صفحه اصلی     اقتصادی     اجتماعی     سیاسی     ورزشی     بین الملل     RSS     تماس با ما  
یکشنبه، 21 تیر 1405 - 14:53   
 آخرین خبرها
  قیمت گوشت گوساله و گوسفندی اعلام شد| چرخ کرده مخلوط کیلویی چند؟
  پاسخ تامین اجتماعی درباره حذف مزایای حقوق بازنشستگان | معوقات حقوق کی پرداخت می شود؟
  پیشنهاد رسمی طلایی‌پوشان برای خرید مهدی نجفی/ سپاهان دست روی شوتزن قهار لیگ گذاشت
  خاموشی صنایع به 2 روز در هفته رسید/ خانه صمت خواستار جایگزینی با تعطیلی شد
  قیمت دلار، یورو و درهم امروز 21 تیر
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 30855صفحه نخست » اخبار مهمجمعه، 24 مرداد 1404 - 11:45

راهکار جالب همسر احمدشاه برای اینکه مجسمه رضاشاه را نبیند


با حالت تعجب از خانم بدرالملوک سوال کردم: «چرا روزنامه روی شیشه چسانیده‌اند؟ آیا برای جلوگیری از آفتاب است؟!» خانم در جواب گفت: «خیر هر صبح که چشم باز می‌کردم مجسمه رضاخان را می‌دیدم و بی‌اختیار بر خود می‌لرزیدم.

سحرگاه سه شنبه، اول خرداد 1358، در اتاق شماره 231 بیمارستان الوند، زنی چشم از جهان فروبست که روزگاری عنوان بانوی اول ایران را بر دوش داشت. پیکر او صبح چهارشنبه، همراه تنها دخترش و جمعی اندک از خواهران و برادرانش، بی هیاهو و با کمال سادگی به بهشت زهرا برده شد و در خاک آرمید.

این زن، بدرالملوک والا، دختر شاهزاده ظهیرالسلطان، نواده عباس میرزا و نخستین همسر سلطان احمدشاه قاجار، واپسین پادشاه سلسله قاجار بود.

علی بهزادی، مدیر وقت مجله سپیدوسیاه که نسبتی خانوادگی با بدرالملوک داشت، همان روزها از فخرالملوک والا، خواهر کوچک بدارالملوک (که گفته می شود خاله همسرش نیز بود)، خواست تا برای مجله یادگارهایی از روزگار گذشته بنویسد؛ یادگارهایی درباره آداب و رسوم و شیوه زندگی دربار قاجار و روایت روزهایی که هیجان تغییر سلطنت در هوای کشور جاری بود؛ ماجراهایی که او از زبان خواهر بزرگ ترش، همسر احمدشاه، شنیده بود.

فخرالملوک این دعوت را پذیرفت و حاصل، مجموعه ای از خاطرات بود که در چند شماره سپیدوسیاه به چاپ رسید. آن چه در ادامه می خوانید، نخستین بخش از این خاطرات است که در شماره یکم تیر 1358 آن مجله منتشر شده است:

چند روز پیش که به بهشت زهرا برای تشییع جنازه رفته بودم وقتی گورکن آخرین بیل خاک را روی قبر ریخت با خود گفتم ای خانم تیره بخت بخواب که همه چیز تمام شد. آخر مگر نه این که تو روزی ملکه و زن سلطان احمدشاه قاجار بودی بالاخره رفتی به آن جایی که همه می روند. خواست خداوند بود که امروز گمنام به خانه ابدی بروی...

تا روزی که احمدشاه به رحمت ایزدی پیوست تو زن شرعی شاه قاجار بودی و بعد از آن هرگز شوهر نکردی و با یک مشت خاطرات تلخ و شیرین به آخرین خانه ات رفتی به جایی که همه می رویم چه شاه و چه گدا! تو که هیچ نداشتی ولی اگر ثروت شاه سابق را هم می داشتی باز نصیبت بیش از این چند متر چلوار و این دو متر زمین خدا نبود!

