| فرارو- به نظر می رسد اشتهای دونالد ترامپ برای پیشروی در نیم کره غربی، پایانی نمی شناسد. تنها یک روز پس از آن که نیکلاس مادورو، رهبر مقتدر ونزوئلا ربوده شد، ترامپ نگاهش را به هدف بعدی دوخت: گرینلند. به نقل از نشریه اکونومیست، ترامپ روز چهارم ژانویه، وقتی در ایرفورس وان با خبرنگاران گفت وگو می کرد، صریح و بی پرده اعلام کرد: ما از منظر امنیت ملی به گرینلند نیاز داریم. در همان لحظه، ماشین تبلیغاتیِ ماگا به حرکت افتاد. کیتی میلر، همسر استیون میلر، مشاور بانفوذ رییس جمهور نقشه ای از گرینلند را منتشر کرد که پرچم ستاره نشان آمریکا روی آن پهن شده بود و زیرش فقط یک کلمه آمده بود: به زودی . شوک در اروپا؛ گرینلند دوباره زیر سایه تهدیدهای ترامپ گرینلند و دانمارک و در مقیاسی بزرگ تر، بخش قابل توجهی از اروپا با شوک به این ماجرا نگاه می کنند. یک سال پیش، تهدیدهای ترامپ علیه این قلمرو خودگردانِ قطبی با جمعیتی حدود 56 هزار نفر که زیر چتر حاکمیتی دانمارک قرار دارد عمدتاً با تمسخر و ناخشنودی رهبران اروپایی روبه رو شد. اما این بار، روایت تغییر کرده است. ینس-فردریک نیلسن، نخست وزیر گرینلند این بار با لحنی تند و بی ابهام پاسخ داد: دیگر بس است. نه فشار بیشتر. نه کنایه بیشتر. نه خیال پردازی های بیشتر درباره الحاق. هم زمان، مته فِرِدِریکسن، نخست وزیر دانمارک، از ترامپ خواست تهدیدها را کنار بگذارد و تاکید کرد که این تهدیدها باید جدی گرفته شوند . واکنش اروپا هم سریع و هماهنگ بود؛ کشورها به سرعت صف خود را فشرده کردند. همه رهبران کشورهای نوردیک و بالتیک بار دیگر حمایتشان را از حاکمیت گرینلند و دانمارک اعلام کردند و بریتانیا و فرانسه نیز همان موضع را تکرار کردند. با این حال، پشت این نمایش اتحاد و هم صدایی، چیزی شبیه به یک احساس وحشت هم جریان داشت. مثل همیشه در مواجهه با ترامپ، تشخیص این که نیت او تا چه حد جدی است، کار آسانی نیست. او تا اینجا مجموعه ای از توجیهات درهم و گاه ناهمخوان را کنار هم چیده تا توضیح دهد چرا این قلمرو قطبی را می خواهد: دسترسی به منابع طبیعیِ گرینلند، رساندن گرینلندی ها به رفاه و در نهایت تقویت امنیت ملی آمریکا. اظهارنظرهای اخیر او، اما، آشکارا بوی دکترین مونرو ی قرن نوزدهم را می دهد؛ همان دکترینی که تلاش می کرد قدرت های خارجی را از نیم کره غربی کنار بزند و مرز نفوذ را با زبان تهدید و بازدارندگی تعریف کند. ترامپ در همین چارچوب گفت: این قدر راهبردی است… گرینلند همه جا زیر پوشش کشتی های روسی و چینی است. الحاقِ مستقیم و رسمی، همچنان بعید به نظر می رسد. اما علاقه ترامپ باید جدی گرفته شود: او ظاهراً می خواهد نفوذ آمریکا بر این جزیره قطبی را تقویت کند و پیش از پایان دوره اش، وضعیت آن را تغییر دهد. تا اینجا، راهبرد دولت او ظاهراً دو شاخه داشته است. نخست، تلاش برای پرورش و تقویت برخی عناصر درون جنبش استقلال طلبی گرینلند و عمیق تر کردن شکاف ها با دانمارک. دوم، تلاش برای رسیدن به نوعی توافق با خودِ جزیره حتی شاید با دور زدنِ کاملِ دانمارک. نگرانی رسمی کپنهاگ؛ آمریکا در فهرست تهدیدها از استقلال شروع کنیم. در یک سال گذشته، مقام های آمریکایی شکاف ها میان گرینلند و دانمارک را پررنگ تر کرده اند. در جریان سفری در مارس 2025، جی.