به گزارش خبرنگار مهر؛ اگر تا چندی پیش بحث اصلی پیرامون قابلیتهای فنی مدلهای زبانی، هوش مولد و سامانههای خودکار بود، اکنون پیامدهای اقتصاد کلان این فناوری در کانون توجه قرار گرفته است. بر همین اساس، انتشار بیانیهای با عنوان «باید اکنون اقدام کنیم» (We Must Act Now) که به امضای بیش از 200 اقتصاددان، پژوهشگر و مدیر ارشد صنعت فناوری، از جمله 16 برنده جایزه نوبل اقتصاد رسیده، یکی از مهمترین نشانههای این تغییر پارادایم محسوب میشود. اهمیت این بیانیه تنها در هشدار درباره احتمال از بین رفتن گسترده مشاغل خلاصه نمیشود، بلکه در شکلگیری اجماعی کمسابقه میان طیفهای مختلف اندیشمندان اقتصادی درباره ضرورت مداخله فوری سیاستگذاران برای مدیریت آثار تحولآفرین هوش مصنوعی نهفته است. شکلگیری اجماع کمسابقه در اقتصاد هوش مصنوعی اقتصاددانان معمولاً درباره پیامدهای توسعه فناوریهای نوظهور اختلافنظرهای جدی دارند. بخشی از آنها نوآوری را موتور رشد بهرهوری و افزایش رفاه میدانند و گروهی دیگر بر آثار مخرب آن بر بازار کار، توزیع درآمد و نابرابری تأکید میکنند. ویژگی متمایز بیانیه اخیر آن است که این دو جریان فکری برای نخستین بار بر سر این موضوع به توافق رسیدهاند که سرعت تحول هوش مصنوعی بسیار بالا است و آماده نبودن دولتها میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای ایجاد کند. در میان امضاکنندگان این بیانیه، نامهای برجستهای همچون دارون عجماوغلو و سایمون جانسون از مؤسسه فناوری ماساچوست، مایکل اسپنس از دانشگاه نیویورک، اریک اشمیت، مدیر عامل پیشین گوگل، سارا فرایر مدیر مالی اوپنایآی، جک کلارک از بنیانگذاران آنتروپیک و زویی هیتزیگ، پژوهشگر پیشین اوپنایآی دیده میشود. حضور همزمان چهرههایی که برخی از آنها حامیان توسعه سریع هوش مصنوعی و برخی دیگر از منتقدان جدی این فناوری هستند، نشان میدهد موضوع از سطح یک مناقشه علمی فراتر رفته و به یک دغدغه مشترک سیاستی تبدیل شده است. انقلابی بزرگتر از انقلاب صنعتی با سرعتی بسیار بیشتر محور اصلی بیانیه بر یک فرض کلیدی استوار است. هوش مصنوعی طی دهه آینده ممکن است به سطحی از توانمندی برسد که اقتصاد جهانی را با سرعتی بیسابقه دگرگون کند. نویسندگان این بیانیه معتقدند دامنه این تحول حتی میتواند از انقلاب صنعتی نیز گستردهتر باشد، با این تفاوت که فرآیندی که در قرن هجدهم طی چندین دهه یا حتی چند نسل رخ داد، اکنون ممکن است ظرف کمتر از یک دهه اتفاق بیفتد. همین تفاوت زمانی، نگرانی اصلی اقتصاددانان را شکل میدهد. بازارهای کار، نظامهای آموزشی، سیاستهای بیمه اجتماعی و ساختارهای مالیاتی معمولاً برای سازگاری تدریجی با فناوریهای جدید طراحی شدهاند. هنگامی که فناوری با چنین سرعتی پیش میرود، ظرفیت انطباق نهادهای اقتصادی به شدت کاهش مییابد و شکاف میان تحول فناورانه و آمادگی نهادی افزایش پیدا میکند. مسئله اصلی فقط حذف شغل نیست برخلاف برداشت رایج، بیانیه اقتصاددانان صرفاً درباره نابودی مشاغل هشدار نمیدهد. متن بیانیه تأکید میکند که هوش مصنوعی همزمان میتواند استانداردهای زندگی را به شکل چشمگیری افزایش دهد، بهرهوری را ارتقا دهد و فرصتهای اقتصادی جدیدی ایجاد کند. در واقع، مسئله اصلی نحوه توزیع منافع و هزینههای این تحول محسوب میشود. اگر سازوکارهای نهادی مناسب طراحی نشوند، بخش کوچکی از جامعه ممکن است از منافع عظیم افزایش بهرهوری بهرهمند شود، در حالی که میلیونها نفر با کاهش درآمد، بیثباتی شغلی و افت امنیت اقتصادی مواجه شوند. به همین دلیل، نویسندگان بیانیه بر ایجاد مشوقها، چارچوبهای حفاظتی و نهادهای جدید برای هدایت توسعه هوش مصنوعی به مسیری تأکید میکنند که مکمل نیروی انسانی و نه جایگزین کامل آن باشد. هشدار درباره سونامی بازار کار یکی از مهمترین اظهارات منتشر شده همزمان با این بیانیه متعلق به اریک برینجولفسون، اقتصاددان دانشگاه استنفورد و از سازماندهندگان این