سال ها بود که می خواستم سرگذشت زندگی خصوصی مرحوم سلطان احمدشاه قاجار را به رشته تحریر درآورم ولی خانم بدرالملوک قاجار همسر اول و به اصطلاح قدیمی ها همسر دختر پسری مرحوم احمدشاه به من اجازه نمی داد و هر وقت صحبت می شد و تقاضایم را تکرار می کردم می گفت: تا زنده هستم اجازه نمی دهم زندگی خصوصی من با احمدشاه به رشته تحریر درآید. بخصوص که زمان سلطنت شاه سابق بود و به سبب خاطرات ناراحت کننده ای که خانم بدرالملوک در دوران زندگی اش از رضاخان داشت و بعد از او حتی در زمان پسرش هم میل نداشت خاطرات سلطان دموکرات و مظلومی چون احمدشاه به رشته تحریر درآید.

تو گویی این خاطرات را مانند گنج گران بهایی در زوایای دل دردمندش و با تار و پود وجودش نگهداری می کرد و بدیهی است آدمی گنج گران بهایش را میل ندارد مقابل دید نامحرمان بگذارد و برای خانم بدرالملوک نامحرم دربار رضاخان و پسرش بود.

نگارنده با نزدیکی بسیاری که با خانم بدارالملوک داشتم در هر ملاقات زمینه صحبت را به گذشته می کشاند و ایشان هم گهگاه خاطرات خود را تعریف می نمود و من در ذهن می سپردم و با خود می گفتم اگر عمری باقی باشد این خاطرات را به رشته تحریر درخواهم آورد.

خوب به خاطر دارم مردادماه سال 1327 بود، منزل خانم بدرالملوک در آن زمان در کنج جنوب شرقی میدان 24 اسفند (میدان انقلاب فعلی) قرار داشت، آن روز شاه سابق از سفر انگلستان بازمی گشت همان سفری که به دعوت ملکه الیزابت به انگلستان رفته بود و بهترین پذیرایی از او شد و قوام السلطنه نخست وزیر وقت بود من به اتفاق یکی دو نفر از نزدیکان خانم بدرالملوک در منزل ایشان بودیم اتفاقا همان موقع اتومبیل شاه سابق به آن جا رسید، برای تماشا به طرف بالکن رفتم وقتی که به اتاق خواب خانم وارد شدم که از آن جا به بالکن بروم اتاق کوچکی دیدم که دو پنجره به سمت میدان داشت.

تخت خوابی کوچک ولی بسیار نظیف در گوشه اتاق بود یک میز کوچک قهوه ای جلب نظر می کرد. روی میز چراغ خواب و یک جلد کلام الله و عکسی از دوران جوانی سلطان احمدشاه با شاپو قرار داشت؛ این همان عکسی بود که در زمانی که احمدشاه به خارج رفته بود و زمزمه سلطنت رضاخان سردارسپه به گوش می رسید به دستور او جراید آن زمان چاپ کرده و غوغایی به راه انداخته نوشته بودند [که] شاه ایران در صف نصارا رفته و کلاه لگنی بر سر گذاشته.

روزنامه های مخالف و روزی نامه های رشوه خوار چه سروصدایی بپا کردند! غافل از این که روزگاری می آید که به دستور رضاخان برای گذاشتن همین کلاه لگنی (شاپو) چه خون ها ریخته می شود و حتی باعث حمله سربازان به حرم مطهر ثامن الائمه می گردد و حتی آقایان روحانیون به ویژه صاحبان محاضر که در ردای روحانیت انجام وظیفه می کردند، می بایست کلاه لگنی بر سر بگذارند؛ همان کلاهی که به خاطر آن احمدشاه را گناهکار جلوه دادند.

به راستی که تاریخ پنجاه ساله پهلوی پر از حوادث ضد و نقیض است. خوب به یاد دارم در مشهد به خاطر تعویض کلاه چه شورشی شد و خون بی گناهان صحن مطهر حضرت رضا (ع) را رنگین کرد.

یکی دیگر از تبلیغات رضاخان علیه احمدشاه عکسی بود که از مرحوم احمدشاه مونتاژ شده بود و شاه را در حال رقص با یک پری روی فرانسوی نشان می داد و نوشتند که احمدشاه در پاریس مشغول عیش و نوش است. در صورتی که در زندگی کوتاه احمدشاه کوچک ترین نشانه ای که دال بر عیاشی این پادشاه باشد دیده نشد و کسی حتی دشمنانش نتوانستند بگویند که احمدشاه اهل عیاشی بود.

