| فرارو-آیا جنگ بین ایران و ایالات متحده رخ خواهد داد و اگر این اتفاق رخ دهد چه ابعادی خواهد داشت؟ این ها سوالاتی است که این روزها مدام پرسیده می شود و حتی برخی افراد در این زمینه روزشمار تعیین کرده یا بر اساس هر اظهارنظر از سوی مقامات ایران و آمریکا پیشبینی انجام می دهند. به گزارش فرارو، آخرین اظهارات ترامپ درباره ایران و اختلاف نظرهای موشکی او از دید برخی تحلیلگران، ریسک جنگ را افزاش داده است. جلال ساداتیان، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی و دیپلمات پیشین ایران در انگلستان به بررسی این موضوع پرداخته است: دولت ترامپ با موانع جدی برای حمله به ایران روبه رو است جلال ساداتیان به فرارو گفت: در شرایط کنونی، اکثریت قاطع در کنگره ایالات متحده در اختیار حزب جمهوری خواه است؛ حزبی که به طور طبیعی در محاسبات سیاست خارجی ایالات متحده نقشی تعیین کننده دارد. اما حتی با همین برتری عددی، اگر قرار باشد تصمیمی در سطح آغاز یک جنگ اتخاذ شود، همین جمهوری خواهان باید بار مسئولیت رأی دادن به شروع جنگ را بر دوش بکشند. این مسئله از منظر سیاسی بسیار سنگین است، زیرا تجربه های گذشته نشان داده که ورود ایالات متحده به جنگ، به ویژه در خاورمیانه، هزینه های گسترده و پیامدهای بلندمدتی ایجاد می کند که هم اعتبار سیاسی تصمیم گیرندگان را تحت تأثیر قرار می دهد و هم ساختار اقتصادی و امنیتی داخلی آمریکا را. وی افزود: در همین چارچوب است که دونالد ترامپ اگرچه مواضع تندی اتخاذ می کند و سخن از تهدیدهای نظامی می گوید، اما در عمل با موانع جدی روبه رو است. مشکل فقط کنگره یا ساختار حقوقی نیست؛ داخل آمریکا مخالفانی وجود دارند که با هرگونه ورود به یک بحران نظامی تازه مخالف اند. این گروه شامل بخشی از نخبگان سیاسی، اقتصاددانان، فرماندهان پیشین ارتش و حتی برخی سناتورهای جمهوری خواه است که معتقدند اقتصاد داخلی آمریکا اکنون تاب چنین تنشی را ندارد. آمریکا هنوز از سایه پیامدهای اقتصادی دوره های گذشته کاملاً خارج نشده و هرگونه تنش جدید، فشارهای تورمی و مالیاتی را افزایش خواهد داد. ترامپ در تلاش است اروپا را در حمله به ایران با خود همراه کند دیپلمات پیشین ایران در انگلستان در ادامه گفت: ترامپ در سخنان اخیر خود ادعاهایی درباره توان موشکی و هسته ای ایران مطرح کرده؛ ادعاهایی که از دو زاویه قابل تعبیر است. نخست آن که این سخنان را می توان نوعی زمینه سازی برای توجیه اقدام نظامی دانست؛ نوعی تولید روایت امنیتی که در صورت آغاز عملیات، بتواند افکار عمومی آمریکا را همراه کند. دوم آن که این سخنان یک پیام هشداردهنده به ایران است؛ پیامی که تلاش دارد فشار روانی ایجاد کند تا شاید محاسبات تهران را تحت تأثیر قرار دهد. ترامپ در سال های گذشته نشان داده که سیاست خارجی اش ترکیبی از تهدید، فشار رسانه ای و ایجاد جنگ روانی است و این بار نیز احتمالاً از همین الگو استفاده می کند. وی افزود: بخش دیگری از سخنان ترامپ اشاره او به اروپا و به ویژه تلاش برای همراه کردن کشورهایی چون انگلستان است. او می داند که هرگونه اقدام علیه ایران بدون همراهی متحدان سنتی آمریکا مشروعیت لازم را پیدا نمی کند. از دید ترامپ، جلب همراهی اروپا علاوه بر افزایش وزن سیاسی اقدام احتمالی، می تواند بار مالی و امنیتی آن را نیز میان چند کشور تقسیم کند. درواقع، او