| صبح نو: گزارشهای جدید از جمله «نیویورکپست» حاکی از آن است که دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، آماده ادامه مذاکرات با ایران است، اما این امر را به برقراری آتشبس از سوی تهران مشروط کرده است. با این حال، موضع ایران صریح و روشن است: تا زمانی که آمریکا حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت نشناسد، هیچ توافقی در کار نخواهد بود. برخی از این شروط برگرفته از بند 13 تفاهمنامه اسلامآباد است که بر اساس آن، آمریکا باید ترتیبات ایران در تنگه را بپذیرد، آتشبس در لبنان حاکم شود، محاصره را بردارد و تحریمهای نفتی برداشته شوند. تا به امروز نه تهدید و نه حمله موجب عقبنشینی و تسلیم ایران نشده است، همچنانکه ترامپ در نشست کابینه در کمپ دیوید، در اظهاراتی قابل تأمل ضمن تکرار تهدیدات، به توانمندیهای ایران در برابر فشارها اذعان کرد و گفت: «هر کسی در جایگاه ایران بود تا حالا تسلیم شده بود. ایرانیها نشدند، پس برای همین آنها را ستایش میکنم و ارزش قائل هستم.» این سخنان نشاندهنده اذعان ضمنی واشنگتن به شکست راهبرد فشار حداکثری و تغییر رفتار ایران است. واقعیتهای میدانی نیز نشان میدهد که ایران کنترل مؤثری بر تنگه هرمز در دست دارد و تردد دریایی به شدت کاهش یافته است. سایت ردیابی دریایی مارین ترافیک با اعتراف به اینکه تردد در تنگه هرمز تنها از مسیر ایرانی است، گزارش داده است: «تعداد عبور و مرور از تنگه هرمز از 22 فروند در روز قبل به 5 فروند کاهش یافت که افت 77 درصدی را نشان میدهد». این گزارش می افزاید: «هر پنج فروند کشتی از مسیر «ایرانی» استفاده کرده بودند و هیچ ترددی از طریق مسیرهای جداسازی ترافیک هرمز یا مسیر نامشخص(اشاره به مسیر ایجاد شده از سوی تروریستهای آمریکایی در نزدیکی عمان) ثبت نشد.» کشورهای عربی منطقه نیز که از توانایی آمریکا برای بازگشایی تنگه ناامید شدهاند، خواستار پا در میانی چین شدند. خبرگزاری رویترز در این زمینه گزارش داد: «با شدت گرفتن دوباره جنگ علیه ایران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به جای واشنگتن، چشم به چین دوختهاند تا از ارتباطاتش با ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و دریای سرخ استفاده کند.» مقامات ایرانی با صراحت اعلام کردهاند که از خطوط قرمز خود که در تفاهمنامه اسلامآباد ترسیم شده، کوتاه نخواهند آمد. در این چارچوب، پذیرفتن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نهتنها یک خواسته، بلکه پیششرط اساسی هر گونه آتشبس و مذاکره است. به عبارت دیگر، قدم اول برای برقراری آتشبس باید از سوی آمریکا برداشته شود و آن، به رسمیت شناختن ترتیبات ایرانی در این آبراه استراتژیک است. ایران طرح نهایی خود را برای کنترل تنگه هرمز به عمان ارائه کرده است که بر اساس آن، یک مسیر عبوری کاملا تحت کنترل ایران و بخشی از مسیر مقابل نیز در آبهای ایران خواهد بود. سپاه پاسداران هم اعلام کرده که تنگه هرمز «بازگشایی نخواهد شد» تا زمانی که «لفاظیهای افراطی، تهدیدات مقامات آمریکایی و دخالت آنها در تحرکات دریایی در منطقه ادامه دارد». این اعلامیه، عزم ایران برای حفظ کنترل بر تنگه تا تحقق کامل خواستههای خود را نشان میدهد. پیامدهای اقتصادی تنش های جدید اما تنش های جدید در تنگه پیامدها و بحران هایی را در ابعاد اقتصادی داشته است که ادامه این روند به ضرر ترامپ و متحدانش خواهد بود. در پی تنش های اخیر، قیمت نفت برنت از حدود 70 دلار در اوایل ژوییه به نزدیک 100 دلار در هر بشکه افزایش یافته و ساختار بازار از کانتانگو به بکواردیشن تغییر کرده که نشاندهنده تنگتر شدن عرضه فیزیکی نفت است. تولید نفت منطقه نیز به حدود 20 میلیون بشکه در روز کاهش یافته و اختلال عرضه حدود 10 میلیون بشکه در روز برآورد میشود. همزمان با تشدید بحران، گزارشها حاکی از آن است که ذخایر اضطراری نفت آمریکا و متحدانش رو به پایان است. این موضوع، فشار اقتصادی بر واشنگتن را دوچندان کرده و نشان میدهد که ادامه وضعیت موجود برای طرف آمریکایی نیز هزینههای فزایندهای در پی خواهد داشت. در چنین شرایطی، پذیرش ترتیبات ایران در تنگه میتواند بهعنوان یک راهحل اقتصادی-سیاسی برای خروج از بنبست مطرح شود. ضرورت بازگشت به بند 13 تفاهمنامه اسلامآباد بر اساس بند 13 تفاهمنامه اسلامآباد، آمریکا باید چهار اقدام اساسی را انجام دهد: 1. برقراری آتشبس در همه جبهه ها از جمله لبنان 2. پذیرش ترتیبات ایران در تنگه هرمز 3. رفع تحریمهای نفتی 4. رفع محاصره در مقابل، ایران نیز متعهد به ارائه عبور ایمن از تنگه و ادامه مذاکرات خواهد شد. این بند، تنها چارچوب توافقی است که مورد پذیرش تهران قرار دارد و هرگونه مذاکره خارج از این چارچوب، از دیدگاه ایران فاقد اعتبار است. ایران با تکیه بر واقعیتهای میدانی و کنترل مؤثر بر تنگه، معتقد است که این برگ برنده باید در توافق نهایی منعکس شود. بنابراین تحقق بند 13 تفاهمنامه اسلامآباد تنها راه ترامپ برای بیرون آمدن از بحران خودساخته او در غرب آسیا و جنگ با ایران است. پذیرش این بند به معنای عقبنشینی از مواضع پیشین نیست، بلکه به رسمیت شناختن واقعیت موجود و خروج از بنبست از مسیر دیپلماسی است. بنابراین موضع ایران در قبال بحران تنگه هرمز روشن و غیرقابل انعطاف است: «پذیرفتن حاکمیت ایران بر تنگه، شرط آتشبس و هرگونه توافق است.» این شرط نه یک خواسته حداکثری، بلکه برآمده از واقعیتهای میدانی و مفاد تفاهمنامه اسلامآباد است که پیشتر با میانجیگری پاکستان مورد توافق قرار گرفته بود. همانطور که ترامپ خود به مقاومت ایران اذعان کرده و آن را ستایش نموده، اکنون زمان آن فرا رسیده که واشنگتن با پذیرش این واقعیت، از مسیر تهدید و جنگ فاصله گرفته و به سوی دیپلماسی مبتنی بر احترام متقابل گام بردارد. در غیر این صورت، ادامه بحران نهتنها هزینههای اقتصادی سنگینی برای همه طرفها به همراه خواهد داشت، بلکه ثبات منطقهای را نیز به مخاطره خواهد انداخت. همانگونه که تحلیلها نشان میدهد، «نه تهدید و نه حمله موجب عقبنشینی و تسلیم ایران نخواهد شد» و تنها راه خروج از این بحران، پذیرش ترتیبات ایران در تنگه هرمز است. |