| فرارو- در شرایطی که فضای سیاسی - امنیتی منطقه بار دیگر به سمت تنش های فزاینده حرکت می کند، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، شامگاه گذشته با لحنی دوگانه از افزایش فشار نظامی و هم زمان امید به توافق سخن گفت. او تصریح کرد: ما اکنون در واقع تعداد بیشتری از کشتی ها را به سمت ایران اعزام می کنیم. امیدواریم بتوانیم به یک توافق برسیم. اگر به توافق برسیم، خوب است. اگر به توافق نرسیم، خواهیم دید چه اتفاقی می افتد. دونالد ترامپ همچنین مدعی شد که این اقدام دقیقاً با هدف دستیابی به توافق صورت می گیرد و افزود ایران تنها طرفی است که از مهلت نهایی تعیین شده برای رسیدن به توافق اطلاع دارد. او با تأکید بر اینکه ایران می خواهد معامله ای انجام دهد، گفت: می توانم به شما بگویم که ایران می خواهد به یک توافق دست یابد. این موضع گیری در حالی مطرح می شود که از سوی تهران، پیام های امنیتی و دیپلماتیک کاملاً صریح و بازدارنده ای مخابره شده است. سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش ایران هشدار داد که هرگونه تجاوز یا اشتباه محاسباتی دشمنان، منجر به پیامدهای جدی خواهد شد که امنیت اسراییل و کل منطقه را تهدید می کند. او با تأکید بر اینکه نیروهای مسلح ایران در بالاترین سطح آمادگی دفاعی و نظامی قرار دارند، تصریح کرد: دست های ما روی ماشه است و از کشور دفاع خواهیم کرد. سرلشکر حاتمی همچنین تأکید کرد که ایران نابودشدنی نیست و تلاش ها برای هدف قرار دادن یا بی ثبات کردن آن محکوم به شکست است. در همین چارچوب، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مصاحبه با سی ان ان ترک، فضای موجود را برای گفت وگو نامساعد توصیف کرد و گفت: شرایط فعلی زمینه جدی برای آغاز مذاکرات واقعی فراهم نمی کند. او تأکید کرد که هر فرآیند مذاکره ثمربخش، مستلزم از بین بردن فضای تهدید و فشار و دستیابی به توافق قبلی درباره چارچوب کلی، محتوا و قوانین مذاکره است و فقدان این عناصر، دستیابی به پیشرفت واقعی را دشوار می کند. عباس عراقچی هشدار داد که ایران به هرگونه حمله احتمالی پاسخ بسیار محکمی خواهد داد و تأکید کرد کشورش از قابلیت های دفاعی کاملی برای محافظت از خود برخوردار است و در این زمینه به هیچ طرف خارجی متکی نیست. چرخش پنهان ریاض؛ از احتیاط علنی تا فشار پشت پرده برای حمله بر اساس گزارش آکسیوس به قلم باراک راوید، روز جمعه شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی در یک جلسه خصوصی در واشنگتن گفت اگر رییس جمهور دونالد ترامپ تهدیدهای خود علیه ایران را عملی نکند، در نهایت ایران جسورتر خواهد شد. این موضع گیری، چرخشی آشکار نسبت به مواضع علنی اخیر عربستان سعودی است که همواره بر احتیاط و پرهیز از تشدید تنش تأکید داشت و همچنین در تضاد با نگرانی عمیقی است که ولیعهد محمد بن سلمان سه هفته پیش در گفت وگو با ترامپ ابراز کرده بود. همان هشدارها یکی از دلایلی بود که ترامپ تصمیم گرفت حمله احتمالی را به تعویق بیندازد. خالد بن سلمان، برادر کوچک تر ولیعهد و نزدیک ترین فرد مورد اعتماد او، در شرایطی به واشنگتن سفر کرده بود که منطقه در آستانه اقدام نظامی آمریکا قرار دارد؛ اقدامی که تهران هشدار داده در صورت وقوع، پاسخی بی سابقه از نظر دامنه و