فرارو ویل والدفورف، استاد دانشگاه ویک فارست و پژوهشگر ارش د اندیشکده اولویت های دفاعی به نقل از نشریه فارن پالیسی، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا و حلقه نزدیک مشاورانش این روزها از اسراییل به شدت دلخورند. آیا می توان آنان را سرزنش کرد؟ اسراییل با بمباران دمشق، ابتکار پر سر و صدای ترامپ برای ایجاد سوریه ای باثبات و یکپارچه و کاهش حضور نظامی آمریکا در آن کشور را بی اثر کرد. در ماه ژوئن نیز، حمله اسراییل به تأسیسات ایران روند مذاکرات هسته ای جدید ترامپ با تهران را نابود ساخت و در نهایت واشنگتن را به درون جنگی کشاند که انتخاب اسراییل بود نه آمریکا. جنگ با حماس در غزه نیز سد راه توسعه توافق نامه های ابراهیم شد؛ یکی از پروژه های کلیدی ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری اش. اکنون هم اسراییل فشار خود را برای آغاز دوباره جنگ علیه ایران و یمن افزایش داده است؛ جنگ هایی که ترامپ به تازگی پایانشان را میانجیگری کرده بود. به همه این موارد باید حملات ماه ژوییه نیروها و شهرک نشینان اسراییلی به دو کلیسا در غزه و کرانه باختری را اضافه کرد؛ حملاتی که به کشته شدن مسیحیانی انجامید که ظاهراً هیچ نقشی در جنگ علیه حماس نداشتند. جای تعجب نیست که ترامپ در ماه گذشته دوبار تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل درگیر شد و بر سر او فریاد کشید. اما در عین حال، این واقعیت نیز چندان غیرمنتظره نیست که اسراییل برخلاف منافع مستقیم ترامپ حرکت می کند؛ چیزی که بسیاری از کارشناسان از مدت ها پیش پیش بینی کرده بودند. چرا؟ پاسخ تنها در عطش انتقام اسراییل پس از حملات 7 اکتبر 2023 خلاصه نمی شود، بلکه به ساختار روابط واشنگتن و تل آویو بازمی گردد؛ رابطه ای که اسراییل را تا حد زیادی از پرداخت هزینه اقداماتش مصون کرده و در نتیجه زمینه ساز رفتارهایی شده است که اغلب با اولویت های آمریکا در تضاد قرار دارد. به طور خلاصه، سیاست ایالات متحده حداقل تا حدی مقصر است که اسراییل اهداف بلندپروازانه ترامپ در خاورمیانه را تضعیف می کند. اکنون زمان آن رسیده است که واشنگتن رابطه خود با اسراییل را تغییر دهد. الگوی جدید رابطه با اسراییل دانشمندان علوم سیاسی برای چنین وضعیتی اصطلاح دقیقی دارند: خطر اخلاقی (Moral Hazard). این مفهوم زمانی رخ می دهد که یک قدرت بزرگ تعهد امنیتی قاطعانه ای به متحدی ضعیف تر و تجدیدنظرطلب بدهد؛ کشوری که مشتاق است مشکلات امنیتی خود را به هر قیمتی حل کند یا نظم موجود را تغییر دهد. در چنین شرایطی، اطمینان از حمایت قدرت بزرگ، متحد کوچک تر را به سوی ماجراجویی و ریسک پذیری بیشتر سوق می دهد و در عین حال حساسیتش را نسبت به خواسته های حامی کاهش می دهد. پیامد این چرخه روشن است: نهایتاً قدرت بزرگ باید بهای رفتار پرخطر شریک ضعیف تر را بپردازد. خطر اخلاقی در روابط بین الملل پدیده ای شناخته شده است؛ مشکلی که تقریباً همه رؤسای جمهور آمریکا پس از پایان جنگ سرد در تعامل با اسراییل تجربه کرده اند. هرچند اسراییل همچنان ستون اصلی معماری امنیتی واشنگتن در خاورمیانه به شمار می آید، اما این رابطه نیازمند بازنگری است تا آثار زیان بار خطر اخلاقی مهار شود. زمان آن رسیده که واشنگتن رابطه دیرینه خود با این کشور را از قالب سنتی مشتری حامی به سطحی برابرتر یعنی شراکت راهبردی ارتقا دهد. در چنین چارچوبی، آمریکا همچنان می تواند حمایت خود را مشروط تر و کم قطعیت تر خواهد کرد؛ به این معنا که تعهد واشنگتن دیگر به طور خودکار شامل تمام اقدامات و ماجراجویی های اسراییل نخواهد شد، بلکه تنها در حوزه هایی اعمال می شود که با منافع راهبردی آمریکا هم پوشانی دارد. بازنگری در تعهد آهنین چنین تغییری اسراییل را وادار خواهد کرد مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده گیرد و سهم بزرگ تری از هزینه های آن را متقبل شود. هرچه بار امنیتی اسراییل سنگین تر شود، ناگزیر خواهد بود اولویت های خود را دقیق تر تنظیم کرده و همچون سایر شراکت های راهبردی موفق در تاریخ با واشنگتن وارد چانه زنی های واقعی تری شود. نتیجه چنین فرایندی، افزایش اهرم فشار ایالات متحده بر تل آویو و کاهش ریسک خطر اخلاقی خواهد بود. تعهد کنونی آمریکا به اسراییل که معمولاً آهنین توصیف می شود، حتی فراتر از تعهدات ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است. در ناتو، هر کشور عضو آزاد است تصمیم بگیرد در صورت حمله به یکی دیگر از اعضا چه واکنشی نشان دهد از جمله اینکه آیا مداخله ای صورت گیرد یا خیر. اما در مورد اسراییل، این قید و شرط ها عملاً وجود ندارد؛ نتیجه دهه هایی که اسراییل کشوری ضعیف در محیطی خصمانه بود و نیازمند حمایت بی قیدوشرط واشنگتن. چنین حمایتی در قالب رابطه حامی مشتری برای تثبیت بقای اسراییل ضروری بود. امروز اما این سطح از تضمین دیگر منطقی به نظر نمی رسد. برای ارتقای روابط به سطح شراکت راهبردی ، ایالات متحده باید تعهد امنیتی خود را بازنگری و مشروط تر کند. بر اساس پیشنهادهای مطرح شده در گزارش اخیر بنیاد هریتیج، ایالات متحده باید در نحوه حمایت نظامی خود از اسراییل بازنگری کند. گام بعدی، محدود کردن تدریجی انتقال تجهیزات به حوزه سخت افزارهای دفاعی خواهد بود. بدین ترتیب، خطر اخلاقی که در سال های اخیر موجب رفتارهای پرهزینه و ناسازگار اسراییل شده، مهار خواهد شد. اسراییل با اتکای کمتر به چک سفید امنیتی آمریکا ناگزیر به محاسبه هزینه ها و انتخاب مسیرهای همکاری جویانه تر می شود. این تغییر می تواند بستر لازم را برای خویشتن داری بیشتر در سوریه، انعطاف در مذاکرات پایان جنگ غزه و هماهنگی با اولویت های ترامپ را فراهم کند. |