| پاسخ منفی ترامپ به خواسته ریاض برای مداخله مستقیم در یمن سوالات زیادی در محافل منطقهای و جهانی ایجاد میکند. به گزارش تسنیم، بعد از پیروزی بزرگی که جنبش انصارالله یمن روز جمعه در ساحل غربی به دست آورده و به طور کامل بر تنگه باب المندب مسلط شد، در کنار سایر دستاوردهایی که این پیروزی نه تنها برای یمنیها بلکه کل محور مقاومت داشت و معادلات جدیدی را در مقابله با پروژه آمریکایی- صهیونیستی رقم زد، یکی از نکات مهم و جالب توجه، امتناع متحدان و شرکای عربستان و در راس آنها آمریکا از مداخله مستقیم در یمن است. المیادین در مقالهای تحلیلی به این منظور به بررسی عوامل امتناع آمریکاییها از ورود مستقیم به جنگ علیه یمن پرداخته و نوشت: بزرگترین سوالی که از تحولات اخیر یمن در محافل منطقهای و بینالمللی مطرح میشود، این است که چرا آمریکا مستقیماً برای جلوگیری از پیشروی نیروهای صنعا و کنترل آنها بر تنگه باب المندب مداخله نظامی نکرده است؟ دست رد ترامپ به سینه بنسلمان در پرونده یمن طی روزهای گذشته، رسانههای عربی و غربی گزارش دادند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان تنها در یک روز دو تماس تلفنی با دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا انجام داده و در آن از دولت ایالات متحده خواسته که برای توقف پیشروی نیروهای صنعا، به طور مستقیم وارد جنگ با یمن شود، اما ترامپ قبول نکرد. در شرایطی که ترامپ برای توجیه عقب نشینی خود مقابل یمن و اجتناب از مداخله نظامی مستقیم علیه این کشور، طی روزهای گذشته مدعی شده بود مقامات انصارالله با وی تماس گرفته و خواستهاند که اقدام نظامی علیه یمن انجام ندهد، مقامات صنعا از جمله محمد البخیتی، عضو برجسته جنبش انصارالله این ادعا را کاملاً تکذیب کردند. بنابراین سوال مهمی که مطرح میشود این است که چه چیزی آمریکاییها را از حمله نظامی مستقیم به یمن برای جلوگیری از سیطره انصارالله بر تنگه بابالمندب باز میدارد. پشت پرده امتناع آمریکا از مداخله مستقیم در یمن در پی ضربات سنگینی که نیروهای آمریکایی و پایگاههای آنها در منطقه در جریان جنگ با ایران متحمل شدند و خالی شدن زرادخانه تسلیحات راهبردی و دفاعی آمریکا، بر کسی پوشیده نیست که نظامیان آمریکایی مستقر در نزدیکی منطقه خلیج فارس، در شرایط مناسبی از نظر آمادگی عملیاتی نیستند. علاوه بر آن، نارضایتی و روحیه پایین سربازانی که در کشتیهای جنگی و ناوهای هواپیمابر خدمت میکنند، کمبود شدید مهمات و موشکها از هر نوع و کاربردی، فرماندهی نظامی آمریکا را با دو گزینه روبرو کرده است. گزینه اول باز کردن جبهه جدید با یمنیهاست که مهمات و موشکهای باقیمانده آمریکا را کاملاً تمام میکند. گزینه دوم هم این است که ایالات متحده در این درگیری میان عربستان و یمن مداخله نکند تا دست کم سطح کنونی آمادگی نیروهایش در منطقه حفظ شود. به عبارت دیگر، امروز ایران مهمترین جبهه جنگ برای آمریکاست که دولت ترامپ هنوز هم در آن دست و پا میزند و نتوانسته راهی برای خروج از این باتلاق با گذشت 7 ماه پیدا کند. بنابراین، آمریکاییها میدانند که باز کردن یک جبهه جدید تنها به معنی عمیقتر شدن باتلاق آنهاست. به همین دلیل واشنگتن تاکنون در برخورد با وقایع سریع یمن، مسیر دوم را انتخاب کرده است، به ویژه از آنجا که این گزینه دو هدف مستقیم را محقق میکند. هدف اول، جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت نفت فراتر از سطح فعلی آن است، زیرا ورود به جنگ مستقیم با یمن عملاً جنبش انصارالله را به بستن دائمی تنگه باب المندب سوق میدهد. هدف دوم هم میتواند مجازات ریاض به دلیل امتناع آن از مشارکت مستقیم در جنگ علیه ایران باشد. همچنین ممکن است ترامپ بخواهد عربستان را به خاطر گرایش به سمت ائتلافهای جدید از جمله توافق مکه با ترکیه و پاکستان مجازات کند و انگار میخواهد به ریاض بگوید: بیایید ببینیم اتحاد با پاکستان و ترکیه چه کاری میتواند برای شما انجام دهد؟ بازی دو سر باخت ترامپ مقابل ایران هر کسی که رفتار ترامپ را از زمان روی کار آمدنش دنبال کرده باشد، متوجه میشود که او جنون خاصی برای تسلیم کردن کل جهان دارد و برایش اهمیتی ندارد کشورهای جهان و حتی شرکایش در چه شرایطی قرار بگیرند. یک سوال دیگری هم که مطرح میشود این است که ترامپ که دائماً وعده کاهش قیمت نفت در سطح جهانی و داخلی را میدهد، روی چه چیزی بعد از انتخابات حساب کرده است. در اینجا تنها دو احتمال وجود دارد که هر دوی آنها به معنی شکست ترامپ هستند: یا او جنگ با ایران را از سر میگیرد و موفق میشود تنگه هرمز را به زور به روی نفتکشها باز کند؛ سناریویی که به دلایل متعددی که طی ماههای گذشته شاهد آن بودهایم، کاملاً بعید به نظر میرسد. برخی از این دلایل مربوط به موضع تزلزلناپذیر ایران در حفاظت از حاکمیت و استقلال خود است و از سوی دیگر آمریکا ظرفیت سیاسی، اقتصادی و نظامی کافی برای شروع یک جنگ جدید با ایران را ندارد و نتیجه قطعاً بهتر از جنگ قبلی نخواهد بود. احتمال دوم هم این است که تنگه هرمز تحت یک توافق دائمی که به وضعیت جنگ پایان میدهد و راه را برای دوران جدیدی از صلح در منطقه هموار میکند، باز شود. اما با توجه به موضع قاطع طرف مذاکرهکننده ایرانی و امتناع آن از تسلیم شدن در برابر خواستههای آمریکا، چنین توافقی، هر چقدر هم که برای منطقه و جهان مهم باشد، عملاً شکستی برای ترامپ و تیمش خواهد بود؛ زیرا ایران با شرایطی این توافق احتمالی را امضا خواهد کرد که خواستههای این کشور را برآورده کند. |