| تا همین چند روز پیش آسمان منطقه بوی باروت می داد و آرایش نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و اظهارات تند مقامات واشنگتن، تنها یک سیگنال را مخابره می کرد: درگیری نظامی با ایران حتمی است. اما ظاهرا صحنه تقابل نظامی فعلا به مذاکرات دیپلماتیک تغییر پیدا کرده است. به گزارش اقتصادنیوز، آنطور که برخی رسانه های خبری مدعی شده بودند عباس عراقچی با ویتکاف در ترکیه دیدار خواهد کرد، برخی نیز مدعی شده اند که محل مذاکرات ممکن است با درخواست ایران به عمان منتقل شود. سوال اصلی اینجاست: در این چرخش ناگهانی از فاز جنگی به فاز دیپلماتیک ، آیا واشنگتن واقعاً به دنبال توافق است یا میز مذاکره تنها پوششی برای خرید زمان و تدارک برای ورود به جنگ شدیدتری است؟ در این رابطه با امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر سیاست خارجی به گفت وگو نشسته ایم. ابوالفتح در عین آنکه می گوید که اکنون فضا به سمت نه جنگ متمایل شده است، معتقد است که حتی در زمان مذاکره نیز احتمال جنگ وجود دارد. مشروح گفت وگو با این تحلیلگر سیاسی را در ادامه بخوانید؛ رییس جمهور دستور مذاکرات را صادر کرده است. در مورد مذاکراتی که قرار است شروع شود، شما چه تحلیلی دارید؟ اینکه فضا از آن حالت جنگی که آرایش نظامی در منطقه از سوی آمریکایی ها به راه افتاده بود، به اینجا رسیده که دو طرف می گویند قرار است گفت وگو شود؛ به نظر می رسد که اتفاقاتی دارد می افتد. تحلیل شما چیست؟ هر اتفاقی ممکن است رخ دهد؛ هم توافق، هم جنگ، هم حمله وسط مذاکرات و هم عدم توافق ممکن است. قبلاً هم همین بوده؛ مثلاً قبل از جنگ 12 روزه فشارها بود برای اینکه ایران باید به توافق مد نظر آمریکا تن دهد، تن نداد و جنگ شد. بعد از جنگ 12 روزه دوباره فشار وارد شد که ایران تن دهد، باز هم تن نداد. این اتفاقات تلخ 18 و 19 دی هم که رخ داد و تعداد زیادی از هم وطنانمان کشته شدند نیز مزید بر علت شد. ترامپ یک روز گفت که کمک در راه است، برویم مراکز شهرها را تسخیر کنید، کمک در راه است . یک ساعت بعد هم گفت که نه، آن ها می خواهند 800 نفر را بکشند و اعدام کنند ، نکردند و تشکر کرد. بعد دوباره گفت حمله می کنیم، بعد گفت حمله نمی کنیم. خود ترامپ به تنهایی آن قدر حرف های ضدونقیض زده که آدم واقعاً نمی داند قرار است چه اتفاقی بیفتد. همه این فشارها برای رسیدن به توافق مد نظر آمریکا بوده است. از سال ها پیش این سیاست دنبال شده و تا الان هم ادامه دارد. حالا زمانی که به نتیجه نمی رسیدند می رفتند سراغ جنگ، آن موقع که امیدوار بودند جنگ انجام نمی دادند یا به قول معروف فیتیله جنگ را کمی پایین می کشیدند. تا زمانی که توافقی اعلام نشود نمی توان گفت طرفین از پیش شرط ها عدول کرده اند آمریکایی ها چندین شرط برای شروع مذاکره مجدد گذاشته بودند، آن طرف هم یکی از شروط آمریکایی ها همین غنی سازی بود. طرف ایرانی هم این شرط را گذاشته بود که باید با ما با احترام و از موضع متقابل برخورد کنید و از طرفی هم غنی سازی صفر خط قرمز ایران بود. آیا دو طرف از این پیش شرط های خودشان عدول کردند که به این نقطه مشترک رسیدند؟ ما اصلاً نقطه مشترکی نداریم؛ طرفین خواسته هایشان را مطرح کردند. تا زمانی که اعلام نشود که ایران و آمریکا به توافق رسیدند، نمی شود گفت که عدول کردند یا نکردند. اگر عدول کرده بودند که همین الان خبر آن منتشر شده بود که ایران و آمریکا توافق کردند؛ اما وقتی چنین خبری منتشر نمی شود یعنی هنوز طرفین دارند اصرار می کنند، کمی بالا و پایین می کنند؛ کمی این طرف شرط می گذارد، کمی آن طرف شرط می گذارد. الان هم نمی توانیم بگوییم از پیش شرط ها عدول کرده اند، چرا که مواضع اعلامی یک چیز است و اعمالی یک چیز دیگر. اگر خاطرتان باشد در مورد برجام هم تا لحظه آخر همین طور بود. رسانه ها داشتند برجام را لحظه به لحظه زنده پخش می کردند، اما تا زمانی که آقای ظریف و خانم موگرینی بیانیه را خواندند، تازه معلوم شد که توافق حاصل شده است؛ یعنی تا پنج دقیقه قبل هم امکان داشت که همه چیز روی هوا برود. الان من هیچ نشانه ای از اینکه طرفین عدول کرده اند نمی بینم. حتی اگر مذاکرات شروع شود تازه اول داستان است؛ تازه این ها می خواهند بروند چکش کاری کنند، چانه زنی کنند، این امتیاز را بگیرد، آن امتیاز را بگیرد. تازه وقتی که اعلام کنند توافق حاصل شده، رسانه ها و تحلیلگرها باید بروند بررسی کنند که ببینند چه کسی چقدر کوتاه آمده، چه کسی چقدر کوتاه نیامده، چه کسی چه امتیازی داده و چه کسی چه امتیازی نداده است. آنجا تازه می شود برآورد کرد و مشخص شود، وگرنه قبلش همه آن گمانه زنی است. این حرف در مورد توافق درست است. در مورد شروع مذاکره هم دو شب پیش آقای لاریجانی اعلام کردند فضا رو به مساعد شدن است. ویتکاف و ترامپ هم صحبت از شروع مذاکرات کردند. این نشان نمی دهد که فضا به سمت مثبتی می رود؟ شما این را فقط مقدمه می دانید؟ همه این ها باید به یک نتیجه منتج شود. ترامپ ضرب العجل بدهد یا نه احتمال جنگ وجود دارد ترامپ اعلام کرده که مهلت تعیین کرده و گفته است خود ایران از آن خبر دارد. این مهلت چقدر جدی است؟ اگر ترامپ گفته فقط ایران می داند، من جزو آن ایران ها نیستم و واقعاً نمی دانم. یعنی هیچ کس در رسانه ها گمانه زنی نکرد؛ اما معمولاً در آمریکا این شکی است که رسانه ها به شکل عامدانه و مهندسی شده می آیند اطلاعات را درز می دهند. مقامات مسئول یک سری اطلاعات را می دهند، آن ها هم به نقل از منابع آگاه ، فردی که نخواست نامش فاش شود یا کسی که نزدیک به مقامات است یک سری اطلاعات را می دهند. آنچه در مورد اظهارات ترامپ و مهلت تعیین کردن ترامپ گفتم بر اساس فیلمی است که از خود او منتشر شده است. ترامپ را می دانم، اما معمولا کسانی مثلا باراک راوید خبرنگار اسراییلی آکسیوس چنین حرفهایی می زنند. در حالی که از ترامپ پرسیده شده شما ضرب العجل دارید؟ و او گفته بله، فقط ایرانی ها از آن خبر دارند. اما اینکه محتوایش چیست؟ ماهیت آن چیست؟ چرا؟ چند روز است؟ یا ایران باید چه کار کند؟ اگر این کار را نکند چه اتفاقی می افتد؟ را حداقل دست کم من ندیده ام. ما فقط یک جمله از ترامپ داریم. علاوه بر این، نمی دانم ترامپ راست می گوید یا نه؛ یا چطور آن را به اطلاع ایرانی ها رسانده است. ظاهرا همین موضوع نگران کننده است؛ وقتی پای اولتیماتوم به میان می آید ممکن است دوباره مثلاً حمله ای صورت بگیرد یا اصلاً به قول شما دروغ باشد… اولتیماتوم بدهند یا ندهند احتمال جنگ وجود دارد. می توانند اصلاً اولتیماتوم ندهند و حمله کنند، یا اولتیماتوم بدهند و حمله کنند؛ آن یک بحث دیگر است. هم حمله محتمل است، هم توافق محتمل است. بعضی وقت ها دوز دیپلماسی بالا