خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛ «سینما» یکی از هنرهای هفتگانه پرطرفدار در میان عموم مردم است که روزانه اخبار بسیاری را در سرویسها و گروههای خبری رسانهها به خود اختصاص میدهد و هنرمندان این رشته به ویژه بازیگران سینما، به نوعی زیر ذرهبین جامعه هستند و به همین دلیل به محلی برای ایجاد حواشی تبدیل میشوند. سینما با ارائه داستانهای جذاب، تصویرگریهای بصری و پیامهای فرهنگی، توانایی تأثیرگذاری عمیقی بر افراد دارد و این تأثیر ممکن است در ایجاد همدلی، تغییر دیدگاهها، آموزش مفاهیم فرهنگی و حتی شکلگیری رفتارهای اجتماعی مؤثر باشد. در عین حال، تأثیرات مثبت و منفی بستگی به نوع محتوا و نحوه ارائه آن دارد. از آنجایی که تأثیر سینما بر مردم قابل توجه است و میتواند در شکلدهی افکار، احساسات و نگرشها نقش بهسزایی داشته باشد، ما نیز در خبرگزاری مهر درصدد هستیم تا اخبار هفتگی این هنر پرطرفدار و پرحاشیه را به صورتی کوتاه و خلاصه به صورت گزارشی، پیشروی مخاطبان قرار دهیم. هفته گذشته، به مناسبت فرارسیدن سالروز ارتحال پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)، سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) و سالروز شهادت امام رضا (ع)، سینماهای سراسر کشور از ساعت 19 روز سه شنبه 20 مرداد تا پایان روز پنجشنبه 22 مرداد تعطیل بودند. همه آنچه فریدزاده در نشست خبریاش گفت و نگفت! در هفتهای که گذشت، رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی به مناسبت گرامیداشت روز خبرنگار، با بخشی از اهالی رسانه به صحبت نشست و به برخی دغدغههای آنها که ناشی از وضعیت سینمای ایران است، پاسخ داد. این در حالی است که علیرغم حضور همه مدیران سینمایی زیرمجموعه سازمان سینمایی در سالن، پرسشها و ابهامات بسیاری درباره آن مجموعهها مطرح نشد! رائد فریدزاده در این نشست، بر محورهای چهارگانه سازمان سینمایی در دولت جدید، شامل «عدالت فرهنگی»، «رونق اقتصادی و صادرات فرهنگی»، «بهکارگیری فناوریهای نوین» و «پاسداشت هویت ایرانی-اسلامی» تاکید و اشاره کرد که در انتخاب مدیران، توازن میان جوانان و افراد با تجربه رعایت شده است. در زمینه اکران و مخاطب، وی بر لزوم ایجاد تنوع در سبد اکران تاکید کرد تا مخاطب حق انتخاب داشته باشد و سینما تنها به یک گونه خاص از فیلمها محدود نشود. همچنین در مورد زیرساختها اشاره کرد که برای افزایش تعداد فیلمهای اکرانشده، ابتدا باید سالنهای سینمای مناسب، بهویژه در استانها، توسعه پیدا کنند. فریدزاده درباره فیلمهای «زیرزمینی» و بدون مجوز، پذیرفت که آثاری خارج از چرخه قانونی تولید میشوند اما تاکید کرد که انگیزه اصلی فیلمسازان، دیده شدن توسط مخاطبان داخلی است. اگر فرایند صدور مجوزها شفاف و مسیر دستیابی به آن راحتتر شود، این فاصله و تمایل به تولید زیرزمینی کاهش پیدا میکند. وی همچنین درباره دستاوردها و چالشهای بینالمللی گفت که برگزاری جشنوارههای فجر، فیلم کوتاه تهران و «سینماحقیقت» در شرایط بحرانی موفقیتآمیز بود و همچنین بر اهمیت حضور ایران در بازارهای جهانی و تولید مشترک با کشورهای دیگر برای تسهیل اکران فیلمهای ایرانی در خارج از کشور تاکید کرد. در بخش مدیریتی، فریدزاده از احتمال