی ممکن است به یک نقشه راه محدود منجر شود که هدف آن جلوگیری از تشدید فوری تنش ها باشد. هرچند جلوگیری از درگیری هدف اصلی میانجی هاست، اما حتی تحقق همین هدف محدود نیز بسیار دشوار خواهد بود. هیچ کس نمی داند آیا گفت وگوها در مسقط، دوحه یا استانبول به نتایج ملموسی خواهد انجامید یا نه. آنچه روشن است این است که اگر مذاکرات از سر گرفته شود، در فضایی به شدت محدود و شکننده جریان خواهد یافت. اگر دولت ترامپ واقعاً بخواهد از تشدید تنشی که شاید اساساً تمایلی به آن نداشته باشد جلوگیری کند، ممکن است در نهایت این واشنگتن باشد که ناچار شود عقب نشینی کند؛ به ویژه در زمینه انتظارات از امتیازدهی ایران که احتمالاً بسیار محدود و به دقت مهار شده خواهد بود. |