| آرش ملکی در یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت: در ساعات پایانی دومین روز از سال جاری میلادی و دقیقاً پس از اعلام آمادگی نیکلاس مادورو برای مذاکره با ترامپ درباره ترانزیت فرامرزی مواد مخدر، نیروهای نظامی ایالات متحده ذیل یک عملیات نظامی گسترده از هوا و زمین به خاک ونزوئلا وارده شده، و رییس جمهور ونزوئلا را دستگیر و از این کشور خارج می کنند؛ اقدامی که پس از مجادلات لفظی میان مقامات دو دولت و حملات پراکنده به قایق های حامل مواد مخدر چندان دور از انتظار نبود، لیکن سرعت عملیات و نتایج حاصله از نگاه بعضی تحلیلگران با میزانی از غافلگیری همراه بوده است. در زمان نگارش این مختصر، عملیات نظامی همچنان جریان داشته و دامنه نامحدودی از تحولات ژئوپلیتیک در چشم انداز تحلیلگران قرار دارد. از این رو برای ارزیابی دقیق اوضاع و احوال باید تا اعلام اختتام عملیات و ثبات نسبی صبر کنیم. با این اوصاف، پیرامون کلیات این رویداد تاریخی چندان تردیدی وجود نداشته، و از آنجا که فی نفسه به حاکمیت دو دولت مرتبط است می توان آن را روی ترازوی حقوق بین الملل قرار داد. از منظر حقوق بین الملل موضوعه، این عملیات مصداقی از تجاوز نظامی (Aggression) تعریف شده در قطعنامه 3314 مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. وفق این قطعنامه، تجاوز نظامی عبارت است از توسل یک دولت به نیروی نظامی علیه حاکمیت، قلمرو سرزمینی و استقلال و تمامیت سیاسی دولتی دیگر، به هر ترتیب که با منظور ملل متحد هماهنگ نباشد. منشور ملل متحد نیز در مقام یک اصل کلی هر نوع توسل به زور نظامی را در روابط میان دولت ها ممنوع ساخته (بند 4 از ماده 2)، و جز اقدامات دفاعی جمعی (ماده 42) که ابتکار آن در انحصار شورای امنیت بوده، و دفاع مشروع (ماده 51) که آن هم الزامات ویژه ای دارد هیچ تجاوز نظامی را نمی توان از زاویه حقوق بین الملل مشروع قلمداد نمود. شایان ذکر است که یک رویداد خاص را نمی توان اماره ای از تغییر الگوی هنجاری قواعد حقوقی بین المللی دانست؛ لیکن به نظر می رسد اگر حقوق بین الملل از مدار واکنش و ارزیابی این عملیات دور بماند به مثابه آجری است که بر دیوار استحاله هنجارهای کلاسیکِ توسل به زور نهاده شده است. واقعیتی دیگر آن است که ترامپ با صدور فرمان این عملیات نظامی اثبات می کند در سیاست خارجی به یک پراگماتیستِ تمام عیار بدل شده است. پراگماتیسم یک مشرب فکری است که به جای پیروی از الزامات نظری با هدف تحقق نتایج ملموس و منطبق با الزامات جهان واقع، به ارائه راهکارها و ارزیابی آنها می پردازد. الگویی که در مورد ونزوئلا با قواعد جاری توسل به زور ابداً منطبق نبود؛ زیرا در نبود حمله مسلحانه به ایالات متحده از سوی ونزوئلا (دفاع مشروع) و قرابت سیاسی ونزوئلا با روسیه و چین که وتوی هر تصمیمی در شورای امنیت را محتمل می ساخت (دفاع جمعی) رییس جمهور ایالات متحده با نادیده گرفتنِ الگوی حقوق بین الملل موضوعه بر مدار تحقق نتایج عینی به اخذ تصمیم مبادرت ورزید. پرسشی که ایران باید متعاقب این رویداد و در شرایط کج دار و مریز فعلی با آمریکا از خود بپرسد میزان هماهنگی تصمیمات و سیاست ها با این رویکرد پراگماتیستی است. به بیان دیگر، آیا وقت آن نرسیده که با فشردن دکمه بازنشانی (Reset Button) بر اساس منافع ملی از یک چالش تاریخی با ایالات متحده عبور کنیم؟ |