شدت در پی خواهد داشت. به گفته یک منبع آگاه، خالد بن سلمان روز پنجشنبه دیداری طولانی در کاخ سفید با مارکو روبیو، وزیر خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید و ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا داشت. به گفته این منبع، تمرکز اصلی این دیدار بر احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران بوده است. موضع علنی عربستان سعودی تا اینجا بسیار محتاطانه بوده است. ولیعهد سعودی روز چهارشنبه در تماس تلفنی با رییس جمهور ایران به او گفته بود که عربستان اجازه نخواهد داد آمریکا از حریم هوایی این کشور برای حمله به ایران استفاده کند. ریاض همچنین در بیانیه ای اعلام کرده که به حاکمیت ایران احترام می گذارد و خواهان راه حل دیپلماتیک است. با این حال، خالد بن سلمان در نشستی یک ساعته در روز جمعه با حدود 15 کارشناس اندیشکده های خاورمیانه و نمایندگانی از پنج سازمان یهودی، موضعی به مراتب کم محافظه کارانه تر اتخاذ کرد. به گفته منابع حاضر، او گفت تصور می کند ترامپ پس از هفته ها تهدید، ناچار خواهد شد اقدام نظامی انجام دهد، هرچند هم زمان باید برای کاهش خطرات تشدید تنش های منطقه ای تلاش کند. به گفته منابع حاضر در جلسه، او تاکید کرده است: در این مرحله، اگر این اتفاق نیفتد، فقط [تهران] را جسورتر خواهد کرد. یکی از دلایل احتمالی این تغییر موضع می تواند این باشد که سعودی ها به این جمع بندی رسیده اند که ترامپ تصمیم خود را برای حمله گرفته و نمی خواهند در موضع مخالفت با این اقدام دیده شوند. باران اطلاعات اسراییل بر واشنگتن؛ فشار خاموش برای گزینه نظامی هم زمان، جریان اطلاعات اسراییل به واشنگتن نیز به ابزاری برای فشار سیاسی و استراتژیک بدل شده است. المانیتور گزارش داده که اسراییل طی چند هفته اخیر، خزانه های اطلاعاتی خود را به طور کامل در اختیار دولت آمریکا قرار داده است. سفرهای پی درپی مقامات موساد و اطلاعات نظامی به واشنگتن، جلسات توجیهی فشرده و به اشتراک گذاشتن تقریباً هر آنچه که می توان به اشتراک گذاشت ، فضایی ایجاد کرده که تصمیم گیرندگان آمریکایی را به سمت گزینه تشدید تنش سوق می دهد. منابع نظامی اسراییل می گویند هدف اعلام شده افزایش شانس موفقیت هرگونه حمله احتمالی است، اما در عمل، این انباشت اطلاعات به یک عامل فشار روانی و سیاسی تبدیل شده و هرچه جزییات بیشتر می شود، تردید کمتر و گزینه حمله ذهنی تر و عملی تر جلوه می کند. با این حال، نگرانی هایی نیز در اسراییل وجود دارد که این فشار ممکن است تهران را به سمت اقدام پیشگیرانه سوق دهد. در داخل آمریکا نیز اختلاف نظرها آشکار است. وال استریت ژورنال از شکاف در دولت ترامپ میان اجرای یک طرح بزرگ یا رضایت به حملات محدود برای گرفتن امتیاز از تهران پرده برداشته است. ارتش آمریکا نیروی عظیمی را در خاورمیانه نزدیک ایران گرد آورده و ترامپ از دستیارانش خواسته گزینه های تهاجمی سریع و قاطع را آماده کنند که به جنگی طولانی منجر نشود. توهم قدیمی واشنگتن؛ فشار، جنگ و رؤیای تمکین ایران نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت در گزارشی تاکید می کند: وسوسهٔ قدیمی واشنگتن، این باور که با فشار کافی و در صورت لزوم نیروی نظامی می توان ایران را به تمکین واداشت بار دیگر در حال جان گرفتن است. اما پرسش بنیادینی که بارها در خاورمیانه نادیده گرفته شده، همچنان بی پاسخ مانده است: پس از تغییر نظام چه خواهد شد؟ تجربهٔ دو دههٔ گذشته نشان می دهد که تغییر نظام، نه به ثبات و دموکراسی، بلکه به فروپاشی دولت ها، بازتولید اقتدارگرایی یا جنگ های فرسایشی انجامیده است. نویسنده در ادامه گزارش تاکید می کند: حملات به تأسیسات هسته ای ایران و شکست راهبرد آستانه هسته ای ، ضربه ای جدی به منطق جهانی عدم اشاعه وارد کرده است. تجربهٔ لیبی، اوکراین و اکنون ایران، پیامی صریح به دیگر کشورها می دهد: کنارگذاشتن برنامه ها یا اعتماد به تضمین ها، امنیت نمی آورد. نتیجهٔ منطقی این درس بی رحمانه آن است که تنها بازدارندگی هسته ای می تواند ضامن بقا باشد. نشانه ها آشکارند؛ از همکاری هسته ای عربستان و پاکستان گرفته تا آغاز رقابت برای گزینه های جایگزین در مناطق مختلف. پارادوکس تلخ آن است که حمله ای با هدف جلوگیری از اشاعه، می تواند بزرگ ترین موج گسترش سلاح های هسته ای در دهه های اخیر را رقم بزند. این نشریه در نهایت تاکید می کند: در سطح منطقه ای، بی ثباتی ایران می تواند زنجیره ای از بحران ها را فعال کند. حتی متحدان عرب آمریکا که زمانی حامی فشار حداکثری بودند، اکنون فاصله گرفته اند؛ از درک این واقعیت که آتشِ بی ثباتی مرز نمی شناسد. این تحلیل هشداری است علیه سیاستی که ترجیحات را با واقعیت اشتباه می گیرد. ابهام راهبردی واشنگتن پس از نمایش قدرت نظامی دنیس سیترینویچ، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل در چند توییت به بررسی تنش بین ایران و آمریکا پرداخته است. وی معتقد است: ایالات متحده پس از یک استقرار نظامی کم سابقه در خلیج فارس، اکنون نه با کمبود ابزار قدرت، بلکه با ابهام راهبردی روبه روست. واشنگتن میان دو مسیر متضاد سرگردان است: بازگشت محدود به دیپلماسی هسته ای یا اقدام نظامی کنترل شده برای احیای بازدارندگی و تشدید فشار بر حاکمیت ایران. در همین حال، بازیگران منطقه ای و بین المللی می کوشند با مهار بحران، یک خروجی آبرومندانه طراحی کنند که به رییس جمهور آمریکا امکان دهد بدون ورود به جنگی پرهزینه، دستاوردی سیاسی ثبت کند. وی در ادامه تاکید می کند: سطح بالای بی اعتمادی و محدودیت های سیاسی در دو سوی ماجرا، شانس توافق جامع را در کوتاه مدت ناچیز کرده است؛ واقع بینانه ترین گزینه برای جلوگیری از تشدید بحران، یک توافق موقت یا چارچوب سیاسی محدود است که زمان بخرد، نه اینکه مناقشه را حل کند. بی اعتمادی عمیق رهبری ایران به دونالد ترامپ، همراه با ملاحظات ایدئولوژیک، احتمال گفت وگوی مستقیم را کاهش می دهد؛ هرچند حتی بدون توافق نیز واشنگتن الزاماً ناچار به حمله فوری نیست. تحلیل غالب این است که اقدام نظامی اگرچه منتفی نیست، اما احتمال آن زیاد به نظر نمی رسد. تجمع نیروها می تواند صرفاً بازگشت به سطح پیشین نیروهای حاضر در منطقه سنتکام باشد؛ نیروهایی که پیش تر برای عملیات در اطراف ونزوئلا از منطقه خارج شده بودند. از سوی دیگر، ترامپ برای اقدام نظامی نیازمند توجیه پایگاه رأی داخلی و جامعه بین المللی است و با توجه به مواضع ضدجنگ و مخالفت دیرینه اش با ملت سازی، توجیه اقدامی که می تواند از کنترل خارج شود، دشوار به نظر می رسد. |