| مهدی محمدی در تحلیلی از تحولات اخیر، افزایش تحرکات نظامی را نشانه بالارفتن احتمال درگیری تازه دانسته است؛ با این تأکید که پیامهای دیپلماتیک باید تا آخرین لحظه بررسی شوند، اما رفتوآمد میانجیها نباید به کاهش آمادگی دفاعی بینجامد. محمدی با اشاره به افزایش پروازها در آسمان عراق و جابهجاییهای نظامی در سرزمینهای اشغالی، ارزیابی کرده که آرایش طرف مقابل برای اجرای سناریوهای مختلف درگیری در حال تکمیل است. او از نزدیکشدن به «لحظه صفر» سخن گفته؛ ارزیابیای تحلیلی که به معنای اعلام زمان قطعی حمله نیست. سه مانع پیش روی جنگ تازه به اعتقاد محمدی، مسئله اصلی آمریکا و اسراییل اکنون بیشتر به امکان اجرای عملیات و مدیریت پیامدهای آن مربوط است. او سه چالش را برجسته میکند: ▪️ اطلاعاتی: شناسایی اهداف و اطمینان از دسترسی به آنها؛ عدم قطعیتی که میتواند بر نتیجه عملیات اثر بگذارد. ▪️ عملیاتی و تسلیحاتی: توان عبور از دفاع ایران و اصابت مؤثر، در شرایطی که هر طرف متناسب با اقدامات دیگری، روشهای خود را تغییر میدهد. ▪️ راهبردی: محدود نگهداشتن زمان و جغرافیای جنگ و تبدیل نتیجه نظامی به دستاورد سیاسی؛ موضوعی که از نگاه نویسنده، دشوارترین بخش محاسبات طرف مقابل است. او هشدار میدهد حلنشدن این مسائل، الزاماً مانع آغاز حمله نمیشود؛ اشتباه محاسباتی، اطلاعات نادرست یا تصمیم هیجانی نیز میتواند به درگیری منجر شود. واشنگتن و نتانیاهو یک هدف ندارند محمدی میان اهداف آمریکا و نتانیاهو تفاوت میگذارد. در تحلیل او، واشنگتن به دنبال دستاوردی نمادین در پرونده هستهای، بازگشایی هرمز و کنترل دامنه جنگ است؛ درحالیکه نتانیاهو حفظ قدرت، تضعیف توان موشکی و پهپادی ایران و پیشبرد اهداف براندازانه را دنبال میکند. به باور نویسنده، این اختلاف ممکن است در آغاز عملیات زیر سایه همکاری نظامی بماند، اما در صورت شکست یا طولانیشدن جنگ، به تعارضی جدی تبدیل شود. پاسخ احتمالی ایران؛ فراتر از محاسبات یک جنگ محدود محمدی در بخش دیگری از یادداشت، از ضرورت غافلگیری، حفظ ابتکار عمل و جلوگیری از تحمیل زمان و جغرافیای جنگ توسط طرف مقابل سخن میگوید. او معتقد است حمله تازه، در تهران تهدیدی علیه موجودیت کشور تلقی خواهد شد و میتواند پاسخ گستردهتری به دنبال داشته باشد. نویسنده همچنین بر توجه به نقش حامیان سیاسی و مالی جنگ تأکید میکند. این بخشها، دیدگاه و پیشنهادهای اوست و نباید با اعلام رسمی دکترین یا تصمیم عملیاتی نیروهای مسلح یکسان گرفته شود. رفتوآمد میانجیها؛ گشایش واقعی یا ادامه بنبست؟ محمدی معتقد است سفر لاوروف، عاصم منیر و حضور هیئت قطری را نباید فراتر از دستاورد واقعی آنها تفسیر کرد. او مدعی است پیشنهاد ایران، شروط تفاهم اسلامآباد را با دو شرط دیگر دنبال میکند و در مقابل، بازگشایی هرمز با ترتیبات مورد نظر تهران مطرح است؛ بدون ارائه امتیاز هستهای تازه. او مینویسد نشانه روشنی از پذیرش این چارچوب نمیبیند؛ بااینحال، تأکید دارد شنیدن و بررسی پیامها باید تا آخرین لحظه ادامه یابد. از نگاه او، دیپلماسی زمانی مؤثر است که با هوشیاری نظامی همراه باشد. محمدی نوسانهای کوتاهمدت نفت پس از انتشار اخبار مذاکرات را نیز برای نتیجهگیری درباره تغییر صحنه کافی نمیداند و معتقد است وضعیت واقعی عرضه و امنیت تردد، وزن بیشتری در رفتار بازار دارد. محور نهایی یادداشت، حفظ همزمان دو آمادگی است: آمادگی برای دفاع و آمادگی برای بررسی راهحل دیپلماتیک؛ بدون آنکه امید به یکی، موجب غفلت از دیگری شود. |