نمی خواهد ایالات متحده به تنهایی در برابر تبعات یک جنگ احتمالی قرار گیرد. با این حال، اروپا به ویژه پس از تجربه های تلخ جنگ عراق، نسبت به ورود به هرگونه ماجراجویی نظامی کاملاً محتاط است. اما ترامپ همچنان تلاش می کند این تردیدها را کمرنگ کند و به نوعی آنها را قانع کند که فشار علیه ایران باید هماهنگ و مشترک باشد. لحن ترامپ نسبت به ماههای قبل تندتر، قاطع تر و هشدار دهنده تر است این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: شواهدی که ترامپ در اظهارات اخیر خود به آنها اشاره کرده، نشان می دهد او در حال نزدیک شدن به یک تصمیم گیری جدی است. لحن او نسبت به ماه های قبل تندتر، قاطع تر و هشداردهنده تر شده است. این تغییر لحن در ادبیات سیاست خارجی معمولاً معنای خاصی دارد: یا دولت در حال آماده سازی مقدمات یک فشار بزرگ تر است یا پیام دقیق تری از نهادهای امنیتی دریافت کرده است. هر دو فرضیه باید به صورت موازی بررسی شود. از یک سو ترامپ ممکن است عمداً فضا را متشنج کند تا ایران را به عقب نشینی در برخی حوزه ها وادار کند، و از سوی دیگر ممکن است واقعاً در حال سنجیدن ابعاد یک حمله محدود اما پرشدت باشد. وی افزود: اگر چنین حمله ای انجام شود، بسیار محتمل است که عملیات از نظر زمانی کوتاه اما از نظر دامنه گسترده باشد؛ نوعی حمله برای ایجاد شوک و تخریب زیرساخت های استراتژیک بدون ورود به یک رویارویی طولانی. اما مشکل آن جاست که ترامپ و مشاورانش به خوبی می دانند که اگر از ابتدا برنامه ریزی دقیق، عمیق و چندلایه انجام نشود، چنین حمله ای به سرعت به یک جنگ فرسایشی تبدیل خواهد شد؛ جنگی که نه افکار عمومی آمریکا آن را تحمل می کند و نه ارتش پس از تجربه افغانستان علاقه ای به تکرار آن دارد. ایران برخلاف برخی کشورهای منطقه، توانمندی های نامتقارن دارد و قادر است جنگ را به حوزه های غیرمنتظره بکشاند. باید به مسئله ای مهم تر نیز توجه کرد: جبهه موافق با جنگ علیه ایران، که اغلب شامل لابی نزدیک به اسراییل است، اکنون قدرتمندتر از گذشته شده است. این جبهه اعتقاد دارد که تهدید ایران روزبه روز افزایش یافته و باید با یک اقدام قاطع و سریع آن را مهار کرد. آنان می کوشند فضای رسانه ای و نهادهای تصمیم سازی آمریکا را به این سمت ببرند که تأخیر در برخورد نظامی با ایران خطرناک است. شرایط ایران و آمریکا از حالت عادی خارج شده است ساداتیان تاکید کرد: ترامپ به دنبال یک دستاورد بزرگ سیاست خارجی است؛ دستاوردی که بتواند در کارزار سیاسی داخلی از آن بهره ببرد. از نگاه او، هرگونه نمایش قدرت در برابر ایران می تواند او را در برابر رقبای داخلی تقویت کند. اما این محاسبه همواره با ریسک همراه است، زیرا افکار عمومی آمریکا تأثیرپذیر اما ناپایدار است و اگر جنگ هزینه زا شود، همان افکار عمومی می تواند علیه دولت بسیج شود. این تحولات نشان می دهد که فضای کنونی بیش از آن که صرفاً یک تهدید لفظی باشد، ترکیبی از واقعیات میدانی، فشارهای داخلی آمریکا، رقابت های سیاسی ترامپ و تقویت لابی های منطقه ای است. با این حال، همچنان باید منتظر ماند و دید آیا این روند به تصمیم نهایی برای حمله منجر می شود یا صرفاً بخشی از تاکتیک فشار روانی است. اما مسلم است که شرایط از حالت عادی خارج شده و بازیگران مختلف هر یک تلاش می کنند میدان را به نفع خود شکل دهند |