| پرسپولیس پس از ماه ها دوندگی مدیرانش (پیمان حدادی و محسن خلیلی) سرانجام توانست یک فرصت مجدد برای بخت آزمایی در مسیر شرکت در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا در سطح دوم را به دست بیاورد. برای پرسپولیسی ها پس از یک سال دوری از رقابتهای آسیایی در سایه شکستهای دردناک فصل گذشته و فصل جاری و حضور در رتبه جاری، این یک بلیت طلایی به بهشت محسوب می شد و میتوانست به صورت کامل فصل ناموفق آنها را به باد فراموشی بسپارد. در عمل اما یک فاجعه رخ داد. پرسپولیس در آخرین دقیقه مسابقه به ظاهر ساده با چادرملو مغلوب شوت تماشایی رضا محمودآبادی شد و با شکست دو بر یک، رویاهای آسیایی خود را به خاک سپرد تا جایی که مدیرعامل باشگاه توانی برای ابراز امیدواری بیشتر پیدا نکرد و مصاحبه اش با خبرنگاران، همراه با جملاتی تند علیه بازیکنان پرسپولیس بود. حال آنکه مقصر اصلی در رختکن نشسته بود و با چهره ای غم زده، به گوشه ای خیره نگاه می کرد. این همان لحظه ای بود که کریم باقری به عنوان مربی و بزرگتر پرسپولیس در حال فریاد زدن بر سر بازیکنان بود. بازیکنانی که در همان حال به یک نکته فنی فکر می کردند. مشکل پرسپولیس در مسابقه مقابل چادرملو، سنگین بودن بازیکنان باوجود پشت سر گذاشتن 18 جلسه تمرینی بود. تمریناتی که با حضور کریم باقری آغاز شده و سپس اوسمار ویه را کار را در دست گرفته بود. اوسمار مربی کم تجریه ای نیست و به عنوان دستیار سالها در تیمهای مختلف حضور داشته و تمرین طراحی کرده است. اما آنچه که او در این فصل به عنوان یک مربی اهل تئوری فوتبال از خود به نمایش گذاشت، به هیچ وجه بازیکنان را به وجد نیاورد و شاید علت سقوط پرسپولیسی ها چیزی جز این نباشد. اوسمار که قهرمانانه به عنوان مربی جانشین وحید هاشمیان، با قراردادی گرانقیمت به لیگ ایران بازگشت، با از دست دادن مهرداد خانبان، دستیار اولش در سال قهرمانی، دوره بندی تمرینات را خود زیر نظر گرفت. در تمرینات مدنظر او، پرسپولیس هرگز به شدتی که بازیکنان انتظار داشتند، نمی رسید. وسواس اوسمار در استفاده از ابزار هوشمند و آنالیز به لحظه و درگیری بیش از اندازه با آماری مثل جی پی اس، اجازه نمی داد لود تمرینات به حد قابل قبول برسد و تاثیر این روش کاری خیلی زود در بازیهای پرسپولیس مشخص شد و تیمی که در سالهای گذشته با فوتبال همراه با شدت بالا همیشه یک پای قهرمانی و تیم آماده نیم فصلهای دوم بود، با شکستهای متوالی به رده های پایین جدول سقوط کرد. پس از جنگ و صحبتهای بسیار در مورد احتمال جدایی اوسمار، او در شرایطی به ایران بازگشت که کریم باقری تمرینات پرسپولیس را کلید زده و بازیکنان از کار با آقا کریم، کاملا راضی به نظر می رسیدند. باقری کار خاصی در این تمرین ها نمی کرد، فقط فوتبال بود وفوتبال. بازیکنانی که مدتی طولانی از میدان و تنه به تنه شدن با هم ترازان خود دور بودند، هرروز با لذت در زمین شماره سه آزادی حاضر می شدند تا لذت فوتبال را در آغوش بگیرند. البته آقا کریم به سبک خاص خود، گاها اقدام به قطع کردن تمرین هم می کرد تا ... . اما بیشتر بازی بود و گل زدن و خوشگذرانی با توپ. این روند اما با ورود اوسمار تغییر کرد. تمرینات سنگین تر شد و ابزار سنجش کمّی به کار بازگشت. این روند کار را به جایی رساند که بازیکنان یک شبه بدنسازی را پشت سر گذاشتند و بدنها دوباره سنگین و به اصطلاح در روز بازی با باز نشد. بی دلیل نبود که پرسپولیس بعد از شروع خوبش، آن بازی با طراوت را ارائه نکرد، در حالی که حریف بدون حتی یک جلسه تمرینی با فراغ بال، در زمین حاضر بود و بازیکنانش همان کاری را میکردند که پرسپولیسی ها با آقا کریم انجام می دادند. البته پرسپولیس در این بازی بدشانس هم بود اما در نهایت آنها آنقدر آماده نبودند که بتوانند از پس حریف خود در یک بازی نود دقیقه ای بر بیایند. حریفی که اگرچه تمرین منظم نداشت اما بازیکنانش، برای بازی از آمادگی کافی برخوردار بودند. به این ترتیب آرزوهای پرسپولیس در زمین دستگردی برای این فصل به خاک سپرده شد و آنها باید یک سال برای حضور در آسیا صبر کنند و با تلاش بیشتر در فصل آینده، در جمع برگزیدگان فوتبال ایران قرار بگیرند. اوسمار ویه را هم که در حال ترک ایران است، برای بار دوم از پرسپولیس جدا می شود. در حالی که با غیبت در نشست مطبوعاتی، این فرصت را پیدا نکردیم که از او درباره جزییات فنی حضور دومش در فوتبال ایران و به خصوص مسیر آماده سازی تیم برای بازی چادرملو سوال کنیم. این یک پایان غیر قابل انتظار برای پرسپولیس بود که مدیران باشگاه را در قطع همکاری با اوسمار، مصمم کرد. حالا آنها به دنبال یک راه حل جدید فنی برای فصل آینده هستند. به امید آنکه واقعا فصل پیش به پایان رسیده باشد. |