پس کم کم غم مستولی شد. آرش که قرار بود به توصیه پدر در آن ترانه مشهور و جاویدان گریه نکند، ابی را پلی کرد:" به تو از تو مینویسم، ای عزیز رفته از دست" و گریه پشت گریه.
به نقل از برترین ها: می گفت سال 60 که از ایران خارج می شدم پدرم "گریه نکن" را برای من خواند. می گوید هنوز لادن را دوست دارد. می گوید ظرف می شستم و قمار می کردم. می گوید فرزین از علی پروین دلخور شد و مرا تهدید کرد. می گوید مهرداد آسمانی که آن تماس را گرفت دیگر اشک امان نمی داد. فکر کن پسر فرزین باشی و حالا آن روایت ها را که تعریف می کنی چشمان تماشاگر را هم تر کنی.
داستان از سال 70 آغاز شد. ظاهرا قانونی وضع شده بود برای خرید سربازی آنان که خارج از کشورند. پس مهرداد به یک رستوران می رود تا با ظرف شستن، 18800 یورو را جمع کند و به ایران بیاید تا پس از خرید خدمت به معشوقه اش برسد. اما خبر ندارد که باید از سد شماره 7 همیشگی پرسپولیس عبور کند. چون او قصد ندارد دخترش را به پسر یک خواننده یا به قول خودش"بچه مطرب" بدهد. همان خواننده ای که عمرش را برای پرسپولیس گذاشت و شب و روزش را با این بازیکنان سپری کرد و 750 هزار تومان سهم فروش کاست "پرسپولیس" را به پروین داد تا به بچه های تیم بدهد و به نوعی به تیم برسد. خبر به گوش فرزین رسید و دلش گرفت. پس به آرش گفت که اگر روزی از این دنیا رفتم و با لادن وصلت کردی، از تو نمی گذرم. فرزین از دنیا رفت. آرش برای پدر در آمریکا و آلمان مراسم گرفت و بعد هم به تهران آمد تا در تهران هم برای پدر یادبودی بگیرد. همان جا چشمش به چشمان لادن گره خورد و شد آنچه نباید. وصلت با خانواده پروین.
حالا که از آن روزهای می گوید حس می کند که آه پدرش او را گرفت و از لادن جدا شد. می گوید قمار می کرده و رفتارش قابل تحمل نبوده پس جدایی اتفاق می افتد. اما شاید نقطه عطف مصاحبه آرش فرزین با مهدی یکتا همینجاست که او از یک ترانه خاطره انگیز و مشترک با لادن می گوید. از روزی که پسر دایی اش یعنی مهرداد از آمریکا تماس می گیرد تا آرش را در آلمان از یک خبر تلخ با خبر کند. "لادن رفت..." عبارتی که مهرداد به آرش گفت و پسر فرزین هم باور نمی کرد.
پس کم کم غم مستولی شد. آرش که قرار بود به توصیه پدر در آن ترانه مشهور و جاویدان گریه نکند، ابی را پلی کرد:" به تو از تو می نویسم، ای عزیز رفته از دست" و گریه پشت گریه. عجب بازی های این روزگار با آدم هایش می کند. عجب سرنوشتی، عجب وصال و عجب فراقی.
اما چشم های آرش آکنده از هر ترانه ای ست که بوی فقدان می دهد. شبیه به تکیه گاه ستار همانجا در میان کوچه ها افتان و گریانت نبینم. شبیه به فصل بد خاکستری، شبیه به باد سرد پاییز و غم لعنتی. شبیه به غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم. حقیقتا فکر نمی کریدم این مصاحبه اینقدر تلخ شود. البته که در روزهای تاخت و تاز سرپرست تراکتور تماشای این صحبت ها دوباره جلوه های فرامتنی فوتبال را به یادمان انداخت. خبر ی از فحش و صدای بلند نیست. فقط "هرچی کردم از یادم بری تو، نشد دوریت منو عاشق ترم کرد..."
با اعلام دبیرکل فدراسیون هندبال، مراسم قرعهکشی لیگ برتر مردان باشگاههای کشور و آیین بدرقه تیم ملی هندبال به بازیهای آسیایی 2026 ناگویا دوشنبه 23 شهریورماه برگزار می شود.
یاکوب پیوتروفسکی هافبک ۲۸ ساله تیم ملی لهستان و باشگاه اودینزه به دلیل عارضه قلبی تحت عمل جراحی قرار میگیرد و دیدار حساس تیمش مقابل رومانی را از دست داد.
در پیشنویس این قطعنامه از رافائل گروسی خواسته شده که قطعنامه را برای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل ارسال کند و همزمان بر حمایت از راهحل دیپلماتیک برای برنامه هستهای ایران هم تأکید کرده است.