| احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: موجودات انسانی در قالب فرد و سازمان و جامعه و دولت، امکانات و در عین حال محدودیت هایی دارند. تمام هنر تفکر و تعقل، درک واقع بینانه از امکانات و محدودیت های جبهه ی خود و طرفِ مقابل، در کنار فهم نتایج نهاییِ نوع بازی و یا تعامل با آن است. هر نوع موفقیتی در زندگی خصوصی و عمومی و در هر رشته و زمینه ای بستگی تام و تمام به ادراک دقیق همین یک موضوع دارد، اما همین یک موضوع، اهمیتش از جمع هزاران موضوع، بیشتر و باارزش تر است. داستان عموم پیروزی ها و شکست های تاریخ، داستانِ توانایی یا ناتوانی در فهم و سنجش دقیق امکانات و محدودیت های خود و دیگران است. از نگاه من، مهمترین علت ناکامی ما ایرانی ها بخصوص در عرصه ی سیاست در دو قرن اخیر، عدم درک محدودیت های شخصی و جمعی و ملی خودمان بوده است. بسیاری انگار اصلاً چیزی به اسم محدودیت را به رسمیت نمی شناسد و حتی سخن گفتن از آن را جایز نمی دانند! تصورشان این است که محدودیت، در حکم عیب و نقصی زشت و زننده و مادرزادی است که نه فقط باید آن را پنهان کرد بلکه به میان کشیدن آن را هم باید ممنوع ساخت، چون اعتراف و حتی بحث در باره ی آن موجب سرشکستگی و آبروریزی در مقابل دوست و دشمن می شود! در هر امر انسانی وقتی محدودیت ها شناسایی و مورد تأیید قرار نگیرند، نوعی اراده گرایی متوهمانه و متهورانه بر عقل سلیم غالب می شود و کار به ماجراجویی های پرهزینه و نهایتاً شکست و تباهی می کشد. همه ی ناکامی های اخیر نیروهای اصطلاحاً برانداز ناشی ازعدم به رسمیت شناختن محدودیت های خود بود به طوری که هم هزینه ی سنگینی روی دوش جامعه گذاشتند و هم خود را ضایع کردند. همین رفتار از سوی طیفی از نیروهای اصطلاحاً سوپرانقلابی نیز در برابر جنگ دیده می شود. آن ها در رویارویی نظامی بین آمریکا و ایران، هیچ محدودیتی را برای کشور نمی پذیرند. تصورشان این است که همه ی محدودیت ها مربوط به جبهه ی مقابل و تمام امکانات مختص جبهه ی خودی است. از این رو با نوعی اراده گرایی خام طبعانه و نابالغانه، چنان از جنگ و تداوم آن استقبال می کنند که گویی کشور هیچ زیانی از آن ندیده و نخواهد دید و تمام زیان های آن، متوجه جبهه ی مقابل بوده و خواهد بود! این جماعت اگر مهار نشوند، با پندار کمال کشور را دچار خسرانی تاریخی خواهند کرد. وظیفه ی تیم مذاکره کننده این است که بر اساس سنجشی علمی و عقلانی از تمام امکانات و محدودیت های کشور و جبهه ی مقابل، فرمولی متوازن را دنبال کند و در دام اراده گرایی ماجراجویانه نیفتد. چه نغز و دقیق گفته است جناب مولانا: علتی بتر ز پندار کمال نیست اندر جان تو ای ذو دلال! |