| تزوی برییل ، تحلیلگر اسراییلی در امور خاورمیانه، در مقاله ای نوشت: گزارش اولیه منتشر شده درباره دستیابی ایران و آمریکا به توافق درباره فرمت یادداشت تفاهمِ در انتظار تایید دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا، نقاط مورد اختلاف، دستاوردها و برنامه های مذاکراتی که قرار است در دوره آتش بس 60 روزه مدیریت شود را روشن نمی کند. همچنین این گزارش مشخص نکرده که آیا ایران آماده انتقال اورانیوم غنی سازی شده به خارج از خاک خود است یا خیر و اینکه در ازای آن چه چیزی بدست خواهد آورد. به گزارش ایسنا، وی در روزنامه هاآرتص نوشت: در جبهه ایران، گفت وگوی دیپلماتیک فشرده ای وجود دارد و پیش نویس ها میان طرفین مبادله می شود و بندهای آن به صورت جزیی منتشر می شود. در جبهه لبنان، پیش بینی می شود مذاکرات میان هیات اسراییلی و لبنانی از سر گرفته شود و برنامه ریزی برای دیدار سیاسی دیگری در 2 ژوئن انجام شده است. به رغم این امر، دیدگاه آمریکا و دستاورد مورد انتظار همچنان نامشخص است. در غزه نیز اسراییل بر نوار دیگری کنترل یافته است و شورای صلح نیز به دلیل کمبود بودجه در آستانه ورشکستگی است و حماس نیز قصد ندارد سلاح خود را تحویل دهد. همچنین مشخص نیست که آیا آمریکا تصمیم گرفته است که از این پروژه کناره گیری کند یا خیر و اختیارات آن به اسراییل در صورت شکست تلاش های دیپلماتیک چه خواهد بود. وی گفت مشکل فقدان استراتژی در قبال این جبهه ها محدود به اسراییل نیست، بلکه آمریکا نیز در نبردی نظامی، سرگردان و غرق شده که قادر به تعیین مقصد بعدی خود نیست. تحلیلگر اسراییلی تصریح کرد: مقرر بود که بزرگترین استقرار نیرو و تجهیزات در تاریخ منطقه که آمریکا ایجاد کرده بود، به بازدارندگی ایران و تسلیم شدن آن در برابر شروط منجر شود، اما در پایان به جنگی انجامید که منجر به عقب نشینی آمریکا و اسراییل از دیدگاه هایشان انجامید و فرضیه های اشتباهی همچون امکان سرنگونی نظام، فروپاشی اقتصادی ایران و شورش مردم برای به دست گرفتن کنترل موسسات دولتی رنگ باخت و به جای آن ایران تسلط خود را بر تنگه هرمز تحمیل کرد و آن را به سلاح راهبردی مبدل کرد که ترامپ را به عقب نشینی از اکثر اهداف اولیه خود در جنگ و اکتفا به کاهش توانمندی های هسته ای ایران مجبور ساخت؛ هدفی که تحقق آن در صورت تداوم مذاکراتی که پیش از جنگ انجام شده بود امکان پذیر بود. وی ادامه داد: اکنون تهدید به تخریب باقی است، اما این تهدید به رغم خطرناک بودن آن تنها برای هدایت نبردی دیپلماتیک به سمت امضای یادداشت تفاهم است که در سطح توافق نخواهد بود. برییل تاکید کرد، در برابر دستاوردهایی چون کاهش توانمندی های نظامی ایران، ترامپ در گزینه های سیاسی خود نیز ضربه ای را دریافت کرده که به کاهش عمیق نفوذ آمریکا حتی در میان هم پیمانان خود در خلیج فارس منجر شد و بهترین گواه آن تهدیدی است که این هفته درباره نابودی عمان داشت. چرا که توافقی را برای مدیریت مشترک تنگه هرمز با ایران امضا کرده است. عمان صرفا هم پیمان آمریکا نیست، بلکه عضو شورای همکاری خلیج فارس و میانجیگر اصلی در مذاکرات است به رغم اینکه کشورهای خلیج فارس علنا به این تهدید پاسخ نداده اند اما کاملاً درک می کنند که هرگونه تهدیدی از سوی آمریکا علیه هر کدام از آنها تهدیدی برای همه است. وی ادامه داد: ما در تاریخ درس عبرتی داریم و آن هنگامی است که صدام در سال 1991 دستور ریختن میلیون ها بشکه نفت در آب خلیج فارس را برای جلوگیری از هلی برن نیروهای آمریکایی در سواحل صادر کرد. تحلیلگر اسراییلی ادامه داد: حتی بدون این تهدید ترامپ خود اذعان کرده که از حمله به ایران ممانعت به عمل آورده و به درخواست عربستان، امارات و قطر مهلت بیشتری برای آتش بس داده است زیرا آنها اکنون از پاسخ ایران علیه آب شیرین کن ها، نیروگاه های برق هسته ای مسالمت آمیز و فرودگاه ها نگران هستند. آیا ترامپ قصد دارد هم پیمانان خود را که متعهد شدند تریلیون ها دلار در آمریکا سرمایه گذاری کنند، نادیده خواهد گرفت. برییل معتقد است، وجود عناصر فشار در کنار نبود یقین درباره نتایج عملیات نظامی گسترده باعث شده است که ترامپ بر یک هدف متمرکز شود و آن خارج کردن اورانیوم از ایران است که همچنان مورد تردید است. به رغم اهمیت این هدف و صحت هرگونه امتیاز دهی به خاطر آن، این سوال مطرح است که آیا در صورت اعطای فرصت به مذاکرات پیش از جنگ، امکان تحقق این هدف و دستیابی به توافقی که می توانست بهتر از آنچه در حال حاضر متبلور شده فراهم نبود. وی معتقد است، ترامپ در محاصره میان ایران و لبنان قرار گرفته است؛ زیرا هم زمان بر پرونده هسته ای ایران، تنگه هرمز و هم پیمانان تهران از جمله لبنان متمرکز است که او را عملا در چارچوب وحدت جبهه ها ی مورد نظر ایران قرار داده است. در این چارچوب، هر آتش بس یا توافقی ناچار باید جبهه لبنان را هم دربر بگیرد؛ جبهه ای که در آن حتی عملیات محدود هم به سادگی از کنترل خارج می شود و توافق سیاسی امنیتی میان اسراییل و لبنان را با تناقض های جدی روبه رو می کند. از سوی دیگر، فشار ترامپ برای خلع سلاح حزب الله، دولت لبنان را در موقعیتی دشوار قرار داده و خطر درگیری ارتش با حزب الله را بالا برده است. با این حال، به نظر می رسد آمریکا همچنان میان اولویت دادن به توافق با ایران و پیگیری خلع سلاح حزب الله مردد است و ممکن است اسراییل بهای رویارویی با حزب الله را بپردازد. |