| روزنامه هم میهن در سرمقاله خود نوشت: می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست. البته این ضرب المثل در فارسی معنای متناسبی دارد چون آغاز سال با آغاز بهار تقارن دارد. ولی منظور ما از سال جدید میلادی 2026 است که از چهار روز پیش آغاز شد و اجازه دادند که مردم جشن سال نوی خود را بگیرند و با اتمام تعطیلات به ونزوئلا حمله کنند. در این میان، ذکر چند نکته می تواند وضعیت جهانی را برای ما روشن تر کند. اول؛ ترامپ در یک سال گذشته تا هر جا که توانسته سازمان ملل و شورای امنیت را به حاشیه برده یا نادیده گرفته است. سعی کرده مسائل جهانی را یکجانبه، یا به صورت منطقه ای و با محوریت خود حل کند. در مواردی هم که با روسیه یا چین سرشاخ شده سیاست دوجانبه را پیش گرفته و سعی کرده که نقش و جایگاه شورای امنیت را در نظام جهانی کاهش دهد. در واقع این بزرگترین دستاورد نظام بین الملل پس از جنگ جهانی دوم در مسیر انحطاط قرار دارد و بازنده اصلی نیز جهان و به ویژه اروپا است. در همین زمینه تهاجم او به رکن قضایی سازمان ملل بسیار مهم است. دوم؛ ابزارهای ترامپ برای استفاده از زور گوناگون است. از مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا مسئله نفت، حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و منافع آمریکا و... خلاصه انواع توجیهات در جعبه پاندورای ترامپ پیدا می شود. فارغ از همه اینها مسئله مهم برای ترامپ بازار انرژی است که هم برای خودشان و هم برای مقابله با روسیه به شدت به آن نیازمندند. ونزوئلا با بیشترین ذخایر نفتی جهان لقمه چربی برای او است. سوم؛ وی درباره ایران نیز صریحاً تهدید به مداخله کرده است. فارغ از اینکه چه سطح و شیوه ای از مداخله در ذهن داشته می توان گفت حتی اگر کیفیت و چگونگی مداخله را هم می گفت لزوماً به این معنا نبود که به آن ملتزم باشد. او اصولاً چارچوب قاعده مندی ندارد و متناسب با آنچه که درست می بیند عمل می کند و همه گزینه ها را روی میز خود می گذارد. چهارم؛ مسئله غزه و بحران فلسطین همچنان یک هدف مهم آمریکا است؛ به ویژه که منافع اسراییل هم در این میان وجود دارد که دنبال تأمین آن هستند. پنجم؛ گرچه تحولات فن آورانه به ویژه در عرصه نظامی از گذشته آغاز شده ولی اکنون و با هوش مصنوعی به بلوغ خود رسیده و دنیای فن آوری را در همه حوزه ها به ویژه در امور نظامی متحول کرده، و متاسفانه موجب افزایش شکاف نظامی میان ایران با کشورهای مقابل خود شده است. ششم؛ وضعیت ایران چگونه است؟ پیش از هر چیز ایران با اسراییل و آمریکا درگیر جنگی بوده که رسماً نه تمام شده و نه مصداق آتش بس است. بنابراین می تواند ادامه یابد. از سوی دیگر پرونده هسته ای همچنان باز است. بعلاوه مواضع ایران نسبت به اتفاقات دو سال اخیر منطقه تغییر چندانی نکرده است. از سوی دیگر اوضاع داخلی از نظر شاخص های گوناگون اغلب لب مرزی و یا رو به افول هستند. مهم تر از همه تورم و نرخ ارز هستند که هر دو صعودی و با شتابی بیش از گذشته در حال افزایش هستند. در نتیجه این وضعیت، شاهد اعتراضات هم هستیم که تاکنون در ده ها شهر رخ داده؛ اعتراضاتی که با مطالبات صنفی آغاز شد و به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفته است و در برخی مناطق نیز به خشونت انجامیده و متاسفانه تعدادی کشته شده اند. اکنون هنگام آن است از خود بپرسیم که در چنین جهانی چه رویکردی باید داشت؟ بدیهی ترین پاسخ این است هیچ کشوری چون گذشته نمی تواند عمل کند. همه باید راهبردهای جدید و سازگارتر با وضعیت کنونی اتخاذ کنند؛ به نحوی که هزینه کمتری را به کشور و مردم خود تحمیل کنند. شاید لازم باشد که سیاست به گونه ای تنظیم شود تا موج ترامپیسم رد شود، اگر به این زودی ها رد شود. همچنین نباید به تجربه های شکست خورده دل بست. پویایی و زنده بودن یک نظام سیاسی در چنین مواقعی دیده می شود. رویکردهای متفاوت و غیرتکراری، معنا و نتیجه بهتری خواهد داشت. |