فرارو محسن صالحی خواه؛ نه خیلی قدیم، همین چند سال پیش یکی از دعواهای سینمایی جماعت با صداوسیما این بود که چرا تیزر فیلم های ما از تلویزیون پخش نمی شود. یا اگر پخش می شود، چرا کم پخش می شود. مگر ارث پدرتان است که هر طور عشقتان می کشد با فیلم های ما رفتار می کنید؟ البته که واقعیت نشان می داد ارث پدرشان است. اما کسی زورش به آن ها نمی رسید، نمی رسد و نمی خواهد رسید. مثل آن سازمان گنده ای که بیشتر سینماهای کشور به نامش سند خورده و عشقش نکشد به فیلمی که پروانه ساخت و نمایش گرفته، سالن نمی دهد. کلاً همه چیز عشقی ست. اگر پروانه ارشاد ماه من باشد، عشق کردن یا نکردن آن ها هم ماه گردون است. اینجا ادبیات فارسی به کمک مان می آید: میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا اسمان است. اما چرخ [همان ماه] گردون خیلی هم نچرخید تا این وضعیت تا حد زیادی عوض شد. هر چرخِ گردون را 365 روز و چهار سال یک بار 366 روز در نظر بگیریم، کلاً چندتا از این سیصد وچندروزها گذشت که کارشان به اینجا رسید. صبح برنامه برق من را چک کردی. امروز قطعی برق نداری و آدم خوشحال تری هستی. داری توی خیابان ها و اتوبان های شهر زیبایمان تهران رانندگی می کنی، یک هو می بینی بنری زدند به گندگی عرض اتوبان و فلان بازیگر دارد با سبیلش به تو اخم می کند. اول از خودت می پرسی که، عه؟! این سریال را کدام پلتفرم دارد پخش می کند؟ بروم ببینم چیست که بعداً از تلگرام دانلود کنم. اما ترافیک که کمی جلوتر می رود، می بینی ای دل غافل! زیرِ بنر آرم سیمافیلم خورده! سریال صداوسیماست. همان سازمانی که شما توی دورترین روستای کشور هم تلویزیون نارنجی 14 اینچ سیاه وسفید داشته باشی، پیچش را بچرخانی چندتا کانالش را مفت و مجانی می بینی. اگر ستاپ باکس داشته باشی که چه بهتر. کانال هایش بیشتر هم هست. یعنی کانال های بیشتری داری که هیچی ندارد. این سازمان عریض و طویل چرا کارش به اینجا رسیده که بنر سریال هایش را بزند گوشه خیابان؟! یعنی انقدر اوضاعش خراب شده؟! به نظرم بیا نیمه پر لیوان را ببینیم. احتمالاً می خواهند برای هر چه بیشتر دیده شدن محتوای تولیدی، از تمام ابزارهای نوین تبلیغاتی استفاده کنند. چرا همیشه سینک، گاز، ماءالشعیر، تبلیغ خمیردندان با کریم باقری؟! یک بار هم سریال صداوسیما. تا می آیی با نیمه پر لیوان ارتباط برقرار کنی، یادت می آید همین سازمان، یک سازمانی زیر خودش دارد که پایش روی خرخره پلتفرم هاست. این که چرا یک سازمان ذینفع، خودش روی رقبایش نظارت می کند هم عجیب است هم باحال. قبول کن این چیزها نمک زندگی ست. اگر این هیجان ها نباشد که زندگی خیلی یکنواخت می شود. ولی بیایید با هم صادق باشیم، این حجم از خراب کاری واقعا هنر است. هر کسی توانایی این مدل خراب کردن را ندارد. |