| مهرداد احمدی شیخانی در یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت: ضرب المثلی آهنگین هست که می گوید: من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود . این ضرب المثل هرچند کمی فکاهی است و طنز را چاشنی خود دارد، ولی از حقیقتی حکایت می کند که نمی توان آن را پنهان کرد. این حقیقت که وقتی مسئولیت ما در انجام کاری غیرقابل کتمان است، باز هم سعی می کنیم تا به هر لطایف الحیلی مسئولیت خود را در انجام آن کار کتمان کنیم و با اینکه همه، دست ما را در انجام آن می بینند، ولی مسئولیت را به گردن آستین می اندازیم، چون دستمان درون آستین بوده و اگر کاری هم کرده ایم، از آنجا که این آستین است که دست را پوشانده، پس مسئول آن کار هم، همان آستین است. طی این یک سال ونیم، جناب پزشکیان سخنان بسیاری گفته که خیلی اوقات فهمیدنش برای من بسیار دشوار بوده، ولی شک ندارم که خود ایشان متوجه است که چه می گوید. یکی از جدیدترین این سخنان چنین است که گفته اند: ما برای جهاد کشاورزی یکی دیگر را انتخاب کرده بودیم. همین مجلس به ما گفت فلانی خوب است او را باید بگذارید. ما بر اساس کمیسیون کشاورزی مجلس، که به تصور ما کارشناسان آنجا هستند، به تصور ما آنها منتخبین مردم بودند، به ما گفتند شما این را بگذار. آن آدمی که ما انتخاب کردیم را کنار گذاشتیم، این فردی را که شما می گویید دوست من است، من انتخاب نکردم. من اصلاً کسی را انتخاب نکردم. من همین آدمی را که الان گذاشته ام سر کار، چه جور انتخاب کردیم؟ ما همین آدمی را که برای بانک مرکزی انتخاب کردیم، بقیه را هم همین جوری انتخاب کردیم . نمی دانم دیگران چه برداشتی از این سخنان رییس جمهور دارند ولی وقتی ایشان به صراحت و در همین سخنان می گویند که من اصلاً کسی را انتخاب نکردم یعنی چه؟ بهتر است برای پاسخ به این سوال، به یک سال و نیم پیش برگردیم. آنچه به صراحت و روشنی می توان گفت این است که به هر دلیلی؛ از یک طرف هیچ کدام از انتخابات ها در کشور ما حزبی نیست و از طرف دیگر احزاب نیز در کشور ما، حزب به معنای واقعی نیستند و بیشتر شبیه یک گعده و دورهمی هستند. در همین انتخابات گذشته، جدای از اینکه شورای نگهبان صلاحیت کاندیداهای بسیاری را با تکیه بر نظارت استصوابی رد کرد، و با اینکه به دلیل سقوط بالگرد مرحوم رییسی؛ انتخابات ناگهانی بود، ولی از آنجا که فقط یک سال تا انتخابات مقرر ریاست جمهوری فاصله بود و طبیعتاً لازم بود که از مدت ها قبل، احزاب کاندیداهای خود را شناخته باشند، هیچ حزبی، تا آنجا که معلوم است، کاندیدای کارشده ای نداشت یا اگر داشت، فقط کاندیدایش گعده ای بود. کاندیدا به این معنا که نه تنها برای خود احزاب معلوم باشد که چه کسی است، بلکه برنامه ای آماده که بتواند ارائه کند تا از سوی جامعه داوری شود، آماده داشته باشد. بگذریم از اینکه جناب پزشکیان می گفت من برنامه ندارم و رقیبش هم که ادعای برنامه داشت، فقط مقداری شعار و آرزو و نهایتاً صادرات خیار و گوجه به روسیه را به عنوان برنامه ارائه می داد. غیر از این، نامزد پیروز هم با آنکه از سوی احزاب اصلاح طلب معرفی شد، ولی در ابتدا کاندیدای آنها نبود و فقط پس از اعلام اسامی بود که حمایت این احزاب را کسب کرد که تازه، بعد از پیروزی هم گفت من اصلاح طلب نیستم. علاوه بر اینها، به دلیل همان عدم وجود سازوکار حزبی، کابینه ای از قبل آماده بر اساس برنامه ای مدون برای اداره کشور نیز وجود نداشت و تیم یکشبه رییس جمهور، کمیته هایی تشکیل داد که وزرا از دل آن بیرون بیایند که بعد معلوم شد وزرا از دل این کمیته ها نیز بیرون نیامده و با استناد به همین گفته بالا از جناب پزشکیان، و بر اساس همان وفاقی که ایشان به صورت مکرر اشاره می کند، شکل تعیین وزرا و تشکیل کابینه، طور دیگری بوده. اما خب همین که جناب پزشکیان می گوید مثلاً وزیر جهاد کشاورزی را کمیسیون کشاورزی مجلس معرفی کرده و منتحب من نبوده (هرچند برخی مجلسیان می گویند چنین نیست)، به استناد همین سخن و تاکید مکرر جناب پزشکیان، انتخاب وزرا حاصل وفاق بوده. اگر وفاق مورد تایید ایشان است که هست، خب چطور جناب رییس جمهور محصول این وفاق را نتیجه کار خود نمی داند؟ در ثانی، مگر او فقط ماشین امضای احکام مدیران خود است؟ تمام تلاش ما هواداران ایشان و حتی مخالفان ایشان این بوده که ثابت کنیم رییس جمهور تدارکاتچی نیست. اتفاقاً آن مصیبت معجزه هزاره سوم هر عیب که داشت که بسیار هم داشت و ویرانگرانه هم داشت، این حُسن را داشت که نشان دهد اتفاقاً رییس جمهور فرصت و امکان بسیاری دارد، بسیار فراتر از یک ماشین امضای احکام. اینکه مجلس شورای اسلامی در یک حرکت سیاسی وزیر اقتصاد او را برکنار کند یا قوه ای دیگر، یکی از معاونان او را مجبور به استعفا کند و ایشان بنشیند و این استعفای اجباری و آن برکناری استیضاحی را تماشا کند و بعد از 10 ماه که کارد به استخوان برسد، بالاخره رییس بانک مرکزی را عوض کند، چه ربطی به این دارد که ایشان کسی را انتخاب کرده یا نه؟ اینکه ایشان رییس جمهور باشد و بنشیند تا لایحه صیانت 2 را جلویش بگذارند و امضا کند و وقتی افکار عمومی فشار بیاورد، ایشان پس بگیرد یا فنر اقتصاد و گرانی و تورم در برود و ایشان تازه بعد از 10 ماه رییس بانک مرکزی را عوض کند، اول از همه به خود ایشان بازمی گردد. ما به مردم در ایام انتخابات گفتیم فرق میکند چه کسی در پاستور نشسته باشد؛ اما جناب پزشکیان و مشاوران اطراف او هیچ متوجه هستند که ایشان با چنین سخنانی دارد می گوید فرقی نمی کند چه کسی در پاستور نشسته باشد؟ لطفاً یکی به او بگوید که سخنانش چه معنایی دارد؛ لطفاً. |