تأسیس «سازمان جشنوارهها» برای حفظ حافظه جمعی و مدیریت بهینه زیرساختها خبر داد و اشاره کرد که احتمال تغییر تاریخ برگزاری جشنواره جهانی فجر از آذر به سال آینده وجود دارد، زیرا برگزاری آن در تاریخ پیشبینی شده با دشواریهای زیادی همراه است. وی به موضوع حکمرانی در سینما پرداخت و اذعان کرد که در کنار تلاش برای تنوع در دیدگاهها و ژانرها، برخی محدودیتها مربوط به قوانین بالادستی است. سازمان سینمایی در تلاش است تا در چارچوبهای موجود، تغییراتی در نحوه حکمرانی ایجاد کند تا چرخ صنعت سینما بهتر بچرخد. موضوعات چالشی که در این نشست مطرح شد عمدتاً حول محور «تنش میان آزادی عمل فیلمساز و نظارت حاکمیتی» و «توزیع عادلانه فرصتها» بود. بر این اساس، یکی از چالشبرانگیزترین مباحث نشست خبری رییس سازمان سینمایی، پذیرش وجود فیلمهای زیرزمینی یا بدون مجوز بود. چالش اصلی در اینجا این است که سازمان سینمایی تلاش میکند با «شفافسازی مسیر مجوزها»، فیلمسازان را به بازگشت به چرخه قانونی ترغیب کند اما در عین حال، فشار بر فیلمسازانی که خارج از این چرخه فعالیت میکنند یا آثار خود را بدون مجوز به جشنوارههای خارجی میفرستند، همچنان وجود دارد به طوری که تأکید شد این آثار نماینده رسمی ایران محسوب نمیشوند. دیگر بحث جنجالی، به «شورای بازبینی فیلمها» برمیگردد که چالش اصلی، اعتراض فیلمسازان به «سلیقهای بودن» نظرات شوراست. فریدزاده در پاسخ به این چالش، بر سه اصل «شرع، قانون و اخلاق» تأکید کرد تا معیاری شفاف ارائه دهد اما کلی بودنِ این مفاهیم و نظراتی که در برخی موارد از نهادهای بالادستی اعمال می شود، معمولاً از سوی جامعه سینمایی به عنوان نقطه اختلاف و ابهام دیده میشود که همین ابهام باعث شد توضیحات فریدزاده نیز قانع کننده نباشد. این موضوع که سینمای ایران در سالهای اخیر به سمت گونههای خاص سینمایی مثلاً کمدیهای تجاری یا آثار صرفاً ایدئولوژیک، سوق یافته به عنوان یک چالش در این نشست مطرح شد. تلاش برای «تنوعبخشی به تولید و عرضه» به گونهای که حق انتخاب مخاطب سلب نشود، یکی از محورهای کلیدی است که نشاندهنده پذیرش نوعی تکبعدی شدن سینما در دورههای اخیر است. یکی از مهمترین نکاتی که فریدزاده مطرح کرد، اشاره وی به احتمال تأسیس «سازمان جشنوارهها» بود. هدف از این اقدام، مدیریت بهینه زیرساختها و حفظ حافظه جمعی جشنوارههاست. این یعنی مدیریت جشنواره فجر ممکن است در آینده از ساختار فعلی خود خارج شده و زیرمجموعه یک سازمان جامعتر قرار گیرد تا هماهنگی بیشتری میان جشنوارههای مختلف (فجر، فیلم کوتاه، سینماحقیقت و ...) ایجاد شود. در بخشهای مربوط به برگزاری جشنواره، وی بر این نکته تأکید کرد که نباید اجازه داد «سانسهای غیرواقعی» باعث مخدوش شدن آرای مردمی شود. این در واقع یک دستورالعمل یا فشار بر دبیر و برگزارکنندگان جشنواره است تا در نحوه اکران فیلمها عدالت را رعایت کنند تا نتایج نظرسنجیهای مردمی دقیق باشد. رائد فریدزاده در این نشست، بیشتر به «تغییرات ساختاری و زمانبندی» و «اصلاحات در فرآیند داوری» پرداخت. او به جای تمرکز بر شخص دبیر فجر و اشاره ضمنی به اینکه منوچهر شاهسواری دبیر دوره چهل و پنجم نخواهد بود و دبیر جدید معرفی خواهد شد، بر «رویکرد مدیریتی» تأکید کرد تا جشنواره از حالت پراکنده خارج شده و در قالب یک سازمان متمرکز، با رعایت عدالت در اکران و داوری برگزار شود. مدیرعامل خانه سینما در روز خبرنگار چه گفت؟