| رسانه رهبر شهید انقلاب در ادامه پرونده «مردان صادق» ویژه معرفی شهدای تیم حفاظت و دفتر رهبر شهید انقلاب در جنگ تحمیلی سوم، روایتی از زندگی سرلشکر شهید محمد شیرازی، رییس دفتر نظامی فرمانده کل قوا، را بر اساس گفتوگو با خانواده وی منتشر کرد. به گزارش فارس، رسانهی KHAMENEI.IR در ادامه مطالب پرونده «مردان صادق»؛ ویژه معرفی شهدای تیم حفاظت و دفتر مقام معظم رهبری در جنگ تحمیلی سوم، در گزارشی کوتاه، بخشهایی از حیات نورانی سرلشکر شهید محمّد شیرازی، رییس دفتر نظامی فرمانده معظّم کلّ قوا را که برگرفته از گفتوگو با خانوادهی وی است، منتشر میکند. سرلشکر شهید محمّد شیرازی، رییس دفتر نظامی فرمانده معظّم کلّ قوا بود. زندگی او از فعّالیّتهای انقلابی در رفسنجان و تحصیل در دانشگاه اراک آغاز شد، با مسئولیّتهای پس از انقلاب و سالها خدمت در دفتر فرمانده معظّم کلّ قوا ادامه یافت و در نهایت، در پی حملهی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند 1404 به شهادت رسید. شهید محمّد شیرازی در اوّل اسفند 1334 در شهر رفسنجان به دنیا آمد. از جوانی در فعّالیّتهای انقلابی شهر حضور داشت و در دانشگاه اراک فیزیک خواند، درحالیکه زبان را هم به عنوان رشتهی دوّم دنبال میکرد. همسرش از هوش سرشار و نظم او یاد میکند. آن دو، نسبت فامیلی داشتند؛ سردار شهید شیرازی پسرخالهی پدر او بود و در سال 1356 با یکدیگر ازدواج کردند. آشنایی خانوادهی شهید شیرازی با رهبر شهید به سالهای پیش از انقلاب برمیگشت. پدر شهید برای سرکشی به مبارزین تبعیدی، از جمله حضرت آقا، به جیرفت میرفت و حضرت آقا نیز به خانهی پدر سردار شیرازی رفته بودند. این رفتوآمدها پیش از مسئولیّتهای رسمی شهید شکل گرفته بود و در سالهای بعد نیز ادامه یافت. سردار شهید شیرازی، پس از پیروزی انقلاب، مسئول عقیدتی ـ سیاسی پادگان لشکر قزوین شد و سپس همراه همسرش به تهران آمد و در بسیج به فعّالیّت پرداخت. او با رهبر شهید در مدرسهی علوی ارتباط داشت. زمانی که شهید باهنر قصد داشت او را به آموزشوپرورش ببرد، رهبر شهید فرمودند: «اگر شما اینجا باشید، خیال من راحت است.» در سالهای جنگ نیز مدّتی همراه همسرش در اهواز بود. وی بعدها در دفتر فرمانده کلّ قوا مشغول به کار شد و پس از رهبری حضرت آقا تا زمان شهادت ایشان، ریاست دفتر نظامی فرمانده معظّم کلّ قوا را بر عهده داشت. همسر شهید میگوید هیچ وقت از مسائل کاری در خانه حرف نمیزد. یادداشتهای روزانه داشت و ملاقاتهایش با حضرت آقا را ثبت میکرد، امّا دفترهایش را به خانه نمیآورد. رفتن به دیدار آقا برایش عادی نشده بود و هر بار پیش از دیدار، خود را مرتّب و آراسته میکرد. همسر شهید، همچنین از خاطرات خانوادگی دیدار با حضرت آقا نیز یاد میکند: «یک بار یکی از نوهها چای را روی فرش ریخت و حضرت آقا خودشان خم شدند و آنجا را تمیز کردند.» در دیداری دیگر، دو جلد کتاب «سیرهی ائمّه علیهمالسّلام» نوشتهی آقای رسولی محلّاتی را برای همسر شهید فرستادند. عقد دختران خانواده را نیز در دیدارهای دستهجمعی خواندند. خانوادهی سردار شهید شیرازی در مناسبتهای مختلف با خانوادهی حضرت آقا دیدار داشتند. همسر شهید از دیداری در سال 1389 در منزل آقای طاهری خرّمآبادی در قم یاد میکند که پس از درگذشت پسر ایشان، حضرت آقا به خانهشان رفتند. همسر سردار شهید شیرازی در سال 1380 مدیریّت حوزهی علمیّهی خواهران «زینب کبریٰ» را بر عهده گرفت که همسر رهبر شهید نیز به آن حوزه آمده بودند. به گفتهی او، حضرت آقا اجازه میدادند وجوهات برای طلّاب مصرف شود، امّا برای ساخت حوزه اجازهی مصرف آن را نمیدادند. همسر شهید از شرکت در روضههای حاج خانم ــ همسر رهبر شهید انقلاب ــ یاد میکند: «در ماههای رجب و شعبان، افطار سادهای میدادند که خودشان پخته بودند.» حاج خانم دو بار به خانهی خانوادهی شیرازی آمدند؛ آخرین بار، در سال 1391، همراه دختر و عروسشان. ایشان به دیدار خانوادهی شهدا نیز میرفتند؛ از جمله خانوادهی شهیدان احمد کاظمی، طهرانیمقدّم، حاج قاسم سلیمانی و همدانی. یک روز پیش از آغاز جنگ دوازدهروزه، شهید شیرازی در دفتر سردار سلامی بود؛ پس از بازگشت، به همسرش گفته بود: «سردار سلامی گفته که او را شهید میکنند.» دو سه هفته پیش از شهادت، شهید شیرازی به همسرش گفته بود: «امروز دست آقا را بوسیدم.» روز نهم اسفند، همسرش در حوزهی علمیّه و در محلّ کارش بود که از حمله به دفتر رهبری باخبر شد. ساعت هفت شب، برادر شهید، شیخ علی آقا، خبر شهادت حاج آقا را به او رساند. یکی از برادرزادههای شهید که با او رفتوآمد داشت، بعدها خواب دیده بود که حاج آقا به او گفته است: «چیز زیادی از بدن من نمانده و خانواده به همین راضی باشند.» همسر شهید، همچنین به یاد میآورد که هنگام شهادت برادر سردار شیرازی، پدرشان به او گفته بود: «همسر شهید بعدی خانوادهی ما تو هستی.» زندگی شهید شیرازی از فعّالیّتهای انقلابی در رفسنجان و تحصیل در دانشگاه اراک آغاز شد، با مسئولیّتهای پس از انقلاب و سالها خدمت در دفتر فرمانده معظّم کلّ قوا ادامه یافت، در کنار حضرت آقا در نهم اسفند 1404 به شهادت رسید و در نهایت، پیکر این شهید در رواق دارالحجّهی حرم مطهّر امام رضا علیهالسّلام به خاک سپرده شد. شهد شیرین شهادت گوارای وجودش باد. |