به گزارش "ورزش سه"، چهار سال قبل و در بهار سال ۱۴۰۱، فرهاد مجیدی با چشمانی اشکبار، قهرمانی بدون شکست استقلال را جشن گرفته و البته ۴۸ ساعت بعد، نامه استعفای خود از این باشگاه را منتشر کرد. پس قابل پیشبینی بود که فرهاد مجیدی فعالیت خود را در امارات آغاز خواهد کرد و او در این چهار سال در کشور همسایه جنوبی ایران دوران مریگری خود را ادامه داد. اگرچه در مجموع کارنامه فرهاد مجیدی، اسطوره محبوب استقلال در این مدت قابل قبول بوده، اما او فصل گذشته یک تجربه تلخ مواجه شده و سقوط به لیگ پایین را با تیم البطائح تجربه کرد. بعد از این دوره دشوار، فرهاد مجیدی برای سپری کردن تعطیلات به مقصد همیشگی خود یعنی اسپانیا سفر کرد. اما حتی هزاران کیلومتر دورتر از ایران نیز نام او همچنان در صدر اخبار فوتبال ایران قرار داشته و هر چند روز یکبار نام یک تیم مطرح و پرطرفدار به عنوان مقصد احتمالی فرهاد مجیدی مطرح میشود.
در روزهای گذشته اخبار و شایعاتی در مورد احتمال حضور فرهاد مجیدی در رختکن تیمهایی چون استقلال و سپاهان مطرح شده و در ۴۸ ساعت اخیر نیز نام او به عنوان یک گزینه برای هدایت تراکتور شنیده شده است. در واقع هرگاه فرهاد مجیدی صاحب سمت و شغل نباشد، گریزی نیست که نام او تقریباً به عنوان یک گزینه مهم برای اغلب تیمهای ایران به جز پرسپولیس، مطرح میشود. این شایعات در حالی شنیده شد که محمد ربیعی کار خود را با قدرت در تراکتور ادامه میدهد و در حال آماده سازی تیمش برای برنامه دشوار هفتههای ابتدایی لیگ برتر است. محرم نویدکیا نیز خیلی زود رای اعتماد خود از هیئت مدیره سپاهان را گرفت و استقلال نیز با فرهاد مذاکرهای نداشته است. 
اما نکته مهم دیگر در فرهاد مجیدی، مطرح شدن نام او به عنوان گزینه هدایت تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا بوده است. اما واقعیت این است که نام فرهاد مجیدی در جلسه پرماجرا و پرحاشیه هفته گذشته هیئت رئیسه فدراسیون، عنوان شده است، البته این موضوع تنها محدود به فرهاد نبوده و در خصوص گزینههایی مانند یحیی گلمحمدی و جواد نکونام نیز به عنوان گزینههای بالقوه هدایت تیم ملی و جانشینی امیر قلعهنویی، صحبت شده است. یک نکته منحصر به فرد دیگر در مورد شرایط فعلی تیم ملی ایران این است که شاید برای اولین بار، گزینه های احتمالی هدایت تیم ملی تنها معطوف به سرمربیان داخلی هستند. در واقع در شرایطی آینده امیر قلعهنویی در هالهای از ابهام قرار دارد که هنوز فدراسیون فوتبال با هیچ گزینهای به صورت رسمی وارد مذاکره نشده و در واقع برنامهای برای هدایت تیم ملی ایران از هیچ یک از این اسامی مذکور ارائه نشده است.
در جلسه هیئت رئیسه فدراسیون، مهدی تاج به عنوان عضو اصلی و محمود اسلامیان به عنوان دو عضو ماشور و البته دو عضو دیگر هیئت رئیسه به نامهای طهمورث حیدری و فریده شجاعی، مصرانه خواهان تمدید قرارداد با امیر قلعهنویی حتی برای چهار سال دیگر و تا پایان جام جهانی 2030 بودند. در سمت مقابل افرادی مانند حجت کریمی، محمد اسفندیارپور، علی خطیر و فرزین دبیری، خواستار بررسی و تامل بیشتر در این مورد بوده و احتمالا گزینه دیگری در ذهن داشتهاند. در واقع به همین علت بود که پروسه انتخاب رسمی سرمربی تیم ملی ایران برای جام ملتهای آسیا 2027 در عربستان، به جلسه بعدی موکول شده است.