/ زنگ خطر بیکاری در خانه سینما همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما در نشستی به مناسبت گرامیداشت روز خبرنگار، بر لزوم برگزاری متفاوت روز ملی سینما متناسب با شرایط خاص کشور تأکید کرد و از تلاشهای خانه سینما برای حمایت از هنرمندانی که با چالشهای قضایی و احضارها مواجه شدهاند، خبر داد. وی همچنین با اشاره به شکستهای رسانهای در بازتاب آثار بصری اثرگذار از جنگ در سطح جهانی، بر اهمیت استفاده از ظرفیتهای تصویری برای تغییر افکار عمومی دنیا تأکید کرد. در حوزه رفاهی، وی به تلاش برای بهبود وضعیت بیمه هنرمندان و افزایش سوابق بیمهای اشاره کرد، هرچند اذعان کرد که همکاریهای کارشناسی در این زمینه کامل نبوده است. اسعدیان همچنین به تحقق پیدانکردن کامل تفاهمنامههای مالی با وزارت فرهنگ به دلیل کمبود بودجه اشاره کرد، اما بر وجود رابطهای صمیمانه و مثبت با سازمان سینمایی تأکید داشت. مدیرعامل خانه سینما با نگاهی انسانی به مسائل صنفی، بر لزوم پذیرش تفاوتهای فردی در واکنش به حوادث اجتماعی تأکید کرد و گفت: هر هنرمند بر اساس حساسیتها و شرایط روحی خود واکنش نشان میدهد و «سکوت» برخی هنرمندان حق آنهاست و نباید توسط دیگران مورد بازخواست یا قضاوت قرار گیرند. وی با مقایسه بودجههای کلان ورزشی، از دولت خواست نگاهی بازتر به سرمایهگذاری در سینما داشته باشد؛ چرا که صنعت تصویر در شرایط بحرانی، ابزاری حیاتی برای ایجاد نشاط اجتماعی و پیشگیری از افسردگی جامعه است. اسعدیان تأکید کرد که حتی فیلمهای کمدی در شرایط سخت مورد نیاز جامعه هستند و دولت باید بدون چشمداشت سود کوتاهمدت در این حوزه سرمایهگذاری کند. وی نسبت به ریسک بالای سرمایهگذاری در سینما هشدار داد و بیان کرد که برخلاف پلتفرمهای نمایش خانگی که رونق دارند، تهیهکنندگان سینمایی به دلیل احتمال شکست در تنها فرصت اکران، دچار ترس شدهاند. برای بازگشت سرمایهگذاران به سینما، باید سازوکارهای حمایتی و تضمینهای مالی ایجاد شود. اسعدیان در پایان با اشاره به گذار از «صنعت سینما» به «صنعت تصویر»، هشدار داد که هوش مصنوعی میتواند باعث بیکاری گسترده اعضای خانه سینما شود. او از قوانین قدیمی وزارت ارشاد انتقاد کرد و خواستار بازنگری در سیاستگذاریها شد تا با واقعیتهای جدید تکنولوژیک و حتی پذیرش «سینمای زیرزمینی» در فضای رسمی و حتی حذف پروانه ساخت، مدیریت بهتری بر این تحولات صورت گیرد. کاوه کاویان بازیگر سینما به آرامگاه ابدی رفت کاوه کاویان بازیگر سینما و تلویزیون که 8 مرداد به دلیل سکته قلبی از دنیا رفت، هفته گذشته در روز 18 مرداد به خاک سپرده شد. در مراسم خاکسپاریِ زندهیاد کاوه کاویان جدا از برادرش، عزیز ساعتی، میترا محاسنی، حسن آقاکریمی، بهمن اردلان، محمد نیکبخت، هوشنگ گلمکانی، عباس یاری و ... حضور داشتند. همسر و فرزند کاوه کاویان به دلیل اقامت در آمریکا نتوانستند خودشان را به ایران برسانند و از زمان درگذشت کاویان که 10 روز قبل بود، برادرش به تازگی به ایران آمد تا مراسم خاکسپاری برگزار شود به همین دلیل خاکسپاری به تعویق افتاده بود. کاویان متولد 1346 بود و در کالج ال کامینو در لسآنجلس دوره بازیگری را گذرانده بود و لیسانس سینما داشت. پدرش از دستاندرکاران دوبله بود و خودش هم شناخت خوبی از دوبله داشت. وی در سالهای اخیر فعالیتهای مختلفی کرد، از خوشنویسی تا ساخت فیلمهای کوتاه و تجربی و نگارش چند طرح و فیلمنامه، ضمن اینکه سابقه همکاری با مجلات سینمایی را داشت. او که در آمریکا زندگی میکرد، چندی پیش برای ادامه فعالیتهای هنری خود به ایران آمد. ماجرای توقیف پاسپورت مهرداد اسکویی در آلبانی! مهرداد اسکویی که مدتی است برای فیلم مستند «روباه و ماه صورتی» در جشنوارههای متعددی حضور داشته و جوایز زیادی هم کسب کرده است، در تازهترین رویداد، به جشنواره داکیوفست کوزوو رفته ولی دچار ماجراهایی شده که در نهایت او را به خرید بلیت برای بازگشت به ایران ترغیب کرده است. مهرداد اسکویی پس از این اتفاق متنی منتشر کرده که بخشی از آن را میخوانید: «بعد از شرکت حضوری در بیش از سی و پنج جشنواره جهانی، از میان بیش از پنجاه جشنوارهای که فیلممان «روباه و ماه صورتی» به کارگردانی من و خانم ثریا اخلاقی در آن شرکت کرده، به جشنواره بیناالمللی فیلم مستند داکیوفست در کشور کوزوو دعوت شدم. صبح زود، ابتدا از شهر رن به شهر نیس در فرانسه و از آنجا به تیرانا در آلبانی پرواز کردم تا از تیرانا با اتومبیلی که هماهنگ شده، به شهر پریزرن در کوزوو بروم. وقتی به فرودگاه تیرانا در آلبانی میرسم، در کمال تعجب میبینم که پلیس فرودگاه گذرنامهام را توقیف میکند و با لحنی ناخوشایند به من اطلاع میدهد که باید با همان پروازی که وارد آلبانی شدهام به مبدا یعنی شهر نیس فرانسه برگردم! میپرسم چرا؟ جواب میدهند: چون ایرانی هستی! گفتم فقط میخواهم از آلبانی گذر کنم و به کوزوو بروم، اما پلیسها میگویند نمیشود، میگویند که آلبانی، مانند آمریکا، برای ممنوعیت ورود ایرانیان قانون گذاشته است. یکی از افسران، که به نظر میرسید مسئول است، با نگاهی تحقیرآمیز گفت که از این به بعد خواستی بروی به کوزوو مستقیم برو و به کشور ما پایت را نگذار. دلمان نمیخواهد هیچ ایرانیای به اینجا بیاید! اینجا هم مثل آمریکاست، به شما اجازه نمیدهیم بیایید! گفتم من هر چند تاریخ این منطقه برایم جالب است، اما برنامهای برای ورود به کشور شما نداشتم و قرار بود فقط رد شوم و بروم کوزوو! که این جملهها او را عصبانیتر میکند. هر چقدر هم که تیم جشنواره DocuFest مداخله کرد و گفت مهرداد فیلمساز شناختهشدهای است و مهمان ماست، تصمیمشان تغییری نکرد. از ساعت 6 بعدازظهر در فرودگاه معطل ماندم تا در نهایت پلیس فرودگاه با مداخله سفارت کوزوو و مسئولین جشنواره داکیوفست قبول میکنند که من صبح روز بعد با پروازی به وین در اتریش و از آنجا به کوزوو بروم. برای من گذراندن این تجربه کمی سخت اما لازم و ارزشمند است. مستندسازهایی مثل من نیاز دارند که برخوردهایی اینگونه را تجربه کنند. اینکه بیدلیل حرفهایی بشنوی که نیازی به شنیدن آن نیست و رفتاری را ببینی که نیاز به دیدن آن نیست. مثل این جمله که دیگر پایت را به کشور ما نگذار! ما نمیخواهیم کسانی مثل تو به آلبانی بیاید و آلبانی مثل آمریکاست و شما ایرانیها را راه نمیدهد و از این قبیل حرفها.» |