| در سایه تهدیدهای بین المللی و افزایش احتمال حمله نظامی ایالات متحده به ایران، علی بیگدلی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفت وگویی می گوید که اهداف آمریکا در خصوص ایران دیگر تنها به برنامه هسته ای محدود نیست و کنترل توان موشکی و مهار نفوذ منطقه ای ایران را نیز در بر می گیرد. به گزارش خبرآنلاین، بیگدلی تأکید می کند که هرچند ترامپ علاقه ای به جنگ مستقیم ندارد، اما با توجه به حجم بالای تسلیحات آمریکا در منطقه، بعید است بدون دستاورد مشخص از منطقه خارج شود. بیگدلی هشدار می دهد که تنها راه کاهش فشارها و جلوگیری از تشدید بحران، اتخاذ دیپلماسی انعطاف پذیر و مذاکره مستقیم با آمریکا است و اگر بخواهیم با همان استراتژی های قبلی وارد گفت وگو با آمریکا شویم، قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد. این کارشناس مسائل بین الملل همچنین به نقش میانجیگری ترکیه اشاره می کند که با نگرانی از هجوم موج مهاجران ایرانی به ترکیه و تمایل به افزایش نفوذ منطقه ای، تلاش می کند که ایران و آمریکا را به میز مذاکره بازگرداند، اما اثرگذاری آن محدود است. از نظر او نفوذ روسیه بر ایران بسیار بیشتر است و مسکو می تواند با کاهش سطح انتظارات طرفین و مدیریت بحران، شانس رسیدن به توافق پایدار را افزایش دهد. در ادامه متن کامل گفت و گو با علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین الملل مطالعه می کنید. از نظر شما انگیزه ترامپ از تهدیدهای مکرر علیه ایران به حمله نظامی چیست؟ مذاکره سال 2015 و در دوره باراک اوباما، تمرکز اصلی بر مسئله هسته ای بود و با یک انعطاف پذیری قابل قبول، سطح غنی سازی 3.67 درصدی برای ایران پذیرفته شد. اما ترامپ از سال 2018 این قرارداد را نقض و عملاً آن را پاره کرد و نشان داد که مشکل آمریکا با ایران فقط به مسائل هسته ای محدود نمی شود. اکنون که دوباره به قدرت بازگشته، این موضوع را پررنگ تر مطرح می کند و سطح انتظارات بسیار بالایی از ایران دارد؛ به طوری که علاوه بر توقف کامل فعالیت های هسته ای، کنترل برنامه موشکی با برد 450 کیلومتر و همچنین دست برداشتن ایران از کمک به گروه های متحد منطقه ای را مطالبه می کند. سطح انتظارات آمریکا بسیار بالاست، در حالی که ایران نمی تواند همه این مطالبات را برآورده کند. ایران با هزینه های سنگینی که برای تأسیسات هسته ای پرداخته، باید پاسخگوی افکار عمومی باشد و در صورت عقب نشینی کامل، به مشروعیتش خدشه وارد خواهد شد. مشکل اصلی ماجرا در همین جاست؛ یعنی در مسئله هسته ای و برنامه موشکی. البته دست برداشتن از کمک های نظامی و مالی به گروه های متحد منطقه ای کار چندان دشواری نیست، اما با توجه به حجم تسلیحات و آرایش نظامی آمریکا در منطقه، بعید به نظر می رسد که واشنگتن بخواهد دست خالی از منطقه خارج شود. ترامپ علاقه عمیقی به حمله نظامی ندارد، چراکه نمی خواهد ایران و کل منطقه دچار آشوب شود. غربی ها نیز مایل نیستند خاورمیانه وارد یک دوره تنش جدید شود، زیرا به دنبال سرمایه گذاری در این منطقه هستند و کشورهای شیخ نشین نیز آرزو دارند محیطی امن برای گسترش سرمایه گذاری ایجاد شود. اما تا زمانی که مسئله ایران حل نشود، چنین سرمایه گذاری هایی امکان پذیر نیست. بعید است ترامپ بدون دستاورد منطقه را ترک کند در همین چارچوب، ترامپ نوعی دیپلماسی نوین را در پیش گرفته که با استفاده از اظهارات متعارض، طرف مقابل را دچار سردرگمی و بلاتکلیفی می کند؛ گاهی از حمله نظامی سخن می گوید و گاهی از کاهش تنش. این وضعیت، شرایط دشواری را برای ایران ایجاد کرده است. از سوی دیگر، ایران نیز نتوانسته یک استراتژی مدون و مشخص در برابر این شرایط اتخاذ کند و بیشتر