| سیدمسعود رضوی در اطلاعات نوشت: همی بشنوی چند پند و سَخُن/ خرد یار کن چشمِ دل باز کن (حکیم فردوسی) پیش از این، چند سخن بی پیرایه درباره دهه فجر و سالگرد انقلاب نوشتم، فرصت نشد تا بسیاری از مطالب و ناگفته ها را بیفزایم. در شرایط دشوار و تلخی که دیماه 1404 در خاطره و تاریخ برجای نهاد، باید اندیشه کرد و برای امنیت میهن و ملت بیش ازین چاره جویی و کوشش کرد. آسیب و صدمه ای که در داخل و از خارج بر روح و جسم ایران و ایرانی وارد می شود، فراتر از حد تصور است. بار سنگین و گرانی است که بجز ملت بزرگ و صاحبان این سرزمین ایزدی، هیچ جامعه و کشوری دوام نمی آورد و برجای نمی ماند. این ثقل سهمگین، فراتر از طاقت جوامع بی ریشه و کشورهای برساخته و جوامع نوظهور و فاقد هویت است. متأسفانه ایران در حلقه ای از چنین جوامعی گرفتار آمده و البته گربه زیبای ایرانی، بزرگتر از آن است که موش ها حریفش شوند! به مسائل اخیر بازگردیم، که هم التهابات داخل و جاری شدن خون بر سنگفرش خیابان ها بود و هم سایه شوم جنگ، هم رجزخوانی و صدای گلوله و شعارهای تجزیه خواهانه و بیگانه جویانه شنیده می شد، و هم صدای طبل و نایره شوم جنگ افزارهایی که خاورمیانه و حاشیه های ایران را همچون انبار باروت می انباشت. با این تمهیدات و تهدیدات؛ مردم نگران، دولت به شدت درگیر، قشون و لشکریان در حال آماده باش، و بازارهایی که معیشت مردم و اقتصاد کشور بدان وابسته است دچار سلسله ای از زلزله ها شد که بیش از دیگر مسائل، حریم زندگی و فکر و روان مردم را گروگان و نگران کرد. هنوز این فضا و این مشکلات و مصائب برطرف نشده، شایعات دیگر درباره تحرکات رژیم صهیونیستی و مدعیات نتانیاهو و وزیر دفاع جنایتکارش ذهن ساده لوحان را درگیر کرد ولی کسانی که به این حرف ها دل خوش دارند بدانند که به قول شاعر: بدگهر با کسی وفا نکند/ اصل بد، در خطا، خطا نکند اما خبر خوب آن است که مذاکره و راهجویی از راههایی بجز جنگ و کشتار، به گونه ای که منافع کشور و تمامیت و امنیت آن حفظ شود، در گرفته و این دستور عقل و مصلحت ملت بزرگ و گرامی ایران است تا کشور صدمه نبیند یا دفع شرّ ضروری صورت گیرد و کشور و مردم و دولت و حکومت برای آینده آماده و مستعد تحولات بزرگ باشند. حکمت ایرانی هم بر همین اساس بنیاد شده است: یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است/ ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری حالا که سخن به اینجا رسید، در این روزهایی که یادآور انقلاب است و روزهای پرالتهاب بهمن 57، که مردم در آن حرف اول را می زدند و حق و عدالت و آزادی سرلوحه آن بود، باید عهدی را یادآوری کنم. مردم شما را و تمام حاکمان را بر سر کار آوردند و مردم مالک ایران اند و ملت ایران است که باید از تمام منافع و حقوق موجود در قوانین و امکانات کشور بهره مند شود. مردم بجز امنیت و صلح و آرامش، مسکن و شغل و بهداشت و آموزش، عزت و آزادی قانونی و اینترنت و شبکه های اجتماعی، شادی و احترام و حق انتخاب سبک زندگی، و هرآنچه کرامت انسان ایجاب می کند را هم طلب می کنند. اینها حق است نه افاضه و بخشش! آنچه دریغ شده را باید به صاحبانش بازگرداند وگرنه ممانعت از حق، جرم است و مستوجب مجازات. اینک که باب گفتگوی خارجی باز شده و مصلحت و درایت و خردمندی سیاستمداران و تصمیم گیران عالی رتبه در کشور گرامی ما، سایه جنگ و ویرانی را از کشور دور کرده و ان شاءالله خواهد کرد، باب گفتگوی مهمتر هم باید باز شود. مذاکره با مردم و مصاحبت با عزیزترین، امین ترین، و بزرگترین پشت و پناه کشور و حکومت. نباید به وسواس خناسانی که فرصت طلایی پس از جنگ 12 روزه و مقاومت و انسجام ملی را با تفرقه و تعصب و بدگویی و مزاحمت خیابانی و جریان سازی در سیما، به تنش و کشمکش تبدیل کردند و خسارات بسیار به مردم و نظام زدند، توجه کرد. این مقدس نمایان و پشمینه پوشان، دلسوزان دیانت نیستند، بلکه پیاده نظام مافیای تراستی و آقازاده هایی هستند که پول نفت را بازنمی گردانند و ارزها را در صرافی های خارج پولشویی می کنند. جنگیدن و مذاکره با دشمن خارجی امکان پذیر و نیازمند درایت و تدبیر است، اما جنگیدن با این شبکه مافیایی پتروپول، ارز و طلا، خودرو، قاچاقچی، فیلترشکن فروش، کارچاق کن، حواله بگیر، وام جور کن ووو…، دل شیر می خواهد و عزم حیدری. رند عالم سوز می خواهد که مصلحت بینی را کنار بگذارد و منافع ملک و ملت را بر اقلیت رجحان دهد و بسنجد و عدالت کند. کار ملک است آن که تدبر و تأمل بایدش مردم منتظر این اصلاح گری هایند و جز این، هرچه شود نتیجه ای نخواهد داشت و باز به همین نقطه خواهیم رسید و شاید فروتر. ان شاءالله عنایت الهی و امیدهای مردم و نیایش های خاصان، شجاعت در برخورد با مفسدان را، و گسترش دادگری و عدالت پروری و بزرگواری را در حکومت جمهوری اسلامی، مستقر و پایدار خواهد ساخت. به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای/ کنون که نوبتِ تو است ای ملک به عدل گرای هر آن کست که به آزارِ خلق فرماید/ عدوی مملکت است او به کشتنش فرمای مزیدِ رفعتِ دنیا و آخرت طلبی/ به عدل و عفو و کرم کوش و در صلاح افزای |