| فرارو- مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری علی باباچاهی امروز، پنجشنبه، هفتم اسفندماه در بهشت سکینه کرج برگزار شد. به گزارش فرارو، بر اساس اعلام خانواده این شاعر و منتقد ادبی وی روز دوشنبه 4 اسفندماه در سن 83 سالگی درگذشت. او شاعر، منتقد و پژوهشگر معاصر بود. علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی متولد سال 1321 در بندر کنگان استان بوشهر به دنیا آمد. در بی تکیه گاهی ، جهان و روشنایی های غمناک ، از نسل آفتاب ، صدای شن ، از خاک مان آفتاب برمی آید ، آوای دریامردان ، منزل های دریا بی نشان است ، نم نم بارانم ، عقل عذابم می دهد ، قیافه ام که خیلی مشکوک است ، رفته بودم به صید نهنگ ، پیکاسو در آب های خلیج فارس ، فقط از پریان دریایی زخم زبان نمی خورَد ، هوش و حواس گُل شب بو برای من کافی ست ، گُلِ بارانِ هزار روزه ، دنیا اشتباه می کند ، بیا گوش ماهی جمع کنیم ، به شیوه خودشان عاشق می شوند ، باغ انار از این طرف است ، در غارهای پُر از نرگس ، این کشتی پراسرار ، اتاق بر آب راه می روم ، قشنگی دنیا به همین است ، آدم ها در غروب اسم ندارند و آئورا و دیگران من از مجموعه شعرهای او هستند.  برشی از شعر زندانیِ اختیاری نوشته علی باباچاهی مردی که خودش را تمام روز در یک اتاق زندانی می کند اصلاً دیوانه نیست یا انار متراکمی ست که در پوست خودش جا خوش کرده یا پیاز متورمی ست که لایه لایه پرده برنمی دارد از تنهایی اش در بیروت مردی را دیدم با پای گچ گرفته که از تابوت بیرون نمی پرید پلنگ هم در قفس آهنین تصوّری از آزادی دارد در جنگ تن به تن هر دو پا گذاشتیم به فرار من از یک طرف منِ دیگر من از طرف دیگر و شانه به شانه به خانه رسیدیم دقیقاً و من زیر یک سقفِ دراز به دراز دراز کشیدم. خیلی خوب شد چند تابلو مختلف دور و برم میخکوب شد نه عاشقِ عاشقم نه کُشته ـ مُردهٔ شهری که ساکنانش در صدف خودشان گوش ماهیِ خودشانند قطع امید نمی کنم / امّا از مردی که در یک اتاق زندانی شده یا مُرده ای که روی تختخواب دراز کشیده. |