و گاهی دوز جنگ بالا می رود. این ها به شرایط داخلی ایران و خارجی ایران، شرایط داخلی آمریکا، فضای منطقه ای، بازیگری اسراییل و کشورهای منطقه بستگی دارد. در لحظه کنونی احتمال توافق یا احتمال نه جنگ دارد بیشتر می شود. اگر توافق هم حاصل نشود، احتمال جنگ نشدن یا احتمال جنگ دارد کاهش پیدا می کند. اما همین هم می تواند فریب و غافلگیری باشد. ممکن است شب بخوابیم و نصفه شب حمله کنند. همه این احتمالات وجود دارد. آمریکا و اسراییل حتی بمب ها را با هم هماهنگ می کنند فکر می کنید اسراییل در این مذاکرات با آمریکا همسو است یا اینکه بخواهد سنگ اندازی کند؟ مسلما اسراییل در چنین پروژه های عظیمی بدون هماهنگی آمریکا کار نمی کند؛ یعنی حمله به ایران چیزی نیست که صرفاً در تل آویو تصمیم گیری شود. این ها ماه ها با هم بررسی و رایزنی می کنند، ستادهای مشترک ارتش شان می نشینند نقشه ها را بررسی می کنند، کار اطلاعاتی و امنیتی می کنند، چندین بار رفت و برگشت می کنند، جلسات مشترک برگزار می کنند و بعد اعلام می شود. در جنگ 12 روزه هم همین طور شد، واشنگتن پست گزارش داد که ترامپ می گفت ما با ایرانی ها مذاکره می کنیم اما چند ماه قبل رفته بودند و پخت وپز خود را کرده بودند. گزارش واشنگتن پست می گوید که قرار بود در اردیبهشت ماه حمله شود اما جریان هایی در داخل آمریکا خواهان جنگ نبودند و آمدند این خبر را فاش کردند. ترامپ هم که دید نقشه جنگ لو رفته، گفت دست نگه دارید چون ایرانی ها بو برده اند. به این ترتیب، او دست نگه داشت. اما وسط دیپلماسی که همه تصور می کردند همه چیز گل و بلبل است، حمله می شود. در حالی که جنگ برای ما غافلگیرکننده بود، برای آمریکایی ها این چنین نبود. پس اگر هم اسراییل دوباره بخواهد حمله کند ممکن است برای ما غافلگیرکننده باشد اما حتماً برای آمریکایی ها غافلگیرکننده نیست. آن ها حتی بمب هایشان را هم با هم هماهنگ می کنند. بنابراین، عملیات در چنین وسعتی حتماً هماهنگی می شود. اگر هم بخواهد حمله ای صورت بگیرد حتماً با هماهنگی آمریکا است. مشکل در واشنگتن است در مورد طیف های تندرو داخلی چطور؟ فکر می کنید آن ها چقدر بتوانند مانع مذاکرات شوند؟ بعضی از این نماینده ها در مجلس اظهار نظر کردند که ما قبلاً مسیر مذاکره را طی کرده ایم و طرف مقابل وسط مذاکره حمله کرد. با این مواضع فکر می کنید که چقدر بتوانند در ممانعت از مذاکره موفق شوند؟ من همیشه این جمله را تکرار کرده ام که مشکل در واشنگتن است؛ نه اینکه در تهران نیست، اما آن کسی که می تواند کنش انجام دهد، جلوی اقدام را بگیرد، در واشنگتن زندگی می کند نه در تهران. حالا در داخل توییت بزنند یا نماینده مجلس، وزیر، وکیل، امام جمعه یا مخالفت کنند خیلی فرقی ندارد چون آن کسی که فرمان حمله را می دهد رییس جمهور ایالات متحده آمریکاست. بنابراین مشکل را در تهران نباید نگاه کرد. اگر جنگ می شود همین طور است، اگر جنگ نمی شود همین طور است، اگر توافق می شود همین طور است و اگر توافق نمی شود هم همین طور است. آن کسی که اقدام انجام می دهد در واشنگتن است. پس مخالفان داخلی را ناچیز می دانید؟ سهمش کمتر است. چون بازیگر بزرگ تر که ابزار قدرت دارد ایالات متحده آمریکاست و بازیگر کوچک تر ایران است و ابزار قدرتش هم ضعیف تر است. بنابراین آن کسی که می تواند کاری انجام دهد در واشنگتن است. |