دی. ونس، معاون رییس جمهور، دانمارک را به دلیل ناکامی در رسیدگی به گرینلندی ها با لحنی تند و صریح زیر فشار برد. او سپس لحن خود را تغییر داد و با همدلی نسبت به استقلال سخن گفت و تاکید کرد آمریکا از آن جا با مردم گرینلند گفت وگو خواهد کرد. کمی بعد، در دسامبر، ترامپ، جف لندری، فرماندار جمهوری خواه لوییزیانا و چهره ای تازه کار در سیاست خارجی را به عنوان فرستاده ویژه به گرینلند منصوب کرد؛ اقدامی که دست کم برای برخی این پیام را داشت که واشنگتن می خواهد با گرینلند چونان یک موجودیت جدا از دانمارک برخورد کند. همچنین گزارش شده است که سیا و آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) سطح پایش و مراقبت از جنبش استقلال طلبی گرینلند را بالا برده اند و مأموریت یافته اند افراد محلیِ همدل با آمریکا را شناسایی کنند. در سوی مقابل، دولت دانمارک نیز سال گذشته سه بار دیپلمات های آمریکایی را احضار کرد؛ احضارهایی که در واکنش به گزارش هایی درباره جاسوسی و اجرای یک کارزار پنهانِ نفوذگذاری در گرینلند انجام شد. در همین چارچوب، سازمان اطلاعات نظامی دانمارک هم در ارزیابی سالانه تهدیدها که دسامبر گذشته منتشر کرد، نسبت به آمریکا ابراز نگرانی کرد. هم زمان، بحث ها درباره این که دولت ترامپ روی یک توافق برای ارائه به گرینلند کار می کند، پررنگ تر شده است. ترامپ بارها این وضعیت را به یک معامله بزرگ املاک تشبیه کرده است؛ معامله ای که به گفته او می تواند ثروت هنگفتی برای گرینلندی ها به همراه بیاورد. در همین مسیر، مقام های آمریکایی درباره پیشنهاد نوعی پیمان همبستگی آزاد برای این جزیره گفت وگو کرده اند؛ توافقی که آمریکا پیش تر آن را به کشورهای کوچک اقیانوس آرام ارائه داده است. بر اساس این سازوکار، به نیروهای مسلح آمریکا اجازه داده می شود در کشورهای امضاکننده آزادانه عملیات کنند و در کنار آن، امتیاز تجارتِ بدون تعرفه نیز به عنوان یک مشوق روی میز قرار می گیرد. دانمارکی ها در پاسخ می گویند گرینلند همین حالا هم میزبان یک پایگاه نظامی آمریکا است و همین واقعیت، به عمو سام در نحوه فعالیت در آن جا میدان عمل گسترده ای داده است. بر اساس مفاد یک معاهده میان آمریکا و دانمارک، هیچ محدودیت صریحی برای شمار نیروهایی که آمریکا می تواند به گرینلند اعزام کند، وجود ندارد؛ هرچند هر افزایش قابل توجه یا تغییر جدی در حضور نظامی آمریکا، احتمالاً به رضایت دانمارک نیاز خواهد داشت. در همین چارچوب، گفته می شود مقام های آمریکایی به دنبال گفت وگوهای مستقیم با دولت گرینلند بوده اند، اما تا اینجا با پاسخ منفی روبه رو شده اند. به هر حال، تکرار موضع گیری های دولت ترامپ درباره گرینلند، شاهد دیگری بر انزجار عمیق ترامپ لند از اروپا است. رهبران اروپایی، هرچند تلاش کرده اند این تهدید را کم اهمیت جلوه دهند، اما این جدال به تدریج حالتی فراواقعی پیدا کرده است. در پنجم ژانویه، وزیر خارجه آلمان تاکید کرد که در هر شرایطی، گرینلند زیر چتر تضمین امنیتی ماده 5 ناتو قرار خواهد داشت؛ با این تفاوت که این بار، برای حفاظت در برابر طمع ورزی های آمریکا. گرینلندی ها نیز به سهم خود، در حال آماده شدن برای طوفان ترامپی هستند. کونو فنکر، نماینده طرفدار استقلال در پارلمان گرینلند می گوید: [گرینلند] در قلمرو دکترین مونرو قرار دارد و ما می دانیم این یعنی چه. |