| نشریه آمریکایی «نشنال اینترست» با تاکید بر اینکه «هرگونه تشدید بیشتر جنگ با ایران ممکن است نقطه بیبازگشتی را برای ایالات متحده و خاورمیانه رقم بزند» تاکید کرد: دونالد ترامپ باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، از مارپیچ تشدید تنش با ایران بیرون بیاید. به گزارش ایسنا، رسانه آمریکایی در گزارشی مینویسد، خاورمیانه ممکن است به «خطرناکترین لحظه استراتژیک» از زمان جنگ اعراب و رژیم صهیونیستی در سال 1973 نزدیک شود و برای اولین بار، ایران، ایالات متحده، تلآویو و چندین پادشاهی خلیج فارس همگی در آستانه تبدیل شدن به طرفهای مستقیم جنگ در یک درگیری هستند؛ تحولی که نه تنها میتواند یک جنگ منطقهای، بلکه یک بحران اقتصادی جهانی را نیز شعلهور کند. نشنال اینترست مینویسد، آنچه در ابتدا به نظر میرسید که رویارویی بین ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ایران باشد، به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جنگ واقعاً منطقهای است. حملات ایران به تأسیسات نظامی ایالات متحده در بحرین، کویت و عربستان سعودی، هشدارهای دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا مبنی بر اینکه ایالات متحده قصد دارد فهرست اهداف خود را گسترس دهد، همراه با احتمال بالای مشارکت مجدد رژیم صهیونیستی در چنین حملاتی، خطر اینکه این درگیری فراتر از توانایی کنترل هر کسی باشد را به طرز چشمگیری افزایش داده است. براساس گزارش رسانه آمریکایی، جنگ کنونی دیگر صرفاً بخشی از درگیری پنهان چند دههای بین ایران، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده نیست؛ این به رقابتی تبدیل شده است که تقریباً همه بازیگران استراتژیک مهم در خلیج فارس در آن شرکت دارند. خطر صرفاً در افزایش تعداد مبارزان نیست، بلکه در تعامل چندین صحنه درگیری است که یکدیگر را تقویت میکنند. درگیریها در خلیج فارس، دریای سرخ و بالقوه عراق و سوریه، بهطور فزایندهای یک سیستم راهبردی واحد را تشکیل میدهند که در آن تشدید تنش در یک عرصه میتواند به سرعت به عرصههای دیگر سرایت کند. نشنال اینترست مینویسد: «هنگامی که دولتهای خلیج فارس به طور فعال در عملیات تهاجمی علیه ایران شرکت کنند، همانطور که اکنون نیز شروع کردهاند، ناگزیر به اهداف نظامی قانونی در محاسبات استراتژیک ایران تبدیل میشوند.» این معضل، به ویژه برای عربستان سعودی حاد است که چندین سال را با احتیاط صرف کاهش تنش با تهران کرده است، چراکه میدانست هرگونه درگیری در منطقه میتواند برنامههای بلندپروازانه چشمانداز 2030 آن را به خطر بیندازد. اگر ایران به حمله به تاسیسات آمریکا در خاک عربستان ادامه دهد یا اگر واشنگتن خواستار مشارکت فعال عربستان سعودی در عملیات نظامی شود، ادامه هر دو برنامه مدرنسازی داخلی آن را تهدید میکند. به همین دلیل بود که به گفته ترامپ، ریاض و سایر کشور های خلیج فارس از او خواستند تا حمله گستردهای را که تهدید به انجام آن علیه ایران کرده بود، لغو کند، زیرا این کار میتوانست فوراً منجر به یک جنگ منطقهای شود. این رسانه با بررسی احتمال شروع مجدد حملات آمریکا و گسترش اهداف در ایران به تاسیسات غیر نظامی بیشتر، تصریح کرد: «از دیدگاه واشنگتن، چنین حملاتی ممکن است با افزایش هزینههای مقاومت مداوم ایران، اهرم فشار را افزایش دهد اما تاریخ نشان میدهد که کشورهایی که با تهدیدهای وجودی مواجه هستند، اغلب به جای محدود کردن، گزینههای نظامی خود را گسترش میدهند.» نشنال اینترست در ادامه اذعان کرد که ایران ابزارهای نامتقارن متعددی دارد که قادر به تحمیل هزینههای سنگین بدون برابری با برتری متعارف آمریکا هستند. موشکهای بالستیک، موشکهای کروز، پهپادها، عملیات سایبری و گروههای مورد حمایت آن، راههای متعددی را برای تلافی به تهران ارائه میدهند. مهم تر از آن، ایران توانایی تهدید سیستم انرژی جهانی را به شکلی گسترده حفظ کرده است. بنا بر گزارش رسانه آمریکایی، تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه انرژی دریایی جهان است. تقریباً یکپنجم نفت معاملهشده بینالمللی از این آبراه باریک عبور میکند. حتی اختلال موقت نیز باعث نوسانات فوری در بازارهای انرژی جهانی میشود. حق بیمهها