وحید محمود قره باغ؛ آخرین شاه ماد یعنی آستیاگ قصد انتقام متفاوت و خونینی از وزیرش داشت؛ انتقامی که تا آن زمان تکرار نشده بود و شاید در آینده نیز مشابهی نداشته باشد. واقعه ای که احتمالا حتی قلم تاریخ هم در زمان ثبت آن لغزان بود و برای تکرار آن نیز معذور است. در نهایت اتفاقی که نباید افتاد و هارپاگ که شدیدا منقلب شده بود بدون اینکه حرفی بزند و یا عکس العملی نشان دهد سکوت کرد، او تصور نمی کرد که پادشاه چنین انتقامی از او بگیرد؛ این مهمانی سرآغازی برای سقوط امپراتوری ماد بود. در حقیقت ماجرا به زمانی برمی گشت که آستیاگ و یا همان ایشتوویگو، بنا به دلایلی قصد از بین بردن نوه دختری خود کرد و این کار را به هارپاگ، وزیر و سردار خود سپرد. ولی از آنجایی که هارپاگ شخص باهوشی بود به خوبی می دانست که اگر چنین اتفاقی بیافتد ماندانا یعنی مادر کودک از او انتقام خواهد گرفت و از جانبی اگر دستور پادشاه را نیز اطاعت نکند به عقوبتی دیگر گرفتار خواهد شد. در نهایت صلاح را در آن دانست که این مهم را به شخصی چوپان محول کند تا به گونه ای خود را از این مهلکه نجات دهد. ناگفته نماند طبق برخی اسناد تاریخی، این کودک در ادامه یکی از شخصیت های تاثیرگذار تاریخ شد. از سویی چوپان نیز که دل به کودک سپرده بود از کشتن گذشت و او را چون فرزندش پرورش داد. افسوس که واقعیت از پس پرده کنار رفت و پس از مدتی که آستیاگ از این مهم مطلع شد بدون اینکه هارپاگ را شکنجه کند، آن مهمانی ویژه را ترتیب داد. در واقع به دلیل سرپیچی هارپاگ از دستورش، انتقامی تاریخی از او می گرفت. سال ها می گذشت و هارپاگ همچنان آن واقعه خونین را بر دل داشت تا اینکه روزی آستیاگ، هارپاگ را با سپاهی به سوی مخالفینش فرستاد و در واقع بدون اینکه جنگی رخ دهد، هارپاگ به سپاه مخالف پیوست و در نهایت با نیروی بزرگی که شکل گرفته بود آستیاگ اسیر و در نهایت منجر به نابودی امپراتوری ماد شد. |