باری از اصل مسئله دور شدم؛ گفتم که در این اتاق کوچک و نظیف عکس احمدشاه با شاپو پهلوی قرآن و چراغ خواب روی میز قرار داشت. یک تخته قالی کهنه ولی بسیار تمیز کف اتاق را پوشانده، پرده های سفید تمیزی از تور حاشیه دار پنجره اتاق را زینت داده بود ولی با تعجب دیدم روی شیشه پنجره ها با روزنامه پوشیده شده بود. ابتدا تصور کردم شیشه شکسته و به وسیله روزنامه آن را پوشانده اند ولی بعدا متوجه شدم شیشه ها سالم است، با حالت تعجب از خانم بدرالملوک سوال کردم: چرا روزنامه روی شیشه چسانیده اند؟ آیا برای جلوگیری از آفتاب است؟! خانم در جواب گفت: خیر هر صبح که چشم باز می کردم مجسمه رضاخان را می دیدم و بی اختیار بر خود می لرزیدم. این روزنامه ها را چسباندم که چشمم به مجسمه نیفتد. در دوران طولانی عمر خانم بدرالملوک هرگز نشنیدم که رضاشاه بگوید همیشه او را رضاخان خطاب می کرد.

امروز که به خواست خداوند عمرم اجازه داد تا بتوانم بعد از فوت خواهرم خاطراتش را به رشته تحریر درآورم، خوشوقت هستم که دوران اختناق و سانسور هم گذشته و به راحتی می توانم همه چیز را برای خوانندگان عزیز به ویژه جوانانی که از احمدشاه چیزی نمی دانند بنویسم.

چون در تاریخ مدارس دوران پهلوی بسیار کوتاه در باره احمدشاه نوشته شده، آن هم از بی عرضگی او، در حالی که هستند مردانی که در عهد احمدشاه بوده اند و می دانند اگر این شاه جوان به قول دشمنانش بی عرضه بود ولی نه تنها خیانت به مملکت و ملت نکرد، بلکه دستش به خون هیچ کس آلوده نشد و آن چنان دموکرات بود که اگر خوانندگان عزیز کتاب زندگی سیاسی مرحوم احمدشاه را به قلم آقای حسین مکی خوانده باشند دیده اند که رییس جمهور فرانسه در زمان سلطان احمدشاه در پاریس به شاه گفته بود که شما باید پادشاه سوییس باشید نه پادشاه یک کشور مشرق زمین. احمدشاه که یک شاه دموکرات بود عقیده داشت باید سلطنت کند نه حکومت.

به هر حال آن روز وقتی خانم گفت این روزنامه ها را به این علت پشت شیشه چسبانیدم که هر صبح چشمم به مجسمه رضاخان نیفتد ، از ایشان سوال کردم: آیا هنوز از رضاخان نفرت دارید؟ خانم در جواب گفت: چگونه می توانم نفرت نداشته باشم! روزی که به دستور رضاخان قرار شد من به فرانسه بروم و به احمدشاه ملحق شوم و به حالت تبعید در پاریس زندگی کنم خوب به خاطر دارم که نایب السلطنه و محمدحسن میرزا ولیعهد و پدرم شاهزاده ظهیرالسلطان و مادرت (مادر نگارنده) حضور داشتند که سرم را به آسمان بلند کردم و گفتم رضاخان! امیدوارم روزی را ببینم که سرت زنده و تنت مرده باشد، همه چیز را ببینی ولی نتوانی کاری انجام دهی و بحمدالله شاهد بودم که همان طور هم شد. روزی که شنیدم رضاخان با گریه استعفانامه خود را می نوشت مردی که در اواخر سلطنت خود عقیده داشت که چیزهای مربوط به آسمان ازجمله برف و باران و زلزله و همه چیز دیگر هم دست بشر است و آن قدر مغرور شده بود که حتی مرگ و زندگی را هم به دست بشر می دانست به سرش آمد آن چه که بر او رفت.

سوال کردم: شما از کجا مطلع هستید که رضاخان این عقیده را داشت؟ در جواب گفت: من این را از یکی از نزدیک ترین افراد به رضاخان شنیدم.

احمدشاه سه بار ازدواج کرد برای داشتن ولیعهد که اتفاقا ولیعهدی هم نتوانست داشته باشد جز یک پسر به نام فریدون میرزا که در جریان سرگذشت به آن خواهیم رسید.