به صورت واکنشی عمل کرده است؛ به این معنا که هر اتفاقی که رخ می دهد، بر اساس همان تصمیم گیری می شود. دولت ایران در این وضعیت دچار نوعی بی عملی، بلاتکلیفی و سرگردانی شده است. به عنوان نمونه، آقای عراقچی در سفر به استانبول همان مواضع قبلی را تکرار کرد؛ اینکه مذاکره باید بر اساس انصاف، عدالت و احترام متقابل باشد. در حالی که واقعیت این است که ما باید وارد مذاکره شویم و مطالبات خود را پشت میز مذاکره مطرح کنیم و نمی توانیم شروط ابتدایی برای آغاز مذاکره تعیین کنیم. از طرف دیگر، در سیاست خارجی ما تا حدی آمریکا تابو شده و کمتر مانند یک کشور مستقل رفتار می کنیم که بگوید آماده نشستن پشت میز مذاکره است. در حال حاضر هم انتظارات ترامپ بالاست و هم مشکلات از طرف ما زیاد است. با توجه به حجم بالای تسلیحاتی که آمریکا به منطقه آورده، بسیار بعید است که ترامپ بدون دستاورد از منطقه خارج شود. هیچ کس به طور قطع نمی داند که جنگی رخ خواهد داد یا نه. حتی چند روز پیش یکی از نمایندگان جمهوری خواه سنا گفته بود که خود ترامپ هم نمی داند جنگ می شود یا نه و این حرف، به واقعیت نزدیک است. ترامپ علاقه ای ندارد که دوباره منطقه را دچار آشوب کند، چراکه کاهش سطح تنش هم دشوار است و هم برای منطقه ضروری. بنابراین نمی توان با قطعیت گفت که جنگ رخ خواهد داد، اما آنچه مسلم است این است که با این حجم از تسلیحات، بعید است ترامپ منطقه را بدون هیچ دستاوردی ترک کند. ضرورت در پیش گرفتن دیپلماسی منعطف توسط ایران از نظر شما مطلوب ایالات متحده تغییر رژیم در ایران است یا اگر مسائل هسته ای و موشکی حل وفصل شود، برای واشنگتن کافی خواهد بود؟ کشور و منطقه ما تفاوت های اساسی با ونزوئلا دارد و بنابراین انتظار آمریکا تغییر نظام در ایران نیست. اگر قرار بود بحث تغییر نظام مطرح باشد، باید افرادی مانند رضا پهلوی بیشتر مورد توجه آمریکایی ها قرار می گرفتند یا حتی دیداری با ترامپ انجام می شد که چنین اتفاقی نیفتاده است. آمریکا می تواند با دولتی که در ایران مستقر است، وارد روابط صمیمانه تری شود. بنابراین اساساً بحث تغییر نظام مطرح نیست و همه چیز به این بستگی دارد که ما تا چه اندازه سیاست انعطاف پذیری در برابر آمریکا از خود نشان دهیم. اگر بخواهیم با همان استراتژی های قبلی وارد گفت وگو با آمریکا شویم، قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد. ما در سیاست خارجی آرزوهایی داشتیم که امروز به آن ها نرسیده ایم و اکنون به این نقطه رسیده ایم. اگر جنگی اتفاق بیفتد، ممکن است شورش های درونی نیز شکل بگیرد. در نهایت، راه حل این است که ایران مستقیماً وارد مذاکره با آمریکا شود و اختلافات پشت میز مذاکره حل وفصل شود. از سوی دیگر، ترامپ بارها تأکید کرده که ایران باید اجازه دهد کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از سایت ها بازدید کنند. این مسئله برای ما بسیار دشوار شده است. در حال حاضر، تنها ابزاری که عملاً در اختیار داریم، مسئله هسته ای است و تصور می کنیم اگر از این اهرم عبور کنیم و اجازه دهیم کارشناسان گزارش بدهند، دست ما کاملاً خالی می شود. این وضعیت پیچیده و سخت است، اما به نظر من راهی جز این وجود ندارد که هم مذاکره مستقیم با آمریکا ادامه پیدا کند و هم اجازه داده شود کارشناسان آژانس بیایند و دوربین های خود را برای نظارت نصب کنند. دلیل این ضرورت هم روشن است؛ نشست فصلی آژانس در ماه مارس، هم زمان با ایام عید، دوباره برگزار خواهد شد و اگر با همین روند جلو برویم، ممکن است شورای حکام یک قطعنامه شدید علیه ایران صادر کند. چنین قطعنامه ای می تواند روند ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را تسریع کند و