| فرارو- تنها چند ساعت پس از آن که ایالات متحده در یک عملیات شبانه نیکلاس مادورو ، رهبر اقتدارگرای ونزوئلا را بازداشت کرد، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، انگیزه و منطق این اقدام را بی پرده روی میز گذاشت. به نقل از نشریه اکونومیست، او با تمرکز مستقیم بر پرونده نفت گفت صنعت نفت ونزوئلا سال هاست به بن بست رسیده و عملاً به یک شکست تمام عیار تبدیل شده است. ترامپ سپس هدف واشنگتن را چنین ترسیم کرد: دولت آمریکا می خواهد شرکت های بسیار بزرگ نفتی این کشور را به سرمایه گذاری های میلیارددلاری در ونزوئلا سوق دهد، زیرساخت هایی را که به شدت فرسوده و ویران شده اند بازسازی کند و چرخه پول سازی از نفت را بار دیگر در این کشور به حرکت درآورد. این اعلام موضع، بیش از آن که یک توضیح سیاسی باشد، مزه ی شیرین انتقامِ حساب شده را با خود داشت. ماجرا ریشه در هجده سال قبل دارد؛ زمانی که در دوره هوگو چاوز، ونزوئلا دست به ملی سازی دارایی های شرکت های آمریکایی و دیگر شرکت های غربی زد. پیامد آن تصمیم، سیلی از شکایت های حقوقی بود که حالا بنا بر برآوردها مجموع ارزش شان به 60 میلیارد دلار می رسد؛ دعاوی ای که علیه دولت ونزوئلا و همچنین شرکت ملی نفت این کشور، PDVSA ، در دادگاه های آمریکا و مراجع بین المللی به جریان افتاده است. ترامپ این پرونده را مدت ها پیش، به زبان بی پرده ی خودش صورت بندی کرده بود. او شانزدهم دسامبر خواستار آن شد که ونزوئلا تمام نفت، زمین و دیگر دارایی هایی را که پیش تر از ما دزدیده است پس بدهد. نفت فوق سنگین ونزوئلا؛ پاسخی به کمبود مزمن پالایشگاه های آمریکا رییس جمهور آمریکا ظاهراً به چیزی فراتر از تلافی فکر می کند. دهه ها سرمایه گذاری اندک و سوءمدیریت مزمن، صنعت نفت این کشور را از درون تهی کرده است؛ تا جایی که تولید نفت ونزوئلا از اواخر دهه 2000 تاکنون حدود دو سوم سقوط کرده و به حوالی یک میلیون بشکه در روز رسیده است. منطقِ ترامپ روشن است: اگر ظرفیت های بلااستفاده و نیمه جان دوباره جان بگیرد، ونزوئلا می تواند از نو ثروت سازی کند و هم زمان، سودِ این احیا مستقیم به جیب شرکت های آمریکایی سرازیر شود. و این جا نقطه جذاب تر ماجراست؛ ونزوئلا روی کوهی از نفت نشسته است: حدود 300 میلیارد بشکه یعنی نزدیک به یک پنجم ذخایر نفتی جهان. همین واقعیت به واشنگتن می گوید ماجرا فقط درباره بازگرداندن تولید از کفِ امروز نیست؛ این ظرفیت بالقوه وجود دارد که تولید، دست کم برای مدتی، دوباره شیب صعودی بگیرد و بازیگران جدید را وارد میدان کند. نفت خامِ سنگینی که در دل ذخایر ونزوئلا خوابیده، دقیقاً همان خوراکی است که پالایشگاه های آمریکا سال هاست به طور مزمن با کمبودش دست وپنجه نرم می کنند؛ آن هم درست در مقطعی که روابط واشنگتن با کانادا یکی از تأمین کنندگان اصلی همین نوع نفت دچار تنش شده است. با این حساب، یورش نفتی ترامپ چرا باید ناخوشایند به نظر برسد؟ پاسخ، برخلاف ظاهر، کم حجم نیست. در افق کوتاه مدت، احتمال آن که تولید نفت ونزوئلا پایین تر برود، از احتمال بهبودش بیشتر است. آمریکا در ماه دسامبر، از اعلام یک محاصره علیه محموله های نفتی ونزوئلا که با نفتکش های تحریم شده حمل می شدند شروع کرد و بعد، با توقیف یکی از همان نفتکش ها پیام را عملیاتی تر کرد. نتیجه، یک شوک فوری در صادرات بود: از همان زمان، صادرات نفت ونزوئلا سقوط آزاد کرده و حجم قابل توجهی از نفت خام این کشور روی نفتکش های بیکار در دریا معطل مانده است؛ حجمی که حالا به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیده است. ونزوئلا علاوه بر همه این فشارها، با یک گلوگاه فنیِ تعیین کننده هم روبه رو است: کمبود نفتا ؛ رقیق کننده ای که برای رقیق کردن و قابل انتقال کردن نفتِ فوق سنگین این کشور حیاتی است و حالا دیگر از مسیر روسیه هم تأمین نمی شود. بدون نفتا، بخشی از نفت ونزوئلا عملاً در همان نقطه تولید، به مشکل جابه جایی و صادرات می خورد و زنجیره عرضه از درون قفل می شود. تا زمانی که این محاصره برداشته نشود؛ اتفاقی که خود به تحولات سیاسی و نظامی گره خورده است ـ مسیر تولید ناگزیر رو به پایین خواهد بود. بر مبنای همین واقعیت، تولید نفت ونزوئلا نه تنها امکان جهش سریع ندارد، بلکه احتمال دارد حتی به کمتر از 700 هزار بشکه در روز سقوط کند. گذر آرام یا بن بست پرهزینه؛ آینده تولید در گرو سیاست اگر گذار سیاسی در ونزوئلا بدون تنش جلو برود و تحریم های آمریکا از جمله محاصره لغو شود، تولید نفت این کشور ممکن است ظرف چند ماه آینده دوباره جان بگیرد؛ اما این اگر ، همچنان یک اما و اگر بسیار بزرگ است. برآورد شرکت داده محور کپلر نشان می دهد حتی با اجرای حداقل تعمیرات و نگهداشت های پایه، تولید نفت خام ونزوئلا می تواند تا پایان سال 2026 به حدود 1.2 میلیون بشکه در روز برسد. با این حال، چنین سطحی از تولید هنوز فاصله چشمگیری با سقف ظرفیت بالقوه ونزوئلا دارد و این کشور را در بهترین حالت اندکی پشت سر لیبی در جایگاه هجدهمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان نگه می دارد. اما اگر ونزوئلا بخواهد فراتر از این سطح حرکت کند و به افزایش معنادار تولید برسد، باید هم زمان از سه مانع بزرگ یعنی نیاز فوری و شدید به منابع مالی برای احیای زیرساخت ها، کمبود نیروی کار در بخش انرژی و در نهایت اشباع بودن بازار جهانی عبور کند. ریستاد انرژی، شرکت مشاوره ای، تخمین می زند که تنها برای اکتشاف و تولید، به 110 میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز است تا تولید ونزوئلا به سطح 15 سال پیش بازگردد؛ رقمی که دو برابرِ کل سرمایه گذاری شرکت های بزرگ نفتی آمریکا در سراسر جهان در سال 2024 است. دونالد ترامپ ظاهراً با این پیش فرض جلو می رود که شرکت های نفتی آمریکا برای امضای چک های سنگین، سر از پا نخواهند شناخت. در این میان، شورون ــ که همین حالا هم در ونزوئلا حضور دارد ــ می تواند استثنا باشد: این شرکت تحت یک معافیت از تحریم ها، روزانه حدود 200 هزار بشکه نفت به آمریکا صادر می کند و طبیعی است که در صورت بازتر شدن فضا، به فکر گسترش دامنه فعالیت ها بیفتد. اما مسئله این است که همه بازیگران مثل شورون نیستند. بسیاری از شرکت ها هنوز زخم های تجربه های قبلی در ونزوئلا را فراموش نکرده اند. به همین دلیل، موفقیت نسخه ای که ترامپ می پیچد اصلاً تضمین شده نیست. ترامپ کمی بیش از سه سال دیگر کاخ سفید را ترک می کند و حتی این احتمال وجود دارد که پیش از پایان دوره نیز تمرکزش را از دست بدهد. برای شرکت های نفتی و سرمایه گذاران، چنین افقی یعنی تصمیم گیری های میلیارددلاری باید روی زمینی انجام شود که هر لحظه ممکن است زیر پایشان تغییر کند. تا