از شاهزاده محمودمیرزا برادر خانم بدرالملوک همسر احمدشاه که به اتفاق احمدشاه به پاریس رفته بود شنیدم که احمدشاه در بستر بیماری ریش گذشته بود و به قدری ضعیف شده و نقاهت او را آزار می داد که قادر به اصلاح سر و صورت خود نبود؛ ولی قیافه معصوم به ویژه چشمان درشت و قهوه ای رنگ او که مانند چشمان یک طفل بی گناه می نمود در صورت تکیده اش آن چنان پرفروغ بود که آدمی نمی توانست به چشمان او نگاه کند.

محمودمیرزا خود در زمان احمدشاه سرهنگ نظمیه (شهربانی امروز) بود، پس از آمدن رضاخان از درجه سرهنگی خلع شد و در معیت احمدشاه به پاریس رفت یا بهتر بگوییم تبعید شد.

سه ماه بود که احمدشاه می خواست در پاریس وصیت نامه اش را تنظیم کند ولی یک محضردار مسلمان پیدا نمی شد و شاه به هیچ صورت مایل نبود یک محضردار خارجی و بخصوص غیرمسلمان وصیت نامه اش را تنظیم کند تا این که پس از جست وجوی زیاد یک نفر مصری را پیدا کردند و به حضور آوردند تا وصیت نامه اش را بنویسد. یکی از وصیت های احمدشاه خطاب به دخترانش این بود اگر با مردی خارج از اسلام ازدواج کنند از ارث محروم شوند مگر آن که شوهر غیرمسلمان به دین اسلام بگرود اما بهتر می دانم که اصولا دخترانم با مرد ایرانی و مسلمان ازدواج کنند اگرچه حمال باشد.

در حالی که آن روز که احمدشاه وصیت نامه ای را می نوشت، تازه دختر بزرگش ایراندخت که اولین فرزند او و از خانم بدرالملوک بود فقط چهارده سال داشت و همایون دخت و مریم هم کوچکتر بودند.

