| فرارو- به نظر شما جمهوری اسلامی ایران جنازه ها رو در کدام یخچال نگهداری می کند؟ 1) یخچال ساید بای ساید 2) دستگاه بستنی ساز 3) فریزر سوپرمارکتی 4) یخ فروش هستم این سوال چهارگزینه ای بعنوان موضوع برنامه خط خطی در شبکه افق مطرح شد. به گزارش فرارو، واکنش گسترده به محتوای برنامه اخیر خط خطی و لحن طنزآلود مجری آن، در نهایت به عزل مدیر شبکه افق و توقف پخش این برنامه از سوی روابط عمومی سازمان صداوسیما انجامید. با این حال، بسیاری از مخاطبان و کارشناسان رسانه معتقدند عملکرد اخیر صداوسیما، به ویژه در مواجهه با تحولات پس از وقایع دی ماه، نشان دهنده نوعی خطای محاسباتی در تلاش برای به چالش کشیدن رسانه های منتقد است. برخی صاحب نظران با اشاره به موضوع این برنامه و آنچه اهانت به جان باختگان تلقی شده، تاکید می کنند جامعه ای که در سوگ است، انتظار رعایت حرمت انسانی را دارد؛ تا آنجا که در سنت های دینی نیز بر حفظ حرمت پیکر انسان حتی در مقام دشمن تاکید شده است. از این منظر، به کارگیری لحن هجوآمیز درباره قربانیان، نه تنها همدلی عمومی ایجاد نمی کند، بلکه می تواند شکاف میان مخاطبان و رسانه ملی را عمیق تر کند. گروهی دیگر نیز بر این باورند که تولید چنین برنامه هایی در شرایطی صورت می گیرد که حاکمیت خود از وضعیت احساسی جامعه آگاه است و ادامه این رویکرد، به جای تقویت مرجعیت رسانه ای، زمینه فاصله گیری بیشتر افکار عمومی از صداوسیما را فراهم می کند. در این چارچوب، موضوع صرفا به یک برنامه یا یک پرسش محدود نمی شود، بلکه نشانه ای از فاصله گرفتن این رسانه از مسیری است که در مقاطعی توانسته بود ارتباط مؤثرتری با مخاطبان برقرار کند؛ حالا پیامدهای این مسیر جدید موضوع بحث است. بخشی از برنامه خط خطی و طرح سوال رسانه باید در جایگاه آتش نشان باشد نه آتش علی ودایع، کارشناس رسانه و روابط بین الملل، در گفت وگو با فرارو به بررسی این مساله پرداخته و می گوید: یکی از کارکردهای ویژه رسانه این است که بتواند در مواقع بحرانی در جایگاه آتش نشان قرار بگیرد. اما پیش از اینکه آتش نشان باشد، باید به سمت کنترل وضعیت حرکت کند. این موضوع در کشورهای مختلف، چه پیش از بحران، چه حین و چه پس از بحران، مشاهده می شود. چیزی که در فضای رسانه ای کشورمان به وضوح دیده می شود این است که فضا به سمت کنترل تنش ها حرکت نمی کند. از مسیر اتحاد مقدس خارج شدیم/ رسانه مقابل روی گسل اجتماعی حساب باز کرده بود او می افزاید: ما در جریان جنگ 12 روزه اتفاقی ویژه را شاهد بودیم و آن این بود که طرف مقابل، آن چیزی که علنا بیان می کرد، حساب ویژه ای روی گسل های اجتماعی باز کرده بود و تلاش می کرد همزمان با حمله به خاک ایران، کشور را وارد نوعی منازعه داخلی کند. در آن برهه از جنگ 12 روزه کارنامه ای متفاوت از صداوسیما مشاهده شد؛ یعنی این رسانه در آن روزها توانست کارکرد مناسبی از خود نشان دهد. اما متاسفانه بعد از جنگ 12 روزه، شاید بتوان گفت این نقد وارد است که صداوسیما به سمت آن چیزی که ما تحت عنوان اتحاد مقدس از آن یاد می کنیم حرکت نکرد و به طور کلی تمام رسانه های کشور ما به درستی به این سمت حرکت نکردند. شبکه افق به طرف مقابل پاس گل داد از دید این کارشناس رسانه: آن چیزی که در شبکه افق رخ داده، می توان گفت اتفاقی ناخوشایند است. یعنی شما در شرایطی که بعد از وقایع دی 1404 قرار داریم و رسانه های طرف مقابل در حال نفرت پراکنی تحت عنوان توده خشم هستند، پخش این گونه برنامه ها یا رفتارهای