حتی ممکن است ذیل فصل هفتم منشور و تبصره مشهور 42 قرار بگیریم که شرایط بسیار وخیمی خواهد بود. به همین دلیل، توصیه من به دولتمردان این است که با توجه به مشکلات داخلی و معیشتی مردم، مقداری از سیاست های گذشته فاصله بگیرند و یک دیپلماسی انعطاف پذیر را در پیش بگیرند تا این سطح از تنش میان ایران و آمریکا کاهش پیدا کند. پرسش اصلی این است که با این حجم از آرایش نظامی آمریکا در منطقه، چگونه می توان انتظار داشت که بدون هیچ دستاوردی عقب نشینی کند و بازگردد. ترکیه نگران موج مهاجرت ایرانیان است اگر فرض کنیم در نهایت امکان دستیابی به یک توافق فراهم شود، به نظر شما این توافق به طور مشخص بر چه مؤلفه هایی متمرکز خواهد بود؟ طرف مقابل بارها اعلام کرده که سه هدف اصلی را دنبال می کند: نخست، دست کشیدن کامل از غنی سازی؛ دوم کاهش برد موشک ها تا حدود 450 کیلومتر به گونه ای که به اسراییل نرسد؛ و سوم، توقف حمایت های اقتصادی و تسلیحاتی از نیروهای منطقه ای. پاسخ دادن به این انتظارات برای جمهوری اسلامی بسیار دشوار است، چراکه می تواند به کاهش مشروعیت داخلی و ریزش نیرو منجر شود. با این حال، از سوی دیگر باید این واقعیت را نیز در نظر گرفت که نپذیرفتن کامل این مطالبات ممکن است هزینه هایی داشته باشد که حتی به تهدید موجودیتی ایران بینجامد. ارزیابی شما از اقدامات میانجی گرانه ترکیه چیست؟ ممکن است انگیزه های ترکیه شامل مواردی مثل نگرانی از سیل مهاجران ایرانی در صورت وقوع جنگ، حفظ توازن منطقه ای و دفاع از حاکمیت های ملی کشورهای منطقه یا ترس از مواجهه مستقیم با اسراییل باشد. نظر شما چیست؟ به نظر شما چرا ترکیه نقش فعالی در تلاش برای مذاکرات میان ایران و آمریکا ایفا می کند و این نقش تا چه حد می تواند مؤثر باشد؟ به طور کلی، ترکیه دلایل متعددی برای ورود به این میانجیگری دارد. یکی از آن ها، نگرانی از موج مهاجرت ایرانیان در صورت تشدید بحران است. همچنین، ترکیه به دنبال افزایش نقش و اعتبار خود در منطقه است و اردوغان علاقه دارد به نوعی قهرمان منطقه ای تبدیل شود. این انگیزه ها باعث می شوند ترکیه تلاش کند ایران و آمریکا را به میز مذاکره بازگرداند. با این حال، اثرگذاری ترکیه محدود است. تجربه نشان می دهد که نفوذ روسیه بر ایران بسیار بیشتر از نفوذ ترکیه است. با توجه به مذاکرات اخیر، از جمله سفر آقای لاریجانی به مسکو، احتمالاً روسیه نقش مهم تری در کاهش سطح انتظارات طرفین و مدیریت بحران خواهد داشت. در نتیجه، در میان میانجی ها، نفوذ و ظرفیت روسیه برای اثرگذاری بر ایران بیشتر است و می تواند شانس رسیدن به توافق پایدار را افزایش دهد. برخی تحلیلگران معتقدند که هدف اصلی فشارها و تهدیدها، نه خود ایران، بلکه مهار چین و جلوگیری از دسترسی چین به انرژی ارزان قیمت است و حتی ممکن است در توافق احتمالی با ایران، این موضوع محور برخی گفت وگوها باشد. نظر شما در این خصوص چیست؟ بله واقعیت این است که چین حدود 40 تا 50 درصد از انرژی مورد نیاز خود را از خاورمیانه تأمین می کند. اما کمبود آن می تواند این کشور را مجبور به افزایش واردات از روسیه کند؛ مسئله ای که آمریکا هم با آن موافق نیست. با این حال، چینی ها برخلاف روسیه، حیات و منافع خود را کمتر در چارچوب نظامی گری و تنش مستقیم دنبال می کنند و تلاش می کنند از وقوع درگیری جلوگیری کنند و بیشتر به دنبال تجارت هستند. در مقابل، روسیه ظرفیت و نفوذ بیشتری بر ایران دارد و می تواند با کاهش سطح انتظارات، زمینه را برای مذاکرات و کاهش تنش ها فراهم کند. از این منظر، روسیه نقش فعال تر و مؤثرتری نسبت به چین در اثرگذاری بر ایران دارد، در حالی که چین بیشتر نقش مدیریتی و حفظ جریان انرژی را ایفا می کند. |