ابتکار است. او معتقد است شکاف بزرگی میان سرعت پیشرفت فناوری و میزان آمادگی سیاستگذاران وجود دارد و هشدار میدهد جهان ممکن است برای سونامی شغلی پیشرو آماده نباشد. دارون عجماوغلو نیز که طی سالهای اخیر از منتقدان جدی خوشبینی افراطی نسبت به هوش مصنوعی بوده، مقایسهای قابل تأمل در این زمینه ارائه میکند. به اعتقاد او، اگر هوش مصنوعی همان اثری را بر مشاغل خدماتی و دانشی بگذارد که رباتها طی چند دهه بر صنایع تولیدی گذاشتند، این بار تغییر در فاصله زمانی بسیار کوتاهتر، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن به مراتب پرهزینهتر خواهد بود. این هشدار از منظر سیاستگذاری اهمیت ویژهای دارد، زیرا سرعت جایگزینی مشاغل تعیین میکند که نظام آموزش، بازار سرمایه انسانی و سیاستهای رفاهی تا چه میزان فرصت بازآموزی نیروی کار را خواهند داشت. نشانههای اولیه تغییر در بازار کار هرچند هنوز اجماع علمی درباره میزان واقعی تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال شکل نگرفته است، اما برخی نشانههای اولیه قابل مشاهده هستند. صنایع فناوری اطلاعات طی ماههای گذشته موج گستردهای از تعدیل نیرو را تجربه کردهاند که بخشی از آن به بازآرایی شرکتها با محوریت سرمایهگذاری در هوش مصنوعی نسبت داده میشود. همزمان، ورود فارغالتحصیلان جوان به بازار کار دشوارتر شده و برخی مطالعات از افزایش فشار بر کارکنان باسابقه و قدیمی خبر میدهند. در مقابل، گزارشهای دیگری نیز منتشر شدهاند که تاکنون اثر معناداری از هوش مصنوعی بر میزان اشتغال مشاهده نکردهاند. همین اختلاف یافتهها نشان میدهد اقتصاد جهانی هنوز در مراحل ابتدایی این تحول قرار دارد و قضاوت قطعی درباره ابعاد نهایی آن زودهنگام خواهد بود. با این حال، نکته قابل توجه آن است که حتی در شرایط فقدان شواهد قطعی، طیف وسیعی از اقتصاددانان معتقدند انتظار برای مشاهده آثار کامل فناوری، راهبرد مناسبی برای سیاستگذاری نیست. هزینه آماده شدن بسیار کمتر از هزینه واکنش دیرهنگام خواهد بود. ضعف بیانیه در ارائه هشدار بدون نسخه اجرایی با وجود اهمیت این اجماع، بیانیه یک محدودیت جدی نیز دارد. متن منتشر شده تقریباً هیچ راهکار مشخصی برای مدیریت پیامدهای اقتصادی هوش مصنوعی ارائه نمیدهد و بیشتر نقش یک فراخوان عمومی برای افزایش آگاهی و آغاز گفتوگوهای سیاستی را ایفا میکند. به باور بسیاری از کارشناسان، این خلأ نشان میدهد حتی در میان برجستهترین اقتصاددانان جهان نیز هنوز توافق روشنی درباره ابزارهای سیاستی مناسب وجود ندارد. پرسشهایی مانند نحوه اصلاح نظام مالیاتی، آینده بیمههای اجتماعی، بازآموزی نیروی کار، طراحی درآمدهای حمایتی، تنظیمگری بازار هوش مصنوعی و توزیع منافع افزایش بهرهوری همچنان بدون پاسخ قطعی باقی ماندهاند. جمعبندی اهمیت بیانیه «باید اکنون اقدام کنیم» بیش از آن که در پیشبینی حذف گسترده مشاغل باشد، به تغییر گفتمان جهانی پیرامون هوش مصنوعی بازمیگردد. بر همین اساس، برای نخستین بار، بخش بزرگی از جامعه اقتصاددانان جهان، صرفنظر از اختلافهای نظری، بر این نکته اتفاق نظر یافتهاند که سرعت تحول هوش مصنوعی از ظرفیت سازگاری بسیاری از نهادهای اقتصادی فراتر رفته و ادامه این روند بدون مداخله فعال دولتها میتواند شکافهای عمیقی در بازار کار، توزیع درآمد و ثبات اجتماعی ایجاد کند. از این منظر، هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک فناوری نوظهور یا ابزار افزایش بهرهوری نیست، بلکه به یک مسئله بنیادین حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است. کیفیت تصمیمهایی که امروز در حوزه آموزش، سیاستهای اشتغال، تنظیمگری فناوری و طراحی نهادهای اقتصادی اتخاذ میشوند، نقش تعیینکنندهای در این خواهد داشت که هوش مصنوعی به موتور رشد فراگیر و افزایش رفاه عمومی تبدیل شود یا به منشأ یکی از پرشتابترین دگرگونیهای نامتوازن بازار کار در تاریخ اقتصاد مدرن بدل گردد. |