| سیدمسعود رضوی در اطلاعات نوشت: وضعیت خطیری که امروز میهن گرامی ما با آن روبه رو شده، از برخی جهات کم سابقه و حتی بی سابقه است. دلالت ها و نشانه هایی وجود دارد که کسانی در خارج و داخل از آشفتگی و هرج و مرج برای اهداف دیگر بهره برداری می کنند. اما آنچه بیش از این وقایع موجب نگرانی است، وضع خاص کشورمان و ناترازیهایی که دولت و دستگاه مدیریت و دیوانسالاری و اقتصاد را بیمار و در مواردی زمینگیر کرده است. در چنین شرایطی، برخی رویدادها در محله های خاصی از شهرهای بزرگ، همچون جرقه ای عمل کرده و در پاره ای از شهرها، شهرستان ها و بخش های استان های مختلف خاکستر گرم پاشیده است. این خاکستر تیره را باید با تدبیر و شکیب و ملایمت زدود و اعتراضات واقعی و به حق مردم را از اغتشاشگران حرفه ای و فرصت طلبانی که ملعبه دست دیگران هستند، به کلّی جدا کرد. ادبیات و زبانی که می تواند صاحبان اعتراض و منتقدان وضع موجود را آرام کند، هنوز از سوی حاکمیت شنیده نمی شود. اعتراضات با اغتشاشات یگانه نیست، و مردمان شریف و کاسبان زیان دیده، به هیچ وجه راضی به آسیب دیدن و آسیب زدن نیستند. اما دولت و دستگاههای انتظامی و امنیتی و دیگر ارکان نظام باید به روشنی مرز میان این دو را ترسیم کنند و اجازه ندهند این مرز در شرایط مه آلود و تاریک از میان برود. بر اهمیت این مسأله دوباره تأکید می کنم که اگر این مرز مخدوش شود، میان معترضان منتقد که افرادی شریف و ایران دوست هستند و می توانند سرمایه کشور و نظام جمهوری اسلامی باشند، با آنارشیست های اخلالگر و تخریب گر، تفکیکی نمی توان یافت. پس اول شنیدن و سپس گفتگو با مردمان آسیب دیده، خسته و معترض، مقدمه حل وفصل مشکلات و التهابات کنونی است. اگر اکثریت معترض، حرمت داشته و گوش شنوایی بیابند و امید به حل مشکلات داشته باشند، اقلیت اغتشاشگر، دیگر حرفی برای گفتن ندارند و به سرعت شناسایی شده و نقشه هایشان خنثی خواهد شد. باید وزیر خارجه و تیم دیپلماسی ایران هم در همین جا مورد نقد و پرسش قرار گیرد که چرا در مذاکرات عمان و ایتالیا، طرح روشنی ارائه نکردند و هیچگونه پیش بینی صحیحی از رفتار خصمانه و فریب های دشمن نداشتند؟! آن ها در ماجرای مکانیسم ماشه و تحریم های ناعادلانه مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد هم، تدبیر مناسبی به غیر از سردادن شعار و به رخ کشیدن حقوق و قوانین بین الملل برای دولتهای قلدر و جائر نظیر آمریکا و انگلیس و اسراییل، دستاورد و شیوه ای نداشتند. وزیر خارجه نباید این عدم دستاورد و رکود دیپلماتیک را برای مردم محروم و جنگ دیده و خم شده زیر بارهای گران، به عنوان برکات تحریم، فاکتور بزند و از انتقادها و انفعال ها بگریزد. نماینده ایران در سازمان ملل و تیم همراه وی، در جلسات متعدد، بسیار منفعل و خموش بوده اند، چنان که گاه حتی پاسخ اهانت ها و یاوه گویی های نماینده رژیم صهیونی و گفتارهای بی منطق نماینده آمریکا را نمی توانست بدهد. اخیراً هم نماینده آمریکا الفاظ زشتی درباره جمهوری اسلامی به کار برد که اگر دیپلمات شجاع و قابلی حضور داشت، سخنانش را قطع و اهانت هایش را با بیان فضیحت و زورگویی دولت و رییس متبوع وی پاسخ می داد، حداقل جلسه را به صورت نمادین و با اعتراض ترک می کرد و اگر لازم بود، بعد از آن اتهامات و سخنان یاوه و تهدیدآمیز به میز خود بازمی گشت. این مسائل از نظر ما، اصول اولیه دیپلماسی ملی و حفظ احترام وی تشخص ملت بزرگ و کشور کهن و ارجمند ماست. برگردیم به مسائل داخلی، زیرا حکومت داخلی و خارجی، ابزاری مهمتر و مطمئن تر از گفتگو ندارد. مذاکره شرط عقل و جایگزین جنگ و خشونت است. درک رسانه سیما و صدای جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی از تحریم های همه جانبه و تهدیدهای خطرناک و سرانجام از التهابات داخلی چیست؟ آیا می تواند خواست های به حق و نقدهای درست و خردمندانه را از شعارهای بیهوده و از پیش آماده اغتشاشگران حرفه ای تفکیک کند؟ آیا مردم ایران صدایی برای شنیده شدن می یابند و یا آنکه دردهای خود را باید از طریق بوق های استعماری و خبرگزاری های خارجی بشنوند و از آن تاثیر بگیرند؟ تردید نکنید که نباید وضع کنونی را با گذشته مقایسه کنید. این مسائل در شرایطی پیش روی ما قرار دارد که طبقه متوسط ایران به فقیر بدل شده و فقرای ایران دچار فقر تاریک و مفرط می شوند. تورم و گرانی، اخبار ناخوشایند و ناامیدی نباید بیش از این بر دوش مردم سنگینی کند و تاب و توان ملت را از میان ببرد. گفتگو شرط عقل و نشان دانش و تدبیر است. اگر حکومتی نتواند با مردم خویش سخن بگوید و سخنان آن ها را بشنود، چگونه با بیگانه سخن و مذاکره به میان خواهد آورد. وقت تنگ است و تجربه های سابق پیش روی ماست: این جهان همچون کتابی کهنه رویاروی ماست عالمی محتاج تحقیق است و استعداد نیست |