| حمیدرضا جلایی پور، استاد جامعه شناسی سیاسی گفت: به رغم وجود این شکاف ها اما وضعیتی که کشور در آن قرار گرفته، باعث شده که الزام این موضوع احساس شود که عبور از وضعیت موجود تنها با اتحاد و کنار گذاشتن برخی از شکاف ها ممکن است. به گزارش هم میهن در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید: با توجه به وضعیت فعلی که کشور در آن قرار دارد، تحلیل شما از شکاف هایی که در جامعه بین نیروهای سیاسی اجتماعی و همچنین بین سیستم سیاسی و مردم وجود دارد چیست؟ با توجه به آنچه در سال اخیر اتفاق افتاد، عمق این شکاف ها چقدر است؟ در کشور ما شکاف های متعددی وجود دارد؛ مانند شکاف میان جامعه و حکومت؛ یا شکاف اقتصادی بین دارا و ندار؛ یا شکاف نسلی بین متولدین دهه هشتاد، هفتاد و شصت با متولدین دهه بیست و سی که پست ها را رها نمی کنند؛ یا شکاف جنسیتی بین زن و مرد در استفاده از امکانات عمومی و شکاف های دیگر. پر کردن شکاف هایی که اشاره کردم، کار می برد حداقل دو دهه کشور باید در مدار توسعه قرار بگیرد تا این شکاف ها پر شود. ولی الان ما در شرایط جنگی و در شرایط بقا قرار گرفته ایم نه اینکه روی ریل توسعه حضور داشته باشیم. لذا با توجه به شرایط جنگی به نظر من یک شکاف از همه شکاف ها مهمتر است و آن هم شکاف میان حامیان ایران و افراد و گروه هایی که در درجه اول دغدغه ایران را ندارند و دغدغه های دیگری دارند. قبلاً ایران ناترازی هایی متراکم داشت و اکنون هم دارد ولی در شرایط فعلی ما در وضعیت جنگی قرار گرفته ایم که یک طرف این جنگ نتانیاهو و ترامپ جنایتکار و بی رحم حضور دارند و در طرف دیگر هم مردم، دولت و حاکمیت ایران قرار گرفته اند. دستگاه دیپلماسی و تیم اقتصادی دولت و پایداری مردم باید کمک کنند که ایران با عزت از این شرایط جنگی عبور کند. به نظر من دشمنان ایران دنبال تسلیم ایران و بعد متلاشی کردن ایران هستند. ما عمل اسراییل را در سوریه دیدیم و می بینیم. اگر قرار بر این باشد که نیروهای سیاسی و اجتماعی تمرکز خود را روی یک موضوع قرار دهند و آن شکاف را به نوعی ترمیم کنند، باید تمرکز روی شکاف در داخل باشد و یا اینکه روی تهدیدهای خارجی تمرکز شود؟ همانطور که در سوال اول پاسخ دادم، برای عبور از شر دشمنان ایران و عبور از شرایط جنگی فعلی، شایسته است حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی همه با هم متحد شویم و این کار سختی است چون کثیری از مردم از حیث اقتصادی ناراضی هستند و برای آینده افق مثبتی را نمی بینند. حتی از کارایی حکومت ناراضی هستند، با این همه چون در شرایط جنگی قرار داریم، راهی نداریم جز اینکه با اتحاد از این شرایط جنگی عبور کنیم. عبور از شرایط جنگی هم معیارهایی دارد. اگر از وضعیت جنگی عبور کنیم بازار ایران آرام خواهد شد، نرخ ارز آسانسوری بالا نمی رود و قیمت ها مهار می شود. برای پر کردن این شکاف طبیعتاً بخش های مختلف جامعه وظایفی را برعهده دارند. نیروهای سیاسی و اجتماعی در این مسیر باید چه کنند و رفتارهایشان باید به چه شکل باشد؟ و مهم تر اینکه سیستم سیاسی باید در چه مسیری گام بردارد؟ اول اینکه شایسته است حاکمیت و دولت، دستگاه دیپلماسی را برای جلوگیری از وقوع جنگ مجدد تقویت کنند. یعنی به عنوان مثال علی اکبر صالحی مسئول ویژه کار با کشورهای عربی بشود. دکتر ظریف به نیویورک برود و خوشرو رابطه با چین را تقویت کند. دوم این که در امور اداری انتصاب افراد کارآمد ادامه پیدا کند مثل به کارگیری عبدالناصر همتی در بانک مرکزی یا شورای اطلاع رسانی دولت که ماشاالله شمس الواعظین را در این شورا منصوب کردند. این نوع کار ها مفید است. سوم اینکه یک اصل را یادمان نرود. عبور از این وضعیت جنگی کشور تنها کار مردم یا حاکمیت و یا دولت نیست کار هر سه آنهاست؛ به عبارتی عبور از این وضعیت با اتحاد ممکن است. چهارم اینکه به مدیریت بحران در این روزهایی که قرار داریم هم خوب است توجه کنیم. به نظر من در این 9 روز (آینده را نمی دانم) هم دولت و هم حاکمیت خوب عمل کردند. حاکمیت با نیروی انتظامی به ارعاب مردم نپرداختند. پزشکیان و رهبری با معترضین همراهی و همدلی کردند. لذا این کارهای خوب را باید ادامه داد. پنجم اینکه نیروی جامعه مدنی به رغم این همه نارضایتی و بی محلی ها ازسوی حکومت عمل کردند. شما دیدید اصلاً توجهی به بیانیه گذاری ها که هفده امضا داشت نکردند. این مواضع پخته نیروهای جامعه مدنی تا عبور از پیچ جنگی شایسته است ادامه پیدا کند. |