اینجا، شرکت های بزرگ نفتی آمریکا در برابر فراخوان جنگی رییس جمهور سکوت کرده اند. ژان-فرانسوا لامبر، تحلیلگر حوزه انرژی، حتی تأکید می کند معامله گران جهانی کالا هم هنوز عملاً در خط شروع قرار نگرفته اند. بانک ها و شرکت های بیمه که تأمین مالی عملیات و تضمین امنیت محموله ها به آن ها وابسته است و معمولاً آخرین گروهی هستند که وارد میدان می شوند. حتی اگر بتوان تعداد کافی از شرکت های نفتی را قانع کرد که برای ونزوئلا چک های سنگین امضا کنند، باز هم یک تردید بزرگ سر جای خود می ماند: آیا صنعت نفت این کشور اصلاً توان آن را دارد که هم پای این جاه طلبی حرکت کند؟ واقعیت این است که صنعت نفت ونزوئلا در سال های اخیر زیر فشار بحران، تحریم و بی ثباتی، با موج گسترده ای از فرار مغزها روبه رو شده است. ده ها هزار نیروی متخصص از مهندسان و تکنسین های ارشد تا زمین شناسان کشور را ترک کرده اند. شرکت ملی نفت ونزوئلا، اکنون عملاً تا حد زیادی زیر مدیریت نیروهای مسلح اداره می شود. برای اینکه بتوان روی همکاری پایدار با شرکت های غربی حساب باز کرد، شرکت ملی نفت باید به طور کامل و از ریشه اصلاح شود. هر میزان نفت اضافه ای هم که ونزوئلا بتواند روی دست بازار بگذارد، راهی بازاری می شود که همین حالا هم نشانه های اشباع را با خود دارد. آژانس بین المللی انرژی، به عنوان مرجع رسمی پیش بینی در بازار انرژی برآورد می کند که دست کم تا پایان دهه جاری، عرضه جهانی نفت خام از تقاضا جلو خواهد زد؛ هم به دلیل جهش و پایداری تولید در کشورهایی مانند برزیل و گویان و حتی خودِ آمریکا و هم به خاطر رشد کم رمق تقاضا در سطح جهان. در چنین تصویری، بسیاری از تحلیلگران هشدار می دهند مازاد عرضه می تواند قیمت نفت را در سال جاری و سال آینده به حوالی 50 دلار برای هر بشکه برساند و حتی پایین تر ببرد. در خوش بینانه ترین سناریو، کپلر برآورد می کند تولید نفت ونزوئلا می تواند تا سال 2028 به حدود 1.7 تا 1.8 میلیون بشکه در روز برسد؛ عددی که حتی در همین سطح هم قادر است مسیر جریان های تجاری را به طور محسوسی جابه جا کند. پالایشگاه های آمریکا احتمالاً بخشی از این بشکه های اضافی را با سرعت جذب خواهند کرد؛ همان پالایشگاه هایی که در اوایل دهه 2010، روزانه حدود 500 هزار بشکه بیشتر از ونزوئلا وارد می کردند. در مقابل، کوبا که سال ها نفت ونزوئلا را با شرایط ترجیحی می خرید برای پر کردن خلأ احتمالی، ناچار می شود به سمت مکزیک و روسیه متمایل شود. در سوی دیگرِ پالایشگاه های موسوم به ناوگان سایه در چین که پیش تر بخش قابل توجهی از نفت ونزوئلا را با تخفیف می بلعیدند ممکن است از مدار این تجارت کنار گذاشته شوند. حتی این احتمال هم مطرح است که شرکت های دولتی نفت چین، برای کاهش ریسک یا هزینه های سیاسی، ردپای محلی خود را در ونزوئلا کوچک تر کنند. مجموعه این تحولات، از منظر تجاری و ژئوپولیتیکی می تواند به نفع آمریکا تمام شود، اما نه فراتر از حاشیه. هر گام بزرگ تر و قاطع تر از جمله بازگرداندن تولید نفت ونزوئلا به سطح 2.5 تا 3 میلیون بشکه در روز بیش از آنکه یک دستاورد فوری باشد، پروژه ای زمان بر و بلندمدت به نظر می رسد. ماجرای ربودن نیکلاس مادورو نمایشی سریع، پرسر وصدا و خیره کننده بود؛ اما نفع اقتصادیِ چنین نمایش هایی نه قرار است نمایشی باشد و نه به این زودی ها از راه برسد. |