اما به هر حال و در این لحظه، امیر قلعهنویی از بالاترین شانس ممکن برای ادامه کار در تیم ملی و حضور به عنوان سرمربی ایران در جام ملتهای آسیا برخوردار است. نتایج امیر قلعهنویی روی نیمکت تیم ملی ایران در جام جهانی، تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار داشت و به همین علت در فضای رادیکال و دوقطبی اخیر، برخی موافق ادامه حضور او در تیم ملی و گروهی نیز مخالف ادامه همکاری با این سرمربی باتجربه هستند. البته به جز مسائل فنی موارد دیگری نیز در این مرزبندی، مزید بر علت شده و البته مرور شرایط نیمکت تیم ملی ایران در دو دهه اخیر موید آن است که به صورت کلی گریزی از این شرایط نیست؛ در واقع در حقیقت سرمربی تیم ملی همیشه موافقان فراوان و مخالفان پایکار و پرتعدادی داشته است.
 اما نباید فراموش کرد که این سه مربی دیگر نیز از شایستگی لازم برای احراز این سمت برخوردار بوده و هر کدام با در اختیار داشتن تجارب مختلفی در بالاترین سطح فوتبال در سالهای اخیر، میتوانند به عنوان یک گزینه معقول و محتمل برای این پست مطرح شوند. همچنین نام دراگان اسکوچیچ، سرمربی موفق تراکتور نیز به عنوان یک آلترناتیو همیشگی برای هدایت تیم ملی ایران مطرح است؛ البته این سرمربی کروات در مصاحبه با خداداد عزیزی در برنامه برجام، به صراحت اعلام کرد که تمایلی به قبول این پیشنهاد احتمالی، در صورت ادامه حضور اعضای فعلی فدراسیون فوتبال نخواهد داشت (که البته احتمالا به نظر، منظور اصلی او مهدی تاج و فرم فعلی ریاست فدراسیون بوده).
یحیی گلمحمدی در دو دهه اخیر به همه عناوین ممکن در فوتبال ایران دست یافته و یکی از پرافتخارترین سرمربیان تاریخ فوتبال ایران محسوب میشود؛ یک نام معقول و معتبر در فوتبال ایران که به جز حمایت همه جانبه هواداران پرسپولیس، در بین دیگر طرفداران فوتبال ایران نیز از مقبولیت قابل توجهی برخوردار بوده و میتواند یک تیم ملی منسجم و متحد بسازد. فرهاد مجیدی موفق به رقم زدن آخرین قهرمانی استقلال در لیگ برتر شده و از محبوبیت غیرقابل توصیفی در بین هواداران استقلال برخوردار است. 
جواد نکونام یک سرمربی عملگرا و متخصص کسب نتیجه بوده که همین مزیت در تورنمنتهای حذفی میتواند نام او را به عنوان گزینه معقول، مطرح کند. دراگان اسکوچیچ نیز چه در تیم ملی و چه در تراکتور، نتایج بسیار خوبی گرفت و یک مقبولیت عمومی در خصوص کارنامه و شخصیت او وجود دارد؛ این همه نام مشهور و آماده که ادامه فعالیت برای همه مربیان شاغل در فوتبال ایران را دشوار میسازند.

پس در واقع میتوان به یک جمعبندی نهایی رسید؛ پروژه بازگشت جواد نکونام به لیگ برتر در حال حاضر منتفی شده و فرهاد مجیدی نیز هنوز با هیچ تیمی به صورت رسمی وارد مذاکره نشده است. در قرارداد یحیی گلمحمدی با باشگاه دهوک بندی مبنی بر جدایی در صورت رسیدن پیشنهادات دو تیم وجود دارد و البته دراگان اسکوچیچ نیز هنوز هدایت تیم جدیدی را قبول نکرده است. مرور کارنامه این اسامی مؤید آن است که سرمربیان تیمهای مدعی در لیگ برتر، از گارانتی چندانی برای ادامه فعالیت خود برخوردار نبوده و هر لغزش و نتایج ضعیفی میتواند توقف فعالیت آنها را در پی داشته باشد. در واقع وقتی چنین نامهای بزرگ و پرافتخاری بدون تیم هستند، احتمال بروز تغییرات گسترده در لیگ برتر حتی در هفتههای ابتدایی نیز وجود دارد و این روند حداقل برای کوتاه مدت شامل تیم ملی نیز خواهد شد. اگرچه امیر قلعهنویی در حال حاضر جدیترین گزینه برای تیم ملی محسوب میشود، اما هنوز همه چیز تمام نشده و صدای پای مربیانی مانند یحیی، فرهاد، نکونام و البته دراگان اسکوچیچ، در راهروی همه تیمهای پرطرفدار ایران، از جمله تیم ملی شنیده میشود.
|