| مهرداد خدیر در یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت: ماشاءالله شمس الواعظین (و به قول مطبوعاتی ها محمود شمس) در نخستین مصاحبه بعد از عضویت در شورای عالی اطلاع رسانی دولت پزشکیان با اشاره به انتقال بخشی از مرجعیت رسانه ای به خارج از کشور، اعلام آمادگی کرده که با ایجاد یک شبکه تلویزیونی، مرجعیت سالم و بومی را به کشور بازگرداند. او گفته است: تولید پیام در ایران و داخل کشور اتفاق می افتد، اما پردازش پیام به خارج از کشور می رود، آنگاه همراه با سیاست های بیگانگان تنظیم و سازگار می شود و بعد به کشور ما بازمی گردد. پیشنهاد مشخص روزنامه نگار کهنه کار که به سبب قلع و قمع مطبوعات مستقل، به کشاورزی پناه برد، این است؛ راه اندازی شبکه تلویزیونی خصوصی. آقای شمس البته به جز تلویزیون خصوصی، به فقدان سایت های معتبر خصوصی هم اشاره کرده؛ حال آن که به نظر می رسد در این دومی، بی احتیاطی کرده اند چون وضعیت سایت ها به هیچ وجه همچون صداوسیما نیست و در همین فضا، مستقل هایی هم مشغول هستند. با این همه اگرچه فرهنگ غالب شفاهی است اما اگر همان روزنامه ها در اردیبهشت ماه 79 به تیغ تیز سعید مرتضوی از پا نیفتاده بودند، اکنون شاهد روزنامه های مستقل با عمر 25 سال بودیم. این یادآوری هم خالی از لطف نیست که درست 20 سال قبل در چنین روزهایی، بحث راه اندازی تلویزیون خصوصی مهدی کروبی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 مطرح بود تا جایی که آرم شبکه تلویزیونی ماهواره ای منسوب به او، با نام صبا هم قابل دریافت و مشاهده بود؛ هرچند برنامه ای مشاهده نشد. حتی گفته می شد، قرار است در شب یلدای 20 سال قبل (سال 1384) پخش برنامه های آن آغاز شود و جالب است یادآوری شود که مدیریت آن برعهده بهروز افخمی بود که اندکی بعد درباره دلیل تعویق در آغاز به کار شبکه خصوصی صبا گفته بود: فردی که نوار برنامه های شبکه را برای پخش به دوبی می برد، هنگام پیاده شدن از هواپیما و در فرودگاه دوبی، با ممانعت ماموران داخل هواپیما مواجه می شود و سرانجام پس از پیگیری هایی که از تهران صورت می پذیرد، اجازه پیاده شدن همراه نوارها را می دهند اما زمان مقرر برای پخش برنامه، سپری شده بود و پخش برنامه به روز دیگر موکول می شود. دلیل ثبت صبا در دوبی این بود که نه قوانین آن زمان، نه درحال حاضر اجازه نمی دهند که رادیو و تلویزیون خصوصی دایر شود و استناد مقامات به قانون اساسی است که صداوسیما را در انحصار دولت توصیف می کند. درحالی که در قانون اساسی، هم عبارت صداوسیما آمده، هم رادیو و تلویزیون و ذکر دومی قابلیت این تفسیر را دارد که رادیو و تلویزیون در ایران، الزاماً مساوی و اصطلاحاً مساوق با صداوسیما نیست. ضمن این که تفسیر موسَّع اصل 44 که بانک، بیمه و کشتیرانی را از انحصار دولت درآورد، می تواند شامل صداوسیما هم بشود. حالا که صحبت از 20 سال قبل است، این یادآوری هم بی مناسبت نیست که همان زمان روزنامه کیهان نیز موضع گیری کرد درحالی که سه سال بعد تلویزیون های فارسی زبان خبری بی نیاز به مجوزهای داخلی به راه افتادند و در یادداشتی با عنوان صبا در بن بست نوشت: تلویزیون صبا متعلق به آقای کروبی در انتخاب ماهواره برای پخش برنامه های خود با سردرگمی و بلاتکلیفی روبه رو شده است. برخی کارشناسان، ماهواره هات برد را پیشنهاد کرده اند، این ماهواره متعلق به آمریکاست و تقریباً تمام تلویزیون های ماهواره ای ضدانقلاب در آمریکا برنامه های خود را از این طریق پخش می کنند... ازسوی دیگر ماهواره اینترسات که یک ماهواره اروپایی است و برنامه های تلویزیونی سحر متعلق به صداوسیما نیز از آن پخش می شود اغلب اوقات در ایران قابل دریافت نیست. برخی از یاران نزدیک آقای کروبی این بن بست را یک فرصت مناسب برای انصراف محترمانه ایشان از راه اندازی تلویزیون صبا دانسته و به ایشان پیشنهاد استفاده از این فرصت را داده اند. دو روز بعد روزنامه رسالت هم مدعی شد، دکتر مهاجرانی پیشنهاد همکاری داده اما رد شده است. واکنش افخمی هم جالب بود: فضاسازی های اخیر رسانه های خاص درباره بودجه 300 میلیون تومانی نشانگر آن است که مخاطبان خود را نادان فرض می کنند و فکر می کنند این مبلغ برای راه اندازی یک شبکه در دیدگاه افکار عمومی خیلی زیاد است درحالی که خودشان اعتبارات میلیاردی را از بیت المال گرفته و به زمین گرم زده اند. وقتی ساطور ساترای صداوسیما، شبکه نمایش خانگی را هم در امان نگذاشته و به دنبال کنترل تمامیت صوت و تصویرند، زیر بار تلویزیون خصوصی نخواهند رفت؛ ولی این ضرورت قابل انکار نیست و هرچه زمان سپری شود، هزینه بیشتری تحمیل می کند. |