مشابه، فرایندی است که بازی در زمین رسانه های مقابل را تقویت می کند. شما پاس گل می دهید به طرف مقابل، چون آن توده خشم که به عنوان هدف ویژه دنبال می شود، در حال تحقق یافتن است. روایت اول دست طرف مقابل است نه ما او می افزاید: به همان میزان که در فضای رسانه کشور خواسته داریم، صداوسیما باید به سمت گفتمان درون خانوادگی حرکت کند؛ یعنی مسائل خودمان را خودمان طرح کنیم، نه اینکه اجازه دهیم رسانه های معاند طرح موضوع کنند یا به روایت اول بازگردیم. متاسفانه در بزنگاه ها همیشه رسانه مقابل در تلاش است روایت اول را به دست بگیرد و زمانی که طرح موضوع یا روایت اول در اختیار طرف مقابل باشد، او تلاش می کند راست و دروغ را ترکیب کند، چون منافع ما برای او اهمیتی ندارد. بنابراین نقدی که وارد است، این است که رسانه ما باید مشخصا بداند برنامه ای که در شبکه افق پخش شده، بازی در زمین دشمن است. جای نگاه خاکستری خالی است ودایع میگوید: در عرصه رسانه ای و حتی میان جامعه مخاطبان، نوعی نگاه سیاه و سفید در حال شکل گیری است و جای خالی رویکرد خاکستری به موضوع، چه در رسانه های داخلی و چه در رسانه های خارج از کشور، به وضوح دیده می شود. آنچه اکنون رخ داده، از یک منظر تمسخر سوگ به نظر می رسد، اما از نگاهی دیگر، پاسخی به محتوایی است که طرف مقابل پمپاژ می کند. با این حال، این تلاش یا واکنش به پمپاژ نفرت از سوی طرف مقابل، به جای کنترل فضا، به تشدید عملیات روانی او منجر شده است. با ایجاد گفتمان خانوادگی مانور رسانه های مقابل محدود می شود او می افزاید: پروپاگاندای رسانه ای طرف مقابل در پی ایجاد خشم عمومی است و تمرکز بر نحوه برخورد با اجساد نیز در راستای همان الگوی رسانه ای است که آن جریان دنبال می کند. مسئله اینجاست که در عرصه رسانه شاید بیش از هر چیز نیاز داشته باشیم صدای مردم شنیده شود و حرکت به سمت کنترل سطح تنش در اولویت قرار گیرد، نه اینکه در سطح سیاست داخلی تنش جدیدی ایجاد شود یا به فرد و گروهی توهین شود. تاکید اصلی بر این است که هرچه بیشتر به سمت گفتمان درون خانوادگی و گفتمان نخبگانی در موضوعات مختلف حرکت کنیم، میدان مانور رسانه های مقابل نیز محدودتر خواهد شد. دلیل گسست مخاطب باید موضوع بحث برای صدا و سیما باشد این کارشناس رسانه می گوید: جنگ 12 روزه، اگر به عنوان یک کیس استادی در نظر گرفته شود، نشان می دهد که فرایند رسانه ای صدا و سیما در آن مقطع کارکرد موفقی داشته است، علی رغم تمام نقدهایی که به این رسانه و شبکه خبر وارد است. باید پرسید در آن برهه زمانی چه اتفاقی افتاد که بخش عمده اخبار و پیگیری های مردم به رسانه ملی بازگشت، و پس از آن چه رخ داد که دوباره گسست ایجاد شد؟ ما در جنگی هیبریدی و نبرد سنگین در منطقه خاکستری هستیم او می افزاید: ضروری است توجه کنیم که وقتی روایتگری و تشریح موضوع در داخل کشور انجام می شود، خود ما می دانیم چگونه در مورد آن بحث کنیم، اما اگر روایت و طرح موضوع به خارج از مرزهای کشور به شکل نادرست منتقل شود، موضوع به میز پروپاگاندای طرف مقابل منتقل خواهد شد. نکته ای که نمی توان نادیده گرفت، حضور ما در یک جنگ هیبریدی و نبرد سنگین در منطقه خاکستری است؛ منطقه ای که مرز بین جنگ و صلح مشخص نیست و موفقیت در نبرد ادراکی تعیین می کند که در لحظه برخورد، کدام طرف برنده یا بازنده است. بنابراین، در فرایند این نبرد در منطقه خاکستری میان ایران، آمریکا و اسراییل، باید توجه جدی تری به نقش رسانه ها و مدیریت روایت ها داشته باشیم. |