افزایش مییابد، هزینههای حمل ونقل به شدت افزایش مییابد و عدم قطعیت خود به یک سلاح اقتصادی تبدیل میشود. و ایران بارها توانایی خود را برای تاثیر بر ترافیک دریایی نشان داده است. به گفته نشنال اینترست، با این حال، آنچه بحران فعلی را بهطور منحصر به فردی خطرناک میکند، این است که تنگه هرمز دیگر تنها گلوگاه استراتژیک مورد تهدید نیست. رویارویی مجدد بین عربستان سعودی و انصارالله یمن، این احتمال را ایجاد کرده است که تنگه بابالمندب نیز بهطور مؤثر بسته شود. انصارالله طی چندین سال به طور پیوسته قابلیتهای موشکی، پهپادی و دریایی خود را گسترش داده است. آنها پیش از این توانایی خود را برای هدف قرار دادن کشتیهای تجاری در سراسر دریای سرخ نشان دادهاند و در عین حال، کشتیهای مرتبط با کشورهایی مانند عربستان سعودی را که آنها را دشمن میدانند، تهدید میکنند. براساس این نوشتار، اگر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و بابالمندب مختل شود، عواقب آن بسیار فراتر از خاورمیانه خواهد بود. اختلال همزمان در آنها، تغییر مسیر گسترده کشتیها را به همراه خواهد داشت که بهطور قابل توجهی زمان ترانزیت، هزینههای حمل و نقل، حق بیمه و در نهایت قیمت مصرفکننده را در سراسر جهان افزایش میدهد. شوک انرژی به وجود آمده میتواند با بحرانهای نفتی قبلی برابری کند یا حتی از آنها پیشی بگیرد. در این میان، پیامدهای ژئوپلیتیکی به همان اندازه عمیق خواهد بود. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی همگی به شدت به منابع انرژی بیوقفه خلیج فارس وابسته هستند. یک بحران دریایی طولانی مدت، فشار زیادی بر اقتصادهای آسیایی وارد میکند و دولتها را مجبور به بازنگری در روابط امنیتی و استراتژیهای تنوع انرژی خود میکند. از قضا، درگیری که در ابتدا با هدف ادعایی تضعیف ایران در نظر گرفته شده بود، میتواند در عوض، تجدید نظرهای استراتژیک در سراسر اوراسیا را تسریع کند. همچنین نقش رژیم صهیونیستی، پویایی تشدید تنش را پیچیدهتر میکند. سران رژیم صهیونیستی پیوسته تهدید کردهاند که زیرساختهای نظامی و هستهای ایران باید کاملاً تخریب شوند تا به ادعای آنها تهران هرگز نتواند به طور کامل بهبود یابد، اما واشنگتن باید بپرسد که آیا گسترش درگیری به منافع گستردهتر آمریکا خدمت میکند یا خیر. سوال مرتبطتر این است که آیا تجاوز نظامی بیشتر لزوماً به ثبات استراتژیک بیشتر منجر میشود یا خیر. نمونههایی از مداخلات آمریکا در عراق، افغانستان و لیبی همگی نشان میدهند که چگونه گزینههای نظامی موقت اغلب بیثباتی سیاسی طولانیمدت ایجاد میکنند. و ایران بهطور قابل توجهی بزرگتر، پرجمعیتتر و از نظر استراتژیک موقعیت بهتری نسبت به هر یک از این موارد دارد. این کشور از قابلیتهای نظامی بومی پیشرفته، شبکههای منطقهای گسترده و تجربه قابل توجهی در سازگاری با فشار خارجی مداوم برخوردار است. نشنال اینترست مینویسد، بنابراین، هدف اصلی آمریکا باید جلوگیری از تشدید تنشهای منطقهای باشد، نه دنبال کردن اهداف نظامی حداکثری. این امر مستلزم حفظ مسیرهای خروج دیپلماتیک است. متحدان خلیج فارس آن نیز دلایل قانعکنندهای برای اجتناب از مشارکت کامل در یک جنگ منطقهای بیپایان دارند که پیامدهای اقتصادی آن بهطور نامتناسبی بر دوش آنها خواهد بود. رسانه آمریکایی افزود: «هدف واشنگتن ممکن است بازگرداندن بازدارندگی باشد، در حالی که ایران به دنبال نشان دادن انعطافپذیری است. با این حال، این ممکن است نتیجهای را به بار آورد که دیگر قابل کنترل نیست؛ یک جنگ منطقهای که دو شریان مهم انرژی جهان را میبندد، اقتصاد جهانی را به رکود فرو میبرد و یک درگیری خاورمیانه را به یک بحران بینالمللی تبدیل میکند.» جنگها اغلب با محاسبات درباره تشدید محدود و فرضیاتی مبنی بر اینکه دشمن در نهایت عقبنشینی خواهد کرد، آغاز میشوند اما اغلب آنها گسترش مییابند، زیرا هر طرف به این باور میرسد که یا اعتبار یا بقای آن در خطر است. امروزه، خلیج فارس به طرز خطرناکی به آن آستانه نزدیک شده است. بنابراین، بزرگترین خطر جنگی است که به طور برگشتناپذیری توازن قدرت منطقهای را تغییر داده و باعث بحران اقتصادی جهانی شود که پیامدهای آن تا سالهای آینده احساس خواهد شد. |