گزیده از خبر انلاین

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
عنوان:
نظر
  قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
پاسخ تامین اجتماعی درباره حذف مزایای حقوق بازنشستگان | معوقات حقوق کی پرداخت می شود؟
  پاسخ تامین اجتماعی درباره حذف مزایای حقوق بازنشستگان | معوقات حقوق کی پرداخت می شود؟
حذف مزایای مزدی بازنشستگان صورت نگرفته بلکه تنها مبلغ سه مورد که تکراری پرداخت می‌شد را افزایش ندادیم. حق خوار بار و معیشت و حق اولاد و کمک هزینه مسکن در راستای کمک معیشت پرداخت می‌شد و اکنون نیز پرداخت می‌شود اما مشمول درصد افزایش ...
ابراهیم رضایی: تنگه هرمز را با قدرت نگه می‌داریم
  ابراهیم رضایی: تنگه هرمز را با قدرت نگه می‌داریم
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس بر حفظ تنگه هرمز با اقتدار تاکید کرد.
احمد نجفی: ساواک به کیمیایی گفت در گوزن ها به شاه فحش داده ای
  احمد نجفی: ساواک به کیمیایی گفت در گوزن ها به شاه فحش داده ای
احمد نجفی در گفت و گویی خاطره ای از مسعود کیمیایی و فیلم گوزن ها را روایت کرده است.
محسن رضایی: تنگه هرمز را حفظ می‌کنیم
  محسن رضایی: تنگه هرمز را حفظ می‌کنیم
تنگه هرمز را به فضل پروردگار حفظ می‌کنیم، زیرا این گذرگاه راهبردی یکی از مؤلفه‌های بازدارندگی کشور است و نقشی تعیین‌کننده در تأمین امنیت و منافع ملی دارد.
حمد بن خلیفه آل ثانی؛ روزی که امیر قطر علیه پدرش کودتا کرد
  حمد بن خلیفه آل ثانی؛ روزی که امیر قطر علیه پدرش کودتا کرد
بر اساس روایت‌های تاریخی، اختلاف اصلی حمد بن خلیفه آل ثانی با پدرش بر سر آینده اقتصاد قطر بود. حمد معتقد بود اتکای صرف به درآمدهای نفتی، آینده این کشور را با مخاطره روبه‌رو می‌کند و قطر باید هرچه سریع‌تر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در صنعت گاز و صادرات ...
باهنر: زمان پافشاری بر تحلیل‌های حزبی نیست/ باید پشت تصمیمات کلان نظام ایستاد
  باهنر: زمان پافشاری بر تحلیل‌های حزبی نیست/ باید پشت تصمیمات کلان نظام ایستاد
اکنون زمان ترویج دیدگاه‌های شخصی یا اصرار بر افکار انفرادی نیست. امروز باید گفتمان جمهوری اسلامی، متراکم، متمرکز و تحت زعامت رهبر انقلاب دنبال شود.
تیم ملی در مسیر رشد است؛/ واکنش جالب عطایی به عملکرد ایران زیر نظر پیاتزا
  تیم ملی در مسیر رشد است؛/ واکنش جالب عطایی به عملکرد ایران زیر نظر پیاتزا
سرمربی سابق تیم ملی والیبال ایران هشدار داد که ورود بیش از حد رسانه‌ها و کارشناسان به جزئیات تیم ملی، تنها باعث اضطراب و کاهش عملکرد بازیکنان می‌شود.
اعلام رسمی نرخ عوارض جاده‌ای سال 1405
  اعلام رسمی نرخ عوارض جاده‌ای سال 1405
عوارض جاده‌ای، هزینه‌ای است که رانندگان باید برای تردد در آزادراه‌های کشور بپردازند.
انجام نخستین جراحی با ربات انسان‌نما
  انجام نخستین جراحی با ربات انسان‌نما
یک تیم متشکل از ربات انسان‌نما و جراح، عمل برداشتن کیسه صفرا را با موفقیت انجام دادند.
تأخیر در اتصال کارت سوخت به کارت بانکی / ماجرا چیست؟
  تأخیر در اتصال کارت سوخت به کارت بانکی / ماجرا چیست؟
در حال حاضر بیش از یک ماه است که خدمات بانکی 4 بانک بزرگ با حمله سایبری به زیرساخت شبکه ارتباطات بین بانکی این بانک‌ها با اختلال مواجه شده است.
قیمت روز طلا و دلار
  قیمت روز طلا و دلار
نرخ لحظه‌ای دلار و طلا امروز | جدول قیمت ارز و سکه، طلا 18 عیار، دلار آزاد، صرافی و نیما را اینجا ببینید.
نتانیاهو: در غم ازدست‌دادن سناتور گراهام سوگواریم
  نتانیاهو: در غم ازدست‌دادن سناتور گراهام سوگواریم
«اسراییل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد. آمریکا یک میهن‌پرست بزرگ را از دست داد. من یک دوست عزیز را از دست دادم.
  پربیننده ترین اخبار       
  آخرین جزییات از حملات ارتش آمریکا به جنوب ایران/ آغاز حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه های آمریکا در منطقه
  اظهارات جنجالی وزیر جنگ آمریکا علیه ایران؛ «بهای اشتباه را خواهید داد»
  واکنش مجری‌های صدا و سیما به خبر درگذشت لیندسی گراهام/ به درک واصل شد
  غلامعلی حداد عادل در کنار مزار دختر شهیدش + عکس
  پیام جنجالی ترامپ درباره لیندسی گراهام
  حمله تجاوزکارانه سنتکام به خاک ایران /نقض دوباره تفاهمنامه
  لحظه شلیک موشک‌های آمریکایی هیمارس از خاک بحرین
  انفجارهای شدید در بحرین، امارات و اردن
  قطر در سوگ؛ امیر این کشور چشم از جهان فروبست
  پرواز به سمت قطر؛/ قطعی: مقصد علی نعمتی مشخص شد
  جزییات حمله آمریکا به شهرهای جنوبی ایران
  واکنش بن‌گویر به خبر مرگ گراهام
  مرگ ناگهانی لیندسی گراهام
  زیدآبادی: خداوند شر لیندسی گراهام را کم کرد
  برخورد بوستر موشک به یک واحد مسکونی در دورود
  حسین شریعتمداری: کویت، بحرین و اردن به لیست اهداف ایران اضافه شوند
  استایل متفاوت و خیره‌کننده بهاره افشاری در جشن تولد 42 سالگی‌اش + عکس
  جزییات حملات جدید آمریکا به ایران: انفجار در چند شهر، وضعیت قرمز در تنگه هرمز
  اهداف منهدم شده در پایگاه آمریکایی اردن
  بیانیه سنتکام درباره جدیدترین تجاوز آمریکا به ایران
© شبکه خبری سرنویس 1404

All rights reserved