به گزارش ورزش سه، منچستریونایتد در گیجکنندهترین و آشفتهترین روزهای تاریخ مدرن باشگاه به سر میبرد. باشگاهی با ۲۰ قهرمانی انگلیس حالا در آستانه سقوط به دسته پایینتر دستوپا میزند. دارنده ۲۰ عنوان قهرمانی بالاترین سطح فوتبال انگلیس و فاتح سه لیگ قهرمانان اروپا، با قرار گرفتن در فاصله یکامتیازی قعر جدول وارد فیفا دی نوامبر شد. تیمی که در یک بازه زمانی ۲۲ ساله بدترین رتبهاش در پایان فصل سومی بود، حالا نیمدهه است که بالاتر از جایگاه سوم را ندیده، در رتبه تحقیرآمیز هجدهم جدول جا خوش کرده و بحثهای مربوط به سقوطش به چمپیونشیپ شوخی نیست.  یونایتد با ۱۵ بازیکن در اسکواد فعلی که هر کدام دستکم ۵۰ میلیون دلار خرج روی دست باشگاه گذاشتهاند، به تیمی تبدیل شده که به نظر میرسد حتی خودش هم از یک برد در لیگ برتر شگفتزده میشود. بعد از تساوی ۴ بر ۴ خانگی مقابل استونویلا، که شیاطین سرخ دو بار با اختلاف دو گل عقب افتادند و نتیجه را مساوی کردند، هیچ نشانهای از شادی روی در چهره بازیکنان دیده نمیشد. برای تیمی که چند روز پیش در لیگ قهرمانان با کامبکی رویایی رم را شکست داده بود این وضعیت واقعا عجیب است. در این تیم هیچکس بلد نیست به لحظات مثبت واکنش نشان دهد. بازیکنان شبیه به کسانی رفتار میکنند که مدام در حالت دفاعی و آماده فرار هستند و آرامش روانیشان را گم کردهاند.  روی نیمکت، مایکل کریک نشسته است. اسطورهای از دوران طلایی سر الکس که شخصیت دوستداشتنیاش نتوانسته بر کمبودهای فنی و تاکتیکی سرپوش بگذارد. هواداران ماندهاند که از چه کسی بیشتر دلخور باشند: مدیرانی که این اسکواد نامتوازن را بستند و سکان هدایت را به کریک سپردند، یا بازیکنانی که در زمین ناپدید میشوند و مربی خود را در برزخ تنها میگذارند. از زمان خداحافظی سر الکس فرگوسن، این باشگاه با فهرستی از سرشناسترین مربیان جهان شکست خورده است. مربیانی که اگر امروز دور هم جمع شوند و یک پادکست بسازند، پرشنوندهترین برنامه دنیا خواهد شد. دو مربی سابق آنها یکی همین روزها رئال مادرید را به صدر جدول لیگ قهرمانان اروپا رسانده و آن دیگری میلان را مدعی قهرمانی در سری آ کرده. یکی دیگر هم تیمی را در جمع چهار تیم برتر انگلیس هدایت میکند. بحران یونایتد در ذهنها است نه در پاها عجیب اینکه آمارهای یونتایتد به هیچ وجه با تیمی در قعر جدول همخوانی ندارد. اینجا است که مشکل اصلی عیان میشود. شاگردان کریک در کارهای هجومی آمارهای حیرتانگیزی دارند: رتبه هفتم در امید گلزنی (xG)، رتبه یازدهم در تعداد گلهای زده، رتبه اول در شوتزنی با اختلافی فاحش نسبت به تیم دوم، رتبه چهارم در شوتهای داخل چارچوب و ضربات ایستگاهی، رتبه چهارم در تعداد کل پاسها، رتبه سوم در پاسهای در عمق و رتبه ششم در مالکیت توپ.  اما از نظر نرخ تبدیل شوت به گل در رتبه نوزدهم، کیفیت شوتها (xG بر شوت) در رتبه نوزدهم و گلزنی از روی ضربات ایستگاهی در قعر جدول (رتبه بیستم). وقتی به آمارهای دفاعی میرسیم، اعداد دردناکتر میشود: رتبه پانزدهم در امید گل دریافتی، رتبه پنجم در بیشترین شوت دریافتی، رتبه بیستم در خطرناکترین شوتهای دریافتی، رتبه نوزدهم در دریافت گل از روی ضربات ایستگاهی، در حالی که شیاطین سرخ در توپربایی و قطع توپ رتبه اول لیگ را دارند و در دوئلهای هوایی و زمینی در میانههای جدول ایستادهاند. این آمار به وضوح نشان میدهد استعداد و مهرههای لازم برای قرار گرفتن در جمع چهار تیم بالای جدول در یونایتد وجود دارد، اما این تیم به دلیل خطاهای فاجعهبار ذهنی، فروپاشی تمرکز در دقایق کلیدی و ناتوانی در مدیریت لحظات بازی، شبیه یک فیوز معیوب ناگهان در جریان مسابقه خاموش میشود و گلهایی بسیار عجیب و آنطور که امروز مایکل کریک گفت، گلهای مفت دریافت میکند.  اگر یورگن کلوپ در آنفیلد هیولاهایی میساخت که از نظر ذهنی واقعا کسی حریفشان نبود، کریک ارتشی از بازیکنان سردرگم، افسرده و بدون اعتمادبهنفس در اختیار دارد. پارادوکس بزرگتر اینجاست که کریک در فصل گذشته پس از تحویل گرفتن تیمی بههمریخته از روبن آموریم، توانست با جمعوجور کردن اوضاع، یونایتد را به رتبه سوم جدول برساند. از آن تیم تنها یک مهره مهم یعنی کاسمیرو جدا شد و باشگاه سه بازیکن جدید برای پر کردن جای او به خدمت گرفت، اما با گذشت ۱۰ بازی، خط میانی هنوز به ثبات نرسیده و ناپایدار به نظر میرسد.  کریک گزینهای بلندمدت برای چنین جایگاهی نیست و شاید تجربه یا نبوغ تاکتیکی لازم برای رساندن این تیم به جمع مدعیان را نداشته باشد، اما او هرگز از تیمی که عاشقش است استعفا نخواهد داد و اینکه مدیران تصمیمشان برای دائمی کردن او را پس بگیرند برایشان به این راحتیها نیست. چه یونایتد در همین تعطیلات فیفادی با او قطع همکاری کند و چه تا ژانویه به کریک فرصت بدهد، این تیم بیش از هر تحلیل تاکتیکی، نیازمند رواندرمانی عمیق است. رواندرمانی برای بازیابی ذهنیت برنده. دو بار کامبک در یک مسابقه و نجات پیدا کردن از باخت شاید کاری تحسینبرانگیز باشد، اما شادی نکردن بازیکنان نشان میدهد این تیم به جای بازگشت به روزهای اوج، در حال آماده شدن برای خوردن دو گل دیگر در بازی بعدی است. |