| فرارو- اخیرا ششمین قسمت از سریال هزار و یک شب به کارگردانی مصطفی کیایی از شبکه نمایش خانگی منتشر شده است. اثری که به جای روایت منسجم روی جلوه های بصری تکیه کرده است. به گزارش فرارو، در این سریال، افسانه های کهن در قالبی جدید روایت می شود و مناسبات روزمره ادامه پیدا می کند. اتصال میان مدرنیته و سنت از طریق تصویر برقرار می شود. قاب های تنگ، تاریک و ترکیب رنگ های سرد این اتصال را نشان می دهند. سریال با مجموع بازیگرانی ساخته شده که هر کدام به تنهایی برای موفقیت یک کافی هستند اگر به درستی استفاده شوند. هزار و یک شب پروداکشن عظیمی دارد که آن را از سایر آثار جدا می کند. به خصوص بخش اساطیری آن که دنیایی متفاوت از جهان افسانه را به تصویر می کشد. اسیر در زیبایی اما درونی نامعلوم  پلان ها وقتی تک تک نگاه می شوند، دیدنی و جذابند، صحنه ها به درستی طراحی اند اما وقتی در کنار هم قرار می گیرند نتیجه اثری کند و کسل کننده است. سریال عملا روایت کندی دارد و سعی می کند مخاطب را در سکون و سکوت ماجرا درگیر کند، تلاشی که به نظر می رسد شکست خورده است. می توان گفت سریال هزار و یک شب آنقدر درگیر فرم و فضاسازی شده که از محتوا غافل مانده است. دور از ذهن نیست بعد از شش قسمت از هزار و یک شب همچنان به دنبال فهمیدن انگیزه ها و روابط کاراکترها باشید چرا که سریال هیچ اطلاعات درستی به مخاطب نمی دهد. در واقع سریال هنوز از ایده تهی است. همانگونه که در دنیای هزار و یک شب مخاطب با انبوهی از قصه و ماجرا مواجه است، در سریال نیز قصه ها بدون اینکه پایان بندی داشته باشند وارد داستان جدیدی می شوند. اما محصول نهایی کلاف سردرگمی که از تعدد کاراکتر و قصه رنج می برد و نتوانسته از این امکان به درستی استفاده کند. سریال آنقدر درگیر معرفی شخصیت ها بوده که نتوانسته به قصه اصلی در دنیای کهن بپردازد. پرداختن به زندگی هر یک از کاراکترها و جهانشان به جای اینکه مخاطب را با قصه همراه کند یک گیجی آزاردهنده به وجود می آورد. اینکه خیلی راحت خانواده آشیان گم شدنش را فراموش کردند، دختر کوچک تر نیز بدون هیچ مقاومتی بر سر سفره عقد می نشیند دور از منطق است. اساسا هزار و یک شب تلاش می کند جهانی شبیه بازی تاج و تخت بسازد اما برخلاف آن که از نوعی منطق روایی منسجم برخوردار است، در این سریال هیچ خبری از منطق نیست. یکی دیگر از نقاط ضعف هزار و یک شب را باید شخصیت پردازی دانست، کاراکترها هنوز عمق شخصیتی ندارند و مخاطب با داستان آن ها همراه نمی شود. در عین حال کیفیت سریال هر چه جلوتر می رود با افت وخیز مواجه می شود. گویی هزار و یک شب وارد یک لوپ تکراری از اتفاقات در دنیای امروزی شده است. در نهایت این سریال در قسمت های پخش شده ثابت می کند بازیگران نمی توانند موفقیت یک اثر را به تنهای تضمین کنند، فاکتورهای دیگری مانند شخصیت پردازی و فیلمنامه نیز لازم است. |