صفحه اصلی     اقتصادی     اجتماعی     سیاسی     ورزشی     بین الملل     RSS     تماس با ما  
شنبه، 8 شهریور 1404 - 16:18   
 آخرین خبرها
  فیلمی جنجالی از یواشکی رفتن ساپینتو به رختکن استقلال!
  این توپ می‌تواند از ماه عکس بگیرد
  سیدنی سویینی در حال سقوط؟ از اتهام به نژادپرستی تا شکست فیلم‌ها
  فروش اقساطی کرمان‌موتور؛ پیکاپ پرطرفدار عرضه شد
  کارنامه ملاک انتخاب رشته کنکوری‌ها اعلام شد
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 35581صفحه نخست » آخرین اخبار    شنبه، 8 شهریور 1404 - 10:10

روزها و شب‌های همسر احمدشاه در قفس طلایی؛ شاه گفت: «ما پسر می‌خواهیم»


بدراالملوک روزها و شب‌هایش در قفس طلایی می‌گذشت. نه مسافرت‌های متعدد داشت و نه مانند فرح می‌توانست سرگرم کارهای اجتماعی بشود و همان‌طور که گفتیم تنها سرگرمی ملکه همان مشق ویولون بود و گهگاه با اهل اندرون به زیارت رفتن.

سحرگاه سه شنبه، اول خرداد 1358، در اتاق شماره 231 بیمارستان الوند، زنی چشم از جهان فروبست که روزگاری عنوان بانوی اول ایران را بر دوش داشت. پیکر او صبح چهارشنبه، همراه تنها دخترش و جمعی اندک از خواهران و برادرانش، بی هیاهو و با کمال سادگی به بهشت زهرا برده شد و در خاک آرمید. این زن، بدرالملوک والا، دختر شاهزاده ظهیرالسلطان، نواده عباس میرزا و نخستین همسر سلطان احمدشاه قاجار، واپسین پادشاه سلسله قاجار بود.

به گزارش خبرآنلاین، علی بهزادی مدیر وقت مجله سپیدوسیاه که نسبتی خانوادگی با بدرالملوک داشت، همان روزها از فخرالملوک والا، خواهر کوچک بدارالملوک (که گفته می شود خاله همسرش نیز بود)، خواست تا برای مجله یادگارهایی از روزگار گذشته بنویسد؛ یادگارهایی درباره آداب و رسوم و شیوه زندگی دربار قاجار و روایت روزهایی که هیجان تغییر سلطنت در هوای کشور جاری بود؛ ماجراهایی که او از زبان خواهر بزرگ ترش، همسر احمدشاه، شنیده بود. فخرالملوک این دعوت را پذیرفت و حاصل، مجموعه ای از خاطرات بود که در چند شماره سپیدوسیاه به چاپ رسید.

آن چه در ادامه می خوانید، نهمین بخش از این خاطرات است که در شماره 2 شهریور 1358 آن مجله منتشر شده است:

راستی آن بسته چه بود که عروس ما را خوشحال کرد؟

وقتی خواجه سرا از اتاق خارج شد، فاطمه خانم به دستور بدرالملوک [همسر اول احمدشاه قاجار] بسته را باز کرد. در آن یک جعبه بسیار ظریف ویلون قرار داشت. بدرالملوک با این که نواختن ویولون را نمی دانست مشغول نواختن شد و چون پیانو خوب می نواخت و با نُت آشنایی داشت سعی نمود همان آهنگ من خسرو حسنم شه اگر صاحب جاه است را با ویولون بزند.

تمام توجه بدرالملوک برای پیدا کردن نت آن آهنگ بود که ناگهان شاه وارد می شود. شاه که از دور صدای ویلون را شنیده بود در حالی که کف می زد و او را تشویق می کرد وارد شد. فاطمه خانم که در اتاق بود بلافاصله اتاق را ترک نمود. احمدشاه پیشانی همسرش را بوسید.

وقتی بدرالملوک این صحنه را برای من تعریف می کرد، از روی کنجکاوی از بدرالملوک سوال نمودم: چرا شاه پیشانی شما را می بوسید؟ بدرالملوک آهی کشید و گفت: این عادت او بود. البته تا وقتی تازه عروس بودم. چون خود احمدشاه هم خیلی جوان و بسیار خجول بود ولی بعدها که سن او بالا رفت این عادت را ترک نمود.

شاه بعد از بوسیدن پیشانی زنش می گوید: فردا خانمی مسیحی برای مشق ویلون به اندرون خواهد آمد و شما می توانید در هفته سه روز مشق ویولون کنید. با این که من خود اهل موسیقی نیستم ولی حیف می دانم استعداد شما از بین برود.

سوال دیگر نگارنده از خانم بدرالملوک این بود که آیا شاه همیشه شما خطاب می کرد؟ آیان این خیلی رسمی نبود؟ بدرالملوک در جواب گفت: احمدشاه نه تنها من بلکه با خدمتکاران هم که صحبت می نمود آن ها را شما خطاب می نمود و این از تربیت و ادب زیاد او بود.

سوال کردم: آیا شاه دهان فحاشی داشت؟ در جوابم گفت: هرگز. تنها ناسزای شاه پدرسوخته بود که وقتی در نهایت غضب بود می گفت. یکی از خصایص مرحوم احمدشاه صبر و حوصله او بود و تا جایی که می توانست غضب خود را پنهان می نمود یکی دیگر از ویژگی های احمدشاه ابراز محبتش با زنان بود و با این که خود خیلی جوان بود ولی با ادای جملات شیرین محبت آمیز آدمی را بر روی ابرها می برد مثلا یک بار وقتی در حال ویولون زدن بودم احمدشاه با چشمانی که نور محبت از آن نمایان بود گفت ببول [بدرالملوک را ببول صدا می زد] ای کاش من هم مانند جدم شاه شهید از هنر نقاشی برخوردار بودم و تو را در این حالت با این گیسوان که مثل آبشار طلا روی شانه هایت ریخته نقاشی می کردم.

یقین دارم این بهترین سوژه نقاشی می شد که می بایست در موزه های اروپا جا گیرد. این خوش آمدگویی را چگونه می توانستم فراموش کنم. اگر بگویم گهگاه صدای او را در عالم خیال می شنوم و این مناظر مانند پرده سینما از جلوی چشمانم رژه می روند سخنی به گزاف نگفته ام. این خاطرات را در سینه دارم تا روزی که در گور بخوابم.

و چنین هم شد. عجیب است با این که احمدشاه غیر از عروس ما دو بار دیگر ازدواج نمود ولی بدرالملوک نتوانست او را فراموش کند چنان که حتی نتوانست با مرد دیگری ازدواج نماید (غیر از یک روز که در آینده به آن خواهیم رسید).

اندرونی کاخ احمدشاه

در شماره های گذشته از دایه مرحوم احمدشاه گفتم که زنی بسیار زیبا و درشت اندام و یک کدبانوی به تمام معنی بود. در اندرون هرکه هر کاری می خواست بکند باید از او اجازه می گرفت. زن های زیادی بودند که به صورت خدمتکار در اندرون کار می کردند و بعضی از آن ها با شوهر و فرزندان خود مشغول خدمت بودند ولی همگی تحت نظر و اجازه دایه خانم بودند. متاسفانه نام دایه را فراموش کردم و از دختر بزرگ احمدشاه یعنی خانم ایراندخت قاجار هم سوال نمودم ایشان به علت این که از شش سالگی برای تحصیل به پاریس رفته بودند نام دایه را نمی دانستند به این جهت او را دایه خانم خطاب می کنم.

در میان خدمتکاران اندرون دو زن بودند یکی به نام امینه خانم و دیگری بلقیس خانم. این دو خانم خدمتکار در تقدس و تقوی معروف بودند. با این که با هم نسبتی نداشتند ولی با یکدیگر صیغه خواهری خوانده بودند و از دو خواهر که از یک بطن به وجود آمده باشند با هم مهربان تر و نزدیک تر بودند.

یکی از خصوصیت های این دو خانم وسواس آن ها بود. آن چنان وسواس این دو زن در اندرون معروف بود که رفته رفته تاثیر این وسواس همگانی شد. با این که خواجه سرایان محرم اهل حرم بودند ولی این دو زن از خواجه ها هم رو می گرفتند و همگی به شوخی می گفتند که وسواس این دو خواهر به شاه هم سرایت نمود در حالی که این طور نبود وسواس احمدشاه در اواخر سلطنت روی سیاست بود که مبادا نامه ای را مجبور به امضا شود.

در پاورقی روزنامه اطلاعات چند سال گذشته که به نام توفان در ایران به قلم نویسنده محترم احمد احرار چاپ می شد وضع سیاست احمدشاه تا حدی نوشته شده و با این که در زمان خفقان و سانسور بود ولی نویسنده توانسته بود روحیه وطن پرستی احمدشاه و رنجی که از اوضاع کشور و نفوذ روس و انگلیس و فشار آن ها می برد به رشته تحریر درآورد و خواننده علاوه بر این که به اوضاع آن زمان آشنا می شد از وضع احمدشاه هم دچار تاثر و تالم می گردد.

سیاست انگلیس و روس پادشاه جوان را بیش از انتظار مظنون و بدگمان ساخته بود که حتی گاهی به نزدیک ترین کسان خود بدگمان می شد که مبادا جاسوسی او را بکنند و یا جیره خوار دو دولت مقتدر و طماع غرب باشند. حتی نسبت به برادرش ولیعهد هم مظنون بود البته نه این که تصور کند او جاسوس یا جیره خوار است ولی چون محمدحسن میرزا بیشتر به مجالس بزم و شعر و موسیقی علاقه نشان می داد و بیشتر اوقات فراموش می کرد که ولیعهد است این ظن در احمدشاه قوت می گرفت که اطراف برادرش را یک مشت جیره خوار گرفته اند و غیرمستقیم او را می خواهند بدنام کنند و نظر ملت را نسبت به او برگردانند این بود که خود جاسوسانی گمارده بود که محمدحسن میرزا را سخت تحت نظر بگیرند که خلافی از ولیعهد ایران سر نزند.

باز حاشیه رفتیم مطلب ما آن جا بود که راجع به دو خواهرخوانده گفتیم و از وسواس آن ها. یک روز امینه خانم و بلقیس خانم که هنوز شلیته و شلوار و چارقد مد عهد شاه شهید [ناصرالدین شاه] را می پوشیدند، لحاف بزرگی را که گوشه اش مرطوب شده بود و گویا آن ها خیال کرده بودند گربه روی آن کاری انجام داده می آورند که در حوض بزرگ اندرون تطهیر کنند.

وقتی لحاف را در حوض می اندازند به علت وجود پنبه و بزرگی لحاف و مرطوب شدن بسیار سنگین می شود و دو خواهر یکی از سمت شمالی حوض و دیگری از سمت جنوبی حوض لحاف را آب می کشند وقتی کار تطهیر به پایان می رسد و در آن هوای سرد اواخر پاییز می خواهند لحاف را بیرون بکشند به علت سنگین شدن لحاف هر دو خواهر در حوض سرنگون می شوند و شلیته شان مانند چتر چتربازان روی حوض قرار می گیرد و چون به فن شنا هم آشنایی نداشتند در حالی که هر دو این سر و آن سر لحاف را به دست داشتند شروع به دست و پا زدن و جیغ زدن می نمایند یکی از خواجه سرایان با سرعت خود را به دایه خانم می رساند و یک یک زنان حرم دور حوض جمع می شوند و همگی با هم جیغ می کشند.

صدای هیاهو به اتاق کار احمدشاه می رسد، شاه خود را به حیاط اندرون می رساند و از روی ایوان مشغول تماشا می شود. شاید مدت ده دقیقه این دو خواهر بیچاره زیر آب یخ زده می رفتند و درمی آمدند ولی لحاف را همچنان محکم گرفته بودند.

منظره جالبی به وجود آمده بود تا این که خواجه چراغ دار باشی که کارش این بود هر غروب با چوب بلندی چراغ ها و شمع های اندرون را روشن نماید، با چوب بلندی به کمک این دو خواهرخوانده بدبخت می آید و سر چوب را به دست یکی از خواهرها می دهد و با کمک چوب بلند آن ها را از حوض بزرگ حیاط بیرون می کشد.

احمدشاه بی اختیار از این منظره خنده اش می گیرد و تا مدت ها این پیش آمد مورد گفت وگو و تفریح اهل حرم بود و چیزی نمانده بود که این دو خواهر فدای وسواس خود شوند.

دایه خانم که از این موضوع بسیار عصبانی شده بود تصمیم می گیرد آن ها را ادب کند و تذکر می دهد اگر دست از این وسواس برندارند زندگی آن ها را به طور عمد نجس خواهد کرد.

این دو خواهرخوانده ساده دل عقیده داشتند ترشح نجس است اگرچه ترشح با گلاب باشد و عقیده داشتند ترشح فشار قبر را زیاد می کند.

به هر صورت این پیش آمد تا مدت ها مورد تفریح اهل اندرون شده بود.

مادام آقایوف و مشق ویولون

قرار بود به دستور شاه خانمی ارمنی برای درس موسیقی به اندرون بیاید و این قرعه به نام مادام آقایوف اصافت می کند. مادام آقایوف توسط خواجه سرایی به خانم بدرالملوک و یا به قول شاه ببول معرفی می شود. قرار بر این می گذارند هفته ای سه روز به عروش مشق ویولن بدهد.

اتاق مشق موسیقی را در زاویه ای از قصر قرار می دهند که صدای آن به بیرون منتقل نشود و به زودی عروس جوان ما در فن ویولن زدن پیشرفت می کند. این که راجع به مشق ویولن با خوانندگان عزیز صحبت می کنم به این علت است که چه بسیار روزها پیش می آمد که بدرالملوک غم های درون سینه اش را با ویولون عزیزش در میان می گذاشت.

به این ترتیب بدراالملوک روزها و شب هایش در قفس طلایی می گذشت. نه مسافرت های متعدد داشت و نه مانند فرح می توانست سرگرم کارهای اجتماعی بشود و همان طور که گفتیم تنها سرگرمی ملکه همان مشق ویولون بود و گهگاه با اهل اندرون به زیارت رفتن. اکنون دیگر دلهره و اضطراب پیردختری از دل بدرالملوک بیرون رفته بود ولی رفته رفته جایش را دلهره دیگری می گرفت.

شاه گفت: ما پسر می خواهیم

یک شب شاه به او گفته بود: ما پسر می خواهیم بعد از این حرف شاه، دایه خانم هم زمزمه را شروع کرد. همان طور که گفتیم اهل اندرون از دایه خانم بیشتر حساب می بردند تا از مادر شاه. حتی ملکه جهان مادر احمدشاه هم از دایه پسرش حساب می برد.

این دایه خانم با کوره سوادی که داشت در دفتری ورود و خروج اهل حرم را خط می کشید و داخل اندرون را آن چنان با انضباط نموده بود که تصور نمی کنم سربازخانه های آن زمان از این چنین انضباطی برخوردار بودند. رفت و آمد افراد به وسیله دربان هم گزارش می شد.

با این که اندرون احمدشاه نسبت به سایر شاهان قاجار ساده تر بود ولی باز از بعضی جهات بی شباهت به اندرون ناصرالدین شاه نبود و مانند آن و البته در سطحی کوچک تر توطئه و جاسوسی رواج داشت. اصولا در هر دستگاه بزرگ قدیمی که نفرات و خدمتکاران و احیانا پسرها و دخترها و عروس ها معمولا با هم زندگی می کردند محیط خالی از حرف و کدورت و در عین حال جاسوسی نمی توانسته باشد. چه رسد به اندرون و وای از روزی که یک نفر مورد تنفر شاه یا احیانا گیس سفید اندرون واقع می شد دیگر زندگی آن بدبخت در دربار تاسف انگیز بود.

تنها کسی که هر زمان و هر ساعت در روز می توانست بدون اجازه قبلی یا دعوت رسمی وارد اندرون احمدشاه شود خانم سلطان (سروان) عباس خان بود که همسر پسرخاله بدرالملوک بود و چون همان طور که در شماره های گذشته گفتم این خانم خیلی آلامُد بود و زودتر از اغلب خانم های هم سن وسالش به مدهای پاریسی رو آورد به طور مثال هرگز روبنده نمی زد و از پیچه استفاده نموده و جلوی چادر کرپ دوشین خود را به مادام شیک ارمنی سفارش می داد تا بُرودری دوزی کند و لباس های رنگارنگش از زیر چادر برودری دوزی اش نمایان می شد و شاید اولین خانمی بود که موهایش را به طریق پاریسی ها آلاگارسون کرد در حالی که در آن زمان موی کوتاه برای یک زن چیز غیرقابل بخششی بود.

این خانم درواقع دام دُنور بدارالملوک بود اگر عروس جوان درددلی داشت با او در میان می گذاشت چون هر دو هم سن وسال بودند و شوهر این خانم یعنی پسرخاله بدرالملوک هم افسری فرنگ دیده بود که در آن زمان حکم کیمیا را داشت و جوانان تحصیل کرده فرنگ جای والایی در دستگاه دولت داشتند چون فرنگ رفتن آن زمان به آسانی امروز نبود پس بدرالملوک برای اولین کسی که تعریف نمود (شاه از او پسر خواسته) همین خانم سلطان عباس خان بود که نسبت به سن و سالش بسیار فهمیده و باسواد و خوش صحبت بود.

یک سال و نیم از عروسی شاه گذشته بود که عروس احساس نمود حامله است. این خبر سلطان احمدشاه را بسیار خشنود کرد و عروس جوان با آرزوی داشتن پسر روزها را و شب ها را می گذراند.

آن زمان مثل امروز معمول نبود یک خانم حامله از ماه سوم حاملگی اش تحت نظر دکتر باشد چون رفتن نزد دکتر مرد مد روز نبود، قابله ها هم فقط در موقع وضع حمل حضور پیدا می کردند.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
عنوان:
نظر
  قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
این توپ می‌تواند از ماه عکس بگیرد
  این توپ می‌تواند از ماه عکس بگیرد
روبوبال در واقع یک روبات توپ گرد است که می‌تواند از دهانه‌های شیب‌دار ماه نقشه‌برداری کند و به جاهایی برود که مریخ‌نوردها نمی‌توانند.
سیدنی سویینی در حال سقوط؟ از اتهام به نژادپرستی تا شکست فیلم‌ها
  سیدنی سویینی در حال سقوط؟ از اتهام به نژادپرستی تا شکست فیلم‌ها
جنجال رسانه‌ای سیدنی سویینی پس از کمپین «سیدنی شلوار جین عالی دارد»، 23 ژوییه ساخته شده است. برخی کاربران تیک‌تاک به اظهارات او در این تبلیغ واکنش منفی نشان دادند و ادعا کردند که این حرف‌ها به سمت نظریه‌های نژادپرستانه سوق می‌دهد،
کارنامه ملاک انتخاب رشته کنکوری‌ها اعلام شد
  کارنامه ملاک انتخاب رشته کنکوری‌ها اعلام شد
«در حساب کاربری متقاضیانی که هم در آزمون سراسری نوبت اول و هم در نوبت دوم سال 1404 شرکت کرده‌اند کارنامه علمی اولیه به صورت مجزا نمایش داده می‌شود.
مرکز آمار تایید کرد؛ کاهش فشار از روی دوش مستاجران
  مرکز آمار تایید کرد؛ کاهش فشار از روی دوش مستاجران
تورم سالانه اجاره مسکن در مردادماه امسال به 37.7 درصد رسید که کمترین میزان در 23 ماه اخیر بوده است
شرایط جدید پرداخت کالابرگ اعلام شد
  شرایط جدید پرداخت کالابرگ اعلام شد
دولت قصد دارد تا پرداخت کالابرگ الکترونیک به شکل ماهانه یا سه ماهانه صورت گیرد
آیین‌نامه جدید واردات خودرو؛ ورود این مدل‌ها ممنوع شد
  آیین‌نامه جدید واردات خودرو؛ ورود این مدل‌ها ممنوع شد
براساس آیین‌نامه جدید، واردات خودروهای بالاتر از پنج سال ساخت ممنوع است
برنامه‌های پزشکیان در سفر به چین از زبان سفیر ایران
  برنامه‌های پزشکیان در سفر به چین از زبان سفیر ایران
عبدالرضا رحمانی فضلی از سفر چهار روزه مسعود پزشکیان به چین خبر داد و گفت: «حضور رییس‌جمهور کشورمان به نوعی این تاثیرگذاری را در جلسه نهایی که هر سال در انتهای دوره تشکیل می‌شود دارد زیرا محورهای مهم تصمیم‌گیری آن جا مصوب می‌شود و می‌تواند موثر و مهم باشد.
هشدار شیوع گسترده یک بیماری کشنده در 31 کشور
  هشدار شیوع گسترده یک بیماری کشنده در 31 کشور
سودان با بیش از 100 هزار مورد ابتلا و نزدیک به 2500 مورد مرگ از ماه اوت سال گذشته میلادی تاکنون، جزو کشورهایی بوده است که بیشترین مرگ‌ومیر را داشته است.
کشف کروکودیل 70 میلیون ساله‌ای که دایناسور می‌خورد!
  کشف کروکودیل 70 میلیون ساله‌ای که دایناسور می‌خورد!
در پاتاگونیا فسیلی کشف شد که راز یک کروکودیل گوشت‌خوار غول‌پیکر 70 میلیون ساله را فاش می‌کند.
یک کاروان نظامی اسراییلی از جولان وارد خاک سوریه شد
  یک کاروان نظامی اسراییلی از جولان وارد خاک سوریه شد
گروه موسوم به «دیده‌بان حقوق بشر» سوریه که مرکز آن در لندن قرار دارد، اعلام کرد که جنگنده‌های رژیم صهیونیستی در دو نوبت منطقه الکسوه در ریف دمشق در نزدیکی جاده السویداء را بمباران کردند.
رتبه‌های برتر کنکور سراسری 1404 معرفی شدند
  رتبه‌های برتر کنکور سراسری 1404 معرفی شدند
سازمان سنجش آموزش کشور رتبه های برتر کنکور سراسری 1404 را معرفی کرد.
شوک دوباره به خریداران؛ کرمان‌موتور گران کرد
  شوک دوباره به خریداران؛ کرمان‌موتور گران کرد
قیمت کی‌ام‌سی A5 با افزایش 292 میلیون تومانی، بیشترین رشد قیمت را در میان محصولات کرمان‌موتور داشته است
  پربیننده ترین اخبار       
  غافلگیری بزرگ؛ تیم جدید مهدی طارمی مشخص شد
  پیش‌بینی رییس اتحادیه طلا درباره قیمت‌ها در هفته جدید با توجه به تنش‌های سیاسی
  شب سخت اسراییل بعد از هفت اکتبر/ پروتکل هانیبال فعال شد
  لطف مجانی ایران به افغانستان؛ بفرمایید «طارمی»
  پایگاه خبری پزشکیان: خبرهای خوبی در راه است
  پیش‌بینی جنجالی بابک زنجانی از نرخ ارز
  شوک دوباره به خریداران؛ کرمان‌موتور گران کرد
  واکنش عباس عبدی به مکانیسم ماشه: حالا دنبال پیدا کردن مسوول هستید؟/این یعنی نمی‌خواهیم از این وضعیت عبور کنیم
  تصویر؛ واکنش برادر پیروانی به شایعات جنجالی در مورد افشین!
  واقعیت پشت عکس بشار اسد با ریش سفید فاش شد
  پخش زنده والیبال جوانان ایران و آمریکا امروز شنبه/ ساعت بازی
  چه کسانی باید آمپول لاغری تزریق کنند؟‌
  واکنش نماینده ولی فقیه در نیروی قدس به اتهام جاسوسی شمخانی
  عکس؛ نگرانی‌ها از سلامت بیل کلینتون پس از مشاهده او با دفیبریلاتور
  سقف شکنی قیمت دلار و یورو امروز شنبه 8 شهریور 1404 /جدول
  واکنش عباس عراقچی به عدم صدور ویزای آمریکا برای تیم ملی
  آیا همکاری نظامی ایران و چین به نقطه عطف رسیده است؟
  پدرشان را درآورید.../درباره‌ی فیلم منتشر شده از نماینده‌ ارومیه خطاب به وزیر ارتباطات
  شاسی بلند جدید سایپا معرفی شد
  قیمت محصولات ایران‌خودرو امروز شنبه 8 شهریور 1404/ جانشین پژو پارس گران شد
© شبکه خبری سرنویس 1404

All rights reserved