| پارسینه گزارش می دهد/ فریماه شیخ الاسلامی//این روزها اگر پای صحبت بسیاری از جوانان بنشینیم، چیزی که بیش از هر چیز به چشم می آید، خستگی، بی انگیزگی و نگرانی نسبت به آینده است. جوانی که باید در این سال های زندگی برای ساختن آینده اش تلاش کند، گاهی آن قدر با مشکلات مختلف روبه رو شده که دیگر حتی نمی داند تلاش هایش قرار است او را به کجا برساند. مشکلات اقتصادی، گرانی، کاهش قدرت خرید، دشواری پیدا کردن شغل مناسب و نگرانی از تأمین مسکن و تشکیل زندگی، بخش بزرگی از دغدغه های جوانان امروز است. از طرف دیگر، بی ثباتی های اقتصادی و تصمیم های مقطعی و نبود برنامه ریزی روشن برای آینده، این نگرانی را بیشتر می کند. جوان وقتی احساس کند با وجود تحصیل، تخصص و تلاش، آینده قابل پیش بینی و مطمئنی در انتظارش نیست، طبیعی است که به مرور انگیزه خود را از دست بدهد. در کنار مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی و سیاسی، اخبار نگران کننده، تنش ها و حتی تجربه جنگ و ترس از ناامنی نیز تأثیر خود را بر روح و روان جامعه، به خصوص نسل جوان، گذاشته است. جوان امروز فقط با یک مشکل مواجه نیست مجموعه ای از نگرانی ها هم زمان روی دوش او قرار گرفته است. وقتی شرایط اجتماعی و اقتصادی، امید به آینده را از بین میبرد، مسئولان نیز باید سهم خود را در ایجاد این شرایط ببینند و برای اصلاح آن برنامه داشته باشند. جوانان به شعار و وعده های تکراری نیاز ندارند بلکه آنها ثبات، امنیت، فرصت شغلی، امکان تشکیل زندگی و مهم تر از همه، چشم اندازی روشن برای آینده می خواهند. باید به جوان اطمینان داده شود که تلاش و استعدادش دیده می شود و می تواند با کار و پشتکار به زندگی ای که آرزو دارد برسد. اگر امروز برای امید و انگیزه جوانان فکری نکنیم، فردا ممکن است با نسلی روبه رو شویم که نه تنها انگیزه ای برای ساختن آینده خود ندارد، بلکه دیگر آینده کشور را نیز متعلق به خود نمی بیند. جوان بی امید، نشانه یک جامعه بی مسئله نیست؛ بلکه زنگ خطری است که باید صدای آن را شنید. مسئولان باید پیش از آنکه بی انگیزگی و ناامیدی به یک بحران اجتماعی عمیق تر تبدیل شود، با برنامه ریزی واقعی، کاهش فشارهای اقتصادی و ایجاد ثبات و امنیت، امید را دوباره به